logo-samandehi

قرینه هشتم بر دلالت حدیث غدیر(قول رسول الله (ص)الله اکبر علی اکمال الدین… )

قرینه هشتم- قول رسول خدا صلی الله علیه و آله است بعد از بیان ولایت

در لفظ ابی سعید و جابر: الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمه و رضی الرب برسالتی و الولایه لعلی من بعدی. یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله (از فرط سرور و اعجاب) بر اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی پروردگار به رسالت خود و ولایت علی علیه السلام بعد از خود، تکبیر فرمود

و در لفظ وهب : “انه ولیکم بعدی” است

و در لفظ علی که (در مناشده آن حضرت در ایام عثمان): ولی هر مومن است بعد از من، آمده.

و به همین مضمون است روایتی که ترمذی و احمد و حاکم و نسائی و ابن ابی شیبه و طبری و بسیاری دیگر از حفاظ بطرق صحیحه از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده اند: همانا علی از من است و من از اویم، و او ولی هر مومن است بعد از من، و در روایت دیگر: و او ولی شما است بعد از من.

و همچنین روایتی که ابو نعیم در جلد1 “حلیه الاولیاء” ص 86 آورده و افراد دیگر (از علماء حدیث) به اسناد صحیح روایت کرده اند از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله: هر کس که او را خشنود میسازد که زندگی او همانند زندگی من و مرگ او همانند مرگ من باشد و در بهشت عدن که پروردگارم نهال آن را نشانده مسکن گیرد، پس دوست بدارد علی را بعد از من و تبعیت نماید بر ائمه بعد از من، زیرا آنها عترت من‌اند و از سرشت من آفریده شده اند.. تا آخر حدیث

و همچنین روایتی که ابو نعیم در جلد 1″ حلیه ” ص 86 باسناد صحیح که رجال آن مورد وثوق و اعتمادند، از حذیفه و زید و ابن عباس، از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت نموده که فرمود: هر کس او را خوشحال میسازد که زندگی و مرگ او چون من باشد و بدانه جوهر از یاقوت تمسک جوید که خداوند آن را بدست خود آفرید و سپس فرمود بان: بوجود آی. آن هم موجود شد، پس دوست بدارد (پیروی کند) علی علیه السلام را بعد از من.

این بیانات و تعبیرها بما علم یقین میدهد که ولایت ثابته برای امیرالمومنین علیه السلام مرتبه ای است معادل با مرتبه صاحب رسالت باحفظ تفاوت بین دو مرتبه از حیث تقدم زمانی و اولویت، خواه از لفظ (بعد از من) بعدیت از حیث زمان باشد یا رتبه، پس امکان ندارد که از کلمه مولی اراده شود مگر اولویت بر خلق در تمام شوونشان زیرا در اراده معنی نصرت و محبت از مولی به این قید، سیاق حدیث واژگون میشود و به جای اینکه حاکی از فخر و مباهات باشد، یک نوع منقصتی به شمار خواهد آمد به طوریکه پوشیده نیست!

(الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 658)

رفتن به بالا