اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۸ تیر ۱۴۰۳

کسانی که بعد از دفن، جنازه آنها به جای دیگر منتقل گردید

متن فارسی

کسانی که بعد از دفن، جنازه آنها را بجای دیگر بردند:
1- عبد اللّه بن عمرو بن حزام (حرام) انصاری، پدر صحابی بزرگوار «جابر بن عبد اللّه» که او و صدیقش عمرو بن جموح انصاری در احد شهید شده و در آنجا میان یک قبر دفن گردیدند و بعد از شش ماه جابر او را از آنجا بیرون آورد.
جابر می گوید: با پدرم کسی دفن شده بود که دلم راضی نمی شد با او در یک قبر باشد، از این رو او را در آوردم و در قبر جداگانه ای دفنش کردم.
ابو داود و بیهقی اضافه می کنند که: او را بعد از شش ماه در آوردم و هیچ تغییر در او پدید نیامده بود، جز آن قسمت از ریشش که روی زمین قرار داشت 
حاکم در «مستدرک» جلد 3 صفحه 203 با اسناد صحیحی از جابر آورده است:
پدرم اولین شهید روز «احد» بود. او را با یکی دیگر در قبری گذاردم، بعدا دیدم دلم راضی به این کار نیست که او با دیگری در یک قبر باشد بعد از شش ماه، او را از قبرش در آوردم. گویا مانند روزی بود که میان قبرش نهاده بودم غیر گوشش.
ناصف در «التاج» جلد 1 صفحه 409 بعد از ذکر حدیث جابر و نقل جنازه سعد و سعید یاد شده می گوید: از این حدیث فهمیده می شود که نقل میت، قبل از دفن و بعد از آن به جای دیگر جائز است. در صورتی که صاحب قبر طالب آن باشد و یا از فرا گرفتن آب بر آن و یا خراب شدن آن بترسد، انتقال آن واجب است. و اگر در میان مردم اشراری باشد نیز جائز است و بطور کلی در صورت احتیاج انتقال جائز است.
2- عبد اللّه بن سلمة بن مالک بن حارث بلدی انصاری، در جنگ احد کشته شد. مادرش انیسة دختر عدی خدمت رسول خدا رفت و عرض کرد: یا رسول اللّه پسرم عبد اللّه بن سلمة از شرکت کنندگان جنگ بدر بود، ولی در احد کشته شده میل دارم جنازه اش را به مدینه برده با آن مأنوس گردم، رسول خدا به او اجازه داد او فرزندش را توی عبا پیچیده و روی شترش قرار داد و در طرف دیگر شتر «مجذر بن دیار» «2» را و حرکتشان داد و چون عبد اللّه سنگین و مجذر سبک بود و توازن بهم خورده بود اصحاب رسول خدا از این منظره به شگفت آمده بودند،
پیامبر اکرم فرمود: عملشان میان آنان توازن برقرار خواهد کرد «1».
3- مجذر بن زیاد بن عمرو بن احزم بلوی، در جنگ احد کشته شد و انیسة مادر عبد اللّه بن سلمة او را با پسرش از آنجا با اجازه صریح رسول اکرم به مدینه برد.
4- طلحة بن عبید اللّه تمیمی (یکی از عشره مبشرة) که در جنگ جمل سال 36 ه کشته شده و در بصره در ناحیه ثقیف دفن گردید.
حافظ بن عساکر آورده است که: عایشه، دختر طلحه، پدرش را در خواب دید به او گفت: دخترم مرا از این مکان به جای دیگر منتقل کن، زیرا رطوبت اذیتم می کند، پس از سی سال یا مانند آن در حالی که بدنش تر و تازه بوده و تغییری در او پدید نیامده بود از قبر در آورد و در «هجرتین» واقع در بصره دفن کرد.
و در روایت دیگری آمده است: «خانه ای از خانه های آل ابی بکر را خریدند و در آنجا دفنش کردند» «2».
5- کسانی که در جوار مسجد رسول خدا بودند: عینی در «عمدة القاری» جلد 4 صفحه 63 گفته است: عثمان رضی اللّه عنه دستور داد: قبرهائی که نزدیک مسجد است خراب کنند و جنازه ها را به قبرستان بقیع منتقل نمایند و گفت: «مسجدتان را وسعت دهید».
6- شهداء احد: ابن جوزی در صفة الصفوة جلد 1 صفحه 147 از جابر روایت کرده: هنگامی که معاویه تصمیم گرفت چشمه اش را در احد جاری سازد، به او نوشتند: این کار مقدور نیست، مگر آنکه آن را بر روی قبور شهداء احد جاری سازیم. او در جواب نوشت: قبرها را نبش کنید».
و در نوادر الحکیم ترمذی صفحه 277 آمده است: او به منادی ای دستور داد در میان مردم ندا دهد که: «هر کس کشته ای دارد جنازه اش را در آورد و به جای دیگر ببرد».
جابر می گوید: آنان را دیدم که روی گردن های رجال حمل می شدند و گویا که خوابیده بودند. و کلنگ به گوشه پای حمزه علیه السلام اصابت کرد و خون از آن جاری گردید.
