logo-samandehi

فضیلت علی(ع) بالاتر از «ساقی حجاج» و «کلیددار مسجدالحرام» است

اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن امن بالله و الیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله .آیا قرار داده اید آب دادن به حاجیها و ساختمان مسجد الحرام را مانند کسی که بخدا و روز جزا ایمان آورده و در راه خدا کوشش می کنند؟ نه این چنین نیست و این دو هرگز مساوی نیستند. طبری در ص 59 جلد دهم تفسیرش به اسنادش از انس روایت کرده که وی گوید عباس و شیبه (فرزند عثمان) متولی مسجد الحرام و کعبه نشسته بودند و بر یکدیگر مباهات کرده و شخصیت خود را به رخ یکدیگر می کشیدند، عباس به او می گفت: من از تو برترم چون عموی پیامبر و وصی پدر آنحضرت و ساقی حاجی ها هستم. شیبه می گفت:من از تو مهم تر و بزرگوار ترم چون امین خدایم بر خانه اش و خزانه دار خانه خدا هستم، آیا آنچنان که خداوند مرا امین خود قرار داده امین تو نیستم. این دو با یکدیگر از همین قبیل سخنان می گفتند و بر یکدیگر مفاخره می کردند تا اینکه علی بن ابیطالب به آن دو رسید. عباس به او گفت: شیبه بن من مباهات کرده و گمان می کند از من برتر است. علی گفت: ای عمو تو به او چه گفتی؟ عباس پاسخ داد: به او گفتم: من عموی پیامبر و جانشین و وصی پدر آنحضرت و ساقی حاجی ها هستم و از تو بالاترم. علی به شیبه رو کرد و گفت که تو چه می گوئی؟ جواب داد که من گفتم: بدین جهت از تو برترم که امین خدا هستم بر خانه اش و خزانه دار خانه کعبه هستم آیا کسی که امین خدا است امین تو نخواهد بود؟ انس گوید که علی در پاسخ آنان گفت: بگذارید من هم افتخار خویش را بازگو کنم. گفتند: بسیار خوب است. شما هم بفرمائید. فرمود: من ازشما بدین جهت برترم که نخستین کسی هستم از مردان این امت که بوعده های پیامبر ایمان آورده و با او هجرت نمودم و در راه خدا جهاد کردم. (بعد از سخن علی) هر سه نفر روانه شدند و به حضور پیامبر مشرف گردیدند و هر کدام جهت برتری خود را بازگو کردند، پیامبر چیزی به آنان نگفت و آنها هم رفتند، بعد از چند روزی جبرئیل نازل شده و در باره آن وحی آورد، رسول خدا آن سه نفر را احضار کرد وقتی آنان به خدمت پیامبر آمدند، این آیه را بر آنان تلاوت فرمود: اجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و الیوم الاخر… داستان این مفاخره، و نزول این آیه را در شان آنان، عده زیادی از حفاظ و دانشمندان و مفسران در کتب خود آورده و با تحقیقات دامنه داری که در باره راویان این حدیث و سلسله سند آن نموده اند آن را معتبر دانسته، برخی به طور اجمال ذکر کرده اند و عده ای مفصلا آن را نقل کرده اند. از جمله:
-1 واحدی در ” اسباب النزول ” ص 182 از حسن وشعبی وقرظی نقل کرده است.
-2 قرطبی در تفسیرش جلد 8 ص 91 از سدی.
-3 خازن در تفسیرش جلددوم ص 221 گوید: شعبی و محمد بن کعب قرظی گویند: که این آیه در باره علی بن ابیطالب و عباس بن عبدالمطلب و طلحه بن ابی شیبه نازل شد. اینان با یکدیگر مباهات کرده و هر یک سخنی می گفت. طلحه گفت: من صاحب خانه و کلید دار کعبه هستم. عباس گفت: من حاجی ها را آب می دهم و اداره کردن حجاج با من است. علی گفت: من ندانم شما چه می گوئید، من قبل از اینکه دیگران نماز بخوانند شش ماه جلوتر روی بقبله آورده و نماز خواندم و من در جهادها و جنگها دوشادوش پیغمبر شمشیر زده ام. سپس این آیه نازل شد.
-5 ابوالبرکات نسفی در ص 221 جلد دوم تفسیرش.
-6 حموئی در ” الفرائد ” در باب چهل و یکم باسنادش از انس.
-7 ابن صباغ مالکی در ” الفصول المهمه ” ص 123 از طریق واحدی از حسن وعشبی وقرظی.
-8 جمال الدین محمد بنیوسف زرندی در نظم و شعر درر السمطین.
-9 گنجی در الکفایه ص 113 از طریق ابن جریر و ابن عساکر از انس به همان عبارتی که در متن آن را ذکر کردیم.
-10 ابن کثیر شامی در تفسیرش جلد دوم ص 341 از حافظ عبدالرزاق باسنادش از شعبی، و از طریق ابن جریر از محمد بن کعب قرظی، و از سدی و در این طریق و عبارت اینان این چنین آمده است: علی و عباس و شیبه با یکدیگر مباهات می کردند و بقیه عبارتشان مثل عبارت فوق است. و نیز از طریق حافظ عبدالرزاق از حسن و محمد بن ثور از معمر از حسن نقل کرده است.
-11 حافظ سیوطی در درالمنثور جلد سوم ص 218 از طریق حافظ ابن مردویه از ابن عباس نقل کرده و از طریق حفاظ عبدالرزاق و ابن ابی شیبه و ابن جریر و ابن منذر و ابن ابی حاتم و ابی الشیخ از شعبی و از ابن مردویه از شعبی، و از عبدالرزاق از حسن، و از طریق ابن ابی شیبه و ابی الشیخ و ابن مرودیه ازعبیدالله بن عبیده، و از طریق فریانی از ابن سیرین و از ابن جریر از محمد بن کعبقرظی، و از طریق ابن جریر و ابی الشیخ از ضحاک و از حافظ ابی نعیم و حافظ ابن عساکر به اسنادش از انس به لفظ و عبارتی که ما در متن کتاب آوردیم روایت کرده است.
12 – صفوری در ” نزهه المجالس ” جلد دوم ص 242 و در چاپ دیگری ص 209 از کتاب ” شوادر الملح و موارد المنح ” نقل کرده است که: عباس و حمزه رضی الله عنهما بر یکدیگر تفاخر می کردند حمزه می گفت: من از تو بهترم زیرا من کعبه را ساخته ام. عباس گفت: من از تو بهتر هستم زیرا سقایت حاجی ها و آب دادن به آن ها به من واگذار شده است. پس به یکدیگر گفتند به ابطح (مسیل های ریگزار) می رویم و از اولین کسی که با او برخورد کردیم می پرسیم، به راه افتادند و در بین راه علی رضی الله عنه را دیدند جریان خود را باو گفتند و از او نظریه خواستند. علی در پاسخ گفت من از هر دوی شما بهتر هستم زیرا من زودتر از شما به اسلام گرویده ام. پیغمبر از جریان خبردار شد و از این موضوع دلتنگ شد (قدری ناراحت شد که چرا این مطلب به دو عمویش گفته شده و علی خود را از هر دو بهتر دانسته است). آنگاه خداوند گفتار علی را تصدیق کرده و در فضیلت او این آیه را فرستاد: اجعلتم سقایه الحاج… الایه. ما نمی توانیم تمام مدارک و مصادری را که در باره این مفاخره، و نزول این آیه، بر آنها اطلاع یافته و آنها را مطالعه کرده ایم در اینجا بیاوریم و همین طور از آنجا که منظور ما، خلاصه نویسی است، نمی توانیم همه مدارک و نوشته هائی را که در بقیه آیات قرآن و احادیث پیامبر در فضیلت امیر المومنین علی (ع) وارده شده اینجا ذکر کنیم. ما گفتاری مفصل در این باره در کتاب دیگری بنام ” العتره الطاهره فی الکتاب لعزیز ” نگاشته ایم که در آنجا آیاتی که در شان خاندان پاک رسول خدا نازلشده بتفصیل شرح داده ایم. داستان مفاخره و نزول آیه را در باره آنان چندین نفر از شعرا بزرگ، آنان که پیوسته در فکر حفظ و نگهداری احادیث رسول خدا بوده اند برشته نظم در آورده و افرادی هم چون سید الشعرا الحمیری، الناشی، البشنوی، در این باره قصائدی سروده اند که بزودی در شرح حال آنان اشعارشان را خواهیم دید.     

 ( الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج2 ص  92 – 97)

رفتن به بالا