اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

قیس بن سعد بن عباده

متن فارسی

ابو القاسم قیس بن سعد بن عبادة بن دلیم «2» بن حارثة بن ابى حزیمه «3» (بحاء مهمله مفتوحه) ابن ثعلبة بن ظریف بن خزرج بن ساعدة بن کعب بن خزرج الاکبر «4» ابن حارثة … تا آخر سلسله نسب که در ص 106 ذکر شد نام مادرش: فکیهه دختر عبید بن دلیم بن حارثه.

او از صحابه بزرگ و از اشراف عرب به حساب مى‌‏آمد و جزء رؤسا و سیاستمداران، جنگ آوران، سخاوتمندان، سخنرانان، زهاد و دانشمندان شمرده مى‌‏شد و از پایه‌هاى اصلى دین و استوانه‌هاى مذهب است.

اما شرف و بزرگوارى او:
نامبرده رئیس طایفه خزرج و از خاندان بزرگان آنان است خاندان او هم در دوران جاهلیت و هم در زمان اسلام داراى مجد و عظمت بوده‌اند.

سلیم بن قیس هلالى در کتابش گوید: قیس بن سعد بزرگ و آقاى انصار و فرزند بزرگ و رئیس آنان بود.

در جلد اول کامل ابن مبرد ص 309 چنین آمده است: قیس مردى شجاع با سخاوت و بزرگوار و آقا بود.

ابو عمرو کشى در کتاب رجال ص 73 گوید: قیس همیشه در دوران جاهلیت و اسلام ریاست و سرورى داشت و بزرگوارى و شرافت در خاندان آنان بود پدر و جد و پدرانش همه رئیس قبیله بودند، سعد اگر کسى را در پناه خود (به عنوان جوار) جاى میداد، همه قبائل جوار او را محترم میداشتند و متعرض پناهنده او نمیشدند و این مطلب به خاطر آقائى و سیادت و بزرگمنشى او بود، او و پدرش در دوران جاهلیت و اسلام سفره‌اى گسترده داشتند. فرزندش قیس بعد از او نیز همین موقعیت را داشت.

در کتاب الاستیعاب ج 2 ص 538 مذکور است که: قیس بزرگ طایفه بود به طوری که احدى با او و پدرانش معارض نبود.

در جلد چهارم اسد الغابه ص 215 چنین آمده است: وى بزرگ قبیله‌اش بود و هیچ کس با او نزاعى نداشت و از خاندان بزرگان آنها بود.

ابن کثیر در جلد هشتم تاریخش ص 99 گوید: قیس بزرگ و آقا و مطاع و فرمانفرما و همگى اطاعتش مى‏کردند، مردى بزرگوار و با سخاوت و شجاع و پسندیده بود.

قیس در اشعارى که درباره خود سروده چنین گوید:

و إنّی من القومِ الیمانینَ سیِّدٌ             و ما الناسُ إلّا سیِّدٌ و مَسُودُ

من از قوم یمانین آقا و رئیس قبیله هستم و مردم هم دو دسته هستند: یا رئیس و یا مرئوس یا فرمانده و یا فرمانبردار.

وَ بزَّ جمیعَ الناسِ أصلی و منصبی             و جسمٌ به أعلو الرجالَ مدیدُ

اصل و مقام من بر همه مردم غلبه کرده و همه را تحت الشعاع قرار داده است و داراى اندامى کشیده و قوى هستم که بر همه مردان از این جهت برترى دارم.

پدرش یکى از دوازده نقیب و بزرگانى است که اسلام قوم خود را براى رسول خدا ضمانت کردند.

نقیب به معناى ضامن و آن کس که اختیار کسى را در دست دارد. به تاریخ ابن عساکر جلد 1 ص 86 مراجعه کنید

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 116

متن عربی

الشاعر

أبو القاسم- و قیل: أبو الفضل «3»- قیس بن سعد بن عبادة بن دلیم «4» بن حارثة بن أبی حزیمة- بالحاء المهملة المفتوحة- «5» بن ثعلبة بن ظریف بن الخزرج بن ساعدة بن کعب بن الخزرج الأکبر «6» بن حارثة بن ثعلبة. إلى آخر النسب المذکور (ص 62).

أمّه فکیهة بنت عبید بن دلیم بن حارثة.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 116

هو ذلک الصحابیّ العظیم، کان یُعدُّ من أشراف العرب، و أُمرائها، و دهاتها، و فرسانها، و أجوادها، و خطبائها، و زهّادها، و فضلائها، و من عمد الدین، و أرکان المذهب.

أمّا شرفه:

فکان هو سیِّد الخزرج و ابن سادتها، و قد حاز بیته الشرف و المجد جاهلیّةً و إسلاماً، قال سلیم بن قیس الهلالی فی کتابه «1»: إنَّ قیس بن سعد کان سیِّد الأنصار و ابن سیِّدها.

و فی کامل المبرّد «2» (1/309): کان شجاعاً جواداً سیِّداً. و قال أبو عمرو الکشّی فی رجاله «3» (ص 73): لم یزل قیس سیِّداً فی الجاهلیّة و الإسلام، و أبوه و جدُّه و جدُّ جدِّه لم یزل فیهم الشرف، و کان سعد یُجیر فیُجار و ذلک له لسؤدده، و لم یزل هو و أبوه أصحاب إطعام فی الجاهلیّة و الإسلام، و قیس ابنه بعده على مثل ذلک.

و فی الاستیعاب «4» (2/538): کان قیس شریف قومه غیر مدافع هو و أبوه و جدُّه. و فی أُسد الغابة «5» (4/215): کان شریف قومه غیر مدافع، و من بیت سیادتهم. و قال ابن کثیر فی تاریخه «6» (8/99): کان سیِّداً مطاعاً، کریماً، ممدّحاً، شجاعاً.

و قال المترجَم له فی أبیات له:

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 117

و إنّی من القومِ الیمانینَ سیِّدٌ             و ما الناسُ إلّا سیِّدٌ و مَسُودُ

وَ بزَّ جمیعَ الناسِ أصلی و منصبی             و جسمٌ به أعلو الرجالَ مدیدُ

 و کان والده أحد النقباء الاثنی عشر الذین ضمنوا لرسول اللَّه صلى الله علیه و سلم إسلام قومهم. و النقیب: الضمین. راجع تاریخ ابن عساکر «1» (1/86).