اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۳ تیر ۱۴۰۳

فرمان به سنگسار زن تشنه

متن فارسی

 (23) حکم خلیفه بسنگسار کردن زن مضطره
از عبد الرحمن سلّمى روایت شده که گوید: زنى را آوردند نزد عمر که تشنگى او را از پا درآورده و گذرش بر چوپانى افتاده بود و از او آب خواسته بود پس او امتناع کرده بود که او را آب دهد مگر آنکه خود را در اختیار او گذارد پس آن بیچاره هم قبول کرده بود از روى اضطرار پس عمر با مردم درباره رجم و سنگسار کردن او مشورت کرد. پس على علیه السلام فرمود: این زن بیچاره و مضطرّه بود نظرم این است که او را آزاد کنید پس آزادش کردند.
سنن بیهقى ج 8 ص 236، الریاض النضره ج 2 ص 196 ذخایر العقبى ص 81، الطرق الحکمیه ص 53،
صورت مفصّل قضیه:
زنى را نزد عمر آوردند که زنا داده و اقرار کرده بود پس عمر دستور داد او را سنگسار کنند پس على علیه السلام فرمود: شاید او عذرى داشته سپس فرمود: چه موجب شد که زنا دادى گفت: مرا دوست و همکارى بود که در میان شتران او آب و شیر بود ولى در میان شتران من نه آب بود و نه شیر پس من تشنه شدم و از او آب خواستم پس او خوددارى کرد که مرا سیراب کند مگر آنکه خودم را در اختیار او گذارم پس من سه بار خوددارى و امتناع کردم و چون تشنه شدم و گمان کردم که جانم به زودى از تشنگى بیرون خواهد آمد و می میرم پس آنچه خواست به او دادم و او مرا سیراب کرد پس على علیه السلام فرمود: «الله اکبر. فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه انّ الله غفور رحیم»«1» پس کسی که مضطر و بیچاره باشد نه سرکش و دشمن پس گناهى بر او نیست به درستی که خداوند بخشنده مهربان است»الطرق الحکیمه ابن قیّم جوزیه ص 53، کنز العمّال ج 3 ص 96 نقل از بغوى.

امینى گوید: ای کاش خلیفه یاد میگرفت چیزى از علم کتاب و سنّت را تا حکم میکرد به آنچه که خداوند بر پیامبرش صلّى اللّه علیه و آله نازل فرموده است. و ای کاش من میدانستم هدف خلیفه چه بود و کجا میرسید عاقبت کار داورى ‏ها و قضایاى او اگر امیر المؤمنین على علیه السلام در میان امّت نبود یا نبود که کژى او را راست کند و یا غصّه او را بر طرف کند بلى: این مرد به تحقیق گفت: «لولا على لهلک عمر»

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏6، ص: 171

متن عربی

23- حکم الخلیفة برجم مضطرّة

عن عبد الرحمن السلمی، قال: أُتی عمر بامرأة أجهدها العطش فمرّت على راعٍ فاستسقته، فأبى أن یسقیها إلّا أن تُمکّنه من نفسها ففعلت، فشاور الناس فی رجمها، فقال علیّ: «هذه مضطرّة أرى أن یُخلى سبیلها». ففعل.

سنن البیهقی (8/236)، الریاض النضرة «1» (2/196)، ذخائر العقبى (ص 81) الطرق الحکمیّة (ص 53).

صورة مفصلة:

إنّ عمر بن الخطّاب رضى الله عنه أُتی بامرأة زنت فأقرّت فأمر برجمها، فقال علیّ رضى الله عنه: «لعلّ بها عذراً» ثمّ قال لها: «ما حملکِ على الزنا؟» قالت: کان لی خلیط و فی إبله ماء و لبن و لم یکن فی إبلی ماء و لا لبن، فظمئت فاستسقیته فأبى أن یسقینی حتى أعطیه نفسی فأبیت علیه ثلاثاً، فلمّا ظمئت و ظننت أنّ نفسی ستخرج أعطیته الذی أراد فسقانی. فقال علیّ: «اللَّه أکبر، (فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏) «2»».

الطرق الحکمیّة لابن القیّم الجوزیّة (ص 53)، کنز العمال «3» (3/96) نقلًا عن البغوی.

قال الأمینی: لیت الخلیفة کان یحمل شیئاً من علم الکتاب و السنّة حتى یحکم

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏6، ص: 172

بما أنزل اللَّه على نبیّه صلى الله علیه و آله و سلم، و لیتنی أدری ما کان صیّره، و أیّ مبلغ کانت تبلغ بوائق أقضیته إن لم یکن فی الأُمّة علیّ أمیر المؤمنین؟ أو لم یکن یُقیم أوده و یُزیل أمْته «1»؟ نعم؛ حقّا قال الرجل: لو لا علیّ لهلک عمر.