اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۸ تیر ۱۴۰۳

فقیری زمین را پر از طلا کرد

متن فارسی

 از«حسن بصری»رحمة اللّه علیه روایت شده که گفت:«مرد فقیر سیاهی در آبادان می زیست،که در خرابات به سر می برد.چیزی بدست من رسید،او را خواستم.وقتی که چشمش به من خورد،لبخندی زد و با دستش به زمین اشاره کرد و تمام زمین طلا شد و برق زد.سپس گفت:آنچه آوردی بده.من دادم،لکن سخت ترسیدم و فرار کردم.»«الروض الفائق»126.

 (نویسنده گوید:)بخوان و تعجب کن،بخند یا گریه کن.

 (الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 154)

متن عربی

20- فقیر یجعل الأرض ذهباً

عن الحسن البصری رحمة اللَّه علیه، قال: کان بعبادان رجلٌ فقیرٌ أسود یأوی إلی الخرابات فحصل معی شی ءٌ فطلبته، فلمّا وقعت عینه علیَّ تبسّم و أشار بیده إلی الأرض فصارت الأرض کلّها ذهباً تلمع، ثم قال: هات ما معک. فناولته و هالنی أمره

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 11، ص: 155

فهربت. الروض الفائق (ص 126).

اقرأ و تعجّب، اضحک أو ابک.