ابن جوزی در صفحه 194 در کتابش از جابر آورده است که: «از طرف معاویه ما را در مورد کشته های احد هنگام جریان آب چشمه ندا دادند، آنها را بعد از چهل سال تر و تازه از قبرها بیرون آوردیم».
7- جعفر بن منصور، متوفی در سال 150 ه ابتداء در قبرستان بنی هاشم بغداد دفن گردید، آنگاه از آنجا به جای دیگر منتقل شد «1».
8- در سال 647 ه تابوت های جمعی از خلفاء را به خاک «رصافة» به خاطر بیم از آب گرفتن منتقل کردند. یکی از آنها «المقتصد بن الامیر ابی احمد المتوکل» است که بعد از سیصد و پنجاه و چند سال از دفن او را به آن جا منتقل کردند و همچنین پسرش «المکتفی» و «المقتفی» پسر المقتدر باللّه را 
9- ابو النجم بدر الکبیر در سال 311 ه در شیراز فوت کرد، پس از مدتی قبرش را نبش کرده و جنازه اش را به بغداد حمل نمودند. «3»
10- محمد بن ابو علی ابن مقلة بغدادی، در سال 328 ه وفات یافت. و در دار السلطان دفن گردید، آنگاه خانواده اش درخواست کردند جنازه اش را به آنها تسلیم کنند، قبرش را شکافته جسدش را به آنها تسلیم نمودند. پسرش ابو الحسین او را در خانه اش دفن کرد پس زن معروفش «دیناریة» قبر او را شکافته و در خانه خود دفن نمود «4».
11- جعفر بن الفضل ابو الفضل معروف به ابن «حنزابه» «5»، وزیر و محدث، درسال 371 ه یا 391 ه فوت کرد و در «قرافة» و گفته شده در خانه اش، دفن گردید.و گفته شده که او در مدینه خانه ای خریده و قبری در آن برای خود تعبیه کرده بود.وقتی که او را به آنجا بردند، چون بزرگان آنجا متنعم به نعمت هایش بودند جنازه اش را به مکه برده مراسم حج و وقوف به عرفات را درباره اش انجام دادند، آنگاه او را به مدینه برگردانده و در آنجا دفنش نمودند «1».
12- ابن سمعون محمد بن احمد پیشوا و واعظ شهیر، در روز پنجشنبه 14 ذی القعدة سال 387 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در خیابان «الغتابیین» دفن گردید همچنان در آنجا بود تا آنکه پنجشنبه یازده رجب سال 426 ه از آنجا منتقل گردید و در مقبره احمد بن حنبل پیشوای حنبلی ها دفن شد در صورتی که کفنش رطوبت برنداشته بود «2».
13- ابو الحسن محمد بن عمر کوفی، در سال 390 ه در بغداد وفات کرد و بعد از یک سال یا کمتر جنازه اش را به مقبره خانوادگیش واقع در کوفه برده و در آنجا دفن کردند «3».
14- ابو بکر محمد بن طیب باقلانی متکلم اشعری شافعی در سال 403 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در کوچه مجوس از نهر «طابق» دفن گردید آنگاه از آنجا به «باب الحرب» منتقل و در آنجا دفنش کردند «4».
15- ابو بکر محمد بن موسی خوارزمی فقیه حنفی که ریاست مذهب به او منتهی گردیده بود در سال 403 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در کوچه «عیده» مدفون گردید و در سال 408 ه به خاکش واقع در «بازارچه غالب» منتقل و در آنجادفن گردید «1».
16- ابو حامد احمد بن محمد اسفرائینی که پیشوای شافعی ها در زمانش بوده در سال 406 ه فوت کرد و در خانه اش دفن گردید آنگاه در سال 410 یا 416 ه به مقبره اش واقع در باب الحرب منتقل و در آنجا مدفون گردید «2».
17- ابو الحسن علی بن عبد العزیز ابن حاجب نعمان، متوفی در سال 421 ه در خانه اش واقع در «برکة زلزل» دفن گردید. پس تابوتش به مقابر قریش منتقل و در شب جمعه 25 ذی قعده سال 425 ه در آنجا مدفون گردید «3».
18- خلیفه القادر باللّه در ذی حجة سال 422 ه فوت کرد و در خانه اش دفن شد، آنگاه بعد از یک سال یعنی پنجم ذیقعده سال 423 ه تابوتش را به «رصافه» منتقل و در آنجا دفن گردید «4».
19- احمد بن محمد ابو الحسین قدوری بغدادی حنفی (رئیس مذهب حنفی در عراق که ریاست مذهب به او منتهی گردیده بود) در سال 428 ه در بغداد فوت کرد و در خانه اش واقع در «کوچه ابی خلف» دفن گردید، آنگاه به جای دیگر واقع در خیابان منصور کنار قبر ابی بکر خوارزمی فقیه حنفی دفنش نمودند «5».
20- ابو طