اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۲ خرداد ۱۴۰۵

قتل عثمان از قول شداد بن اوس

متن فارسی

کشته شدن عثمان از قول شداد بن اوس

از قول شداد بن اوس – ساکن شام که در دوره معاویه در آنجا درگذشته است – روایت می کنند که ” وقتی در روز جنگ ، خانه عثمان – رضی الله عنه – محاصره تنگ گشت و کار سخت شد دیدم علی از خانه اش بیرون آمده در حالیکه عمامه رسول خدا را بر سر بسته و شمشیرش را حمایل کرده و دوفرزندش حسن و حسین و عبد الله بن عمر- رضی الله عنهم – را پیش انداخته است و جمعی از مهاجران و انصار همراه او هستند . آنگاه به مردم حمله کرده صفوف آنان را شکافتند و به خانه عثمان درآمدند. علی گفت : سلام بر تو ای امیر المومنین پیامبر خدا (ص) تا بوسیله گروندگان روی برتافتگان را نکوبید به حکومت نرسید. و من معتقدم این جماعت حتما تو را خواهند کشت، بنابراین به ما اجازه بده تا با آنان بجنگیم. عثمان گفت: همه کسانی را که در برابر خدای عز و جل خود را موظف می بینند و برای من حقی بر گردن خویش احساس می نمایند قسم می دهم که نگذارند بخاطر من قطره ای خون بریزد و نیز نباید خون خویش را بخاطر من بریزید. علی رضی الله عنه سخن خویش را تکرار کرد و همان جواب را از عثمان شنید . در این هنگام علی را دیدم که از در خانه عثمان بیرون می رفت در حالیکه این سخن را به لب داشت : خدایا تو می دانی که سعی خودمان را کردیم. و به مسجد درآمده آماده نماز گشت . به او پیشنهاد کردند امامت نماز مردم را عهده دار شود، گفت: در حالیکه امام ( یعنی عثمان ) در محاصره است امام جماعت شما نخواهم شد بلکه نماز فرادی می خوانم . نماز فرادی خوانده به خانه خویش رفت . بعد پسرش خود را به او رساند که پدرم بخدا خانه عثمان را تسخیر کردند. گفت: انا لله و انا الیه راجعون. بخدا او را خواهند کشت. از او پرسیدند : عثمان در کجا خواهد بود و در چه مقامی ؟ گفت : در بهشت و همدمی خدا. پرسیدند : قاتلانش در کجا و چه مقامی خواهند بود ؟ گفت : بخدا در آتش . و این سخن را بسیار تکرار کرد “.

( الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج  9 ص 327 )

متن عربی

و عن شداد بن أوس- نزیل الشام و المتوفّی بها فی عهد معاویة- أنّه قال: لمّا اشتدّ الحصار بعثمان رضی الله عنه یوم الدار رأیت علیّا خارجاً من منزله معتّماً بعمامة رسول اللَّه

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 327

متقلّداً سیفه و أمامه ابنه الحسن و الحسین و عبد اللَّه بن عمر فی نفر من المهاجرین و الأنصار، فحملوا علی الناس و فرّقوهم ثمّ دخلوا علی عثمان.

فقال علیّ: السلام علیک یا أمیر المؤمنین إنّ رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لم یلحق هذا الأمر حتی ضرب بالمقبل المدبر، و إنّی و اللَّه لا أری القوم إلّا قاتلیک فمرنا فلنقاتل. فقال عثمان: أنشد اللَّه رجلًا رأی للَّه عزّ و جلّ علیه حقّا و أقرّ أن لی علیه حقّا أن یهریق فی سببی مل ء محجمة من دم أو یهریق دمه فیَّ. فأعاد علیّ رضی الله عنه القول فأجاب عثمان بمثل ما أجاب، فرأیت علیّا خارجاً من الباب و هو یقول: اللّهمّ إنّک تعلم أنّا قد بذلنا المجهود. ثمّ دخل المسجد و حضرت الصلاة فقالوا له: یا أبا الحسن تقدّم فصلّ بالناس، فقال: لا أُصلّی بکم و الإمام محصور و لکن أُصلّی وحدی، فصلّی وحده و انصرف إلی منزله فلحقه ابنه و قال: و اللَّه یا أبت قد اقتحموا علیه الدار، قال: إنّا للَّه و إنّا إلیه راجعون، هم و اللَّه قاتلوه، قالوا: أین هو یا أبا الحسن؟ قال: فی الجنّة و اللَّه زلفی، قالوا: و أین هم یا أبا الحسن؟ قال: فی النار و اللَّه- ثلاثاً.

الریاض النضرة «1» (2/127)، تاریخ الخمیس (2/262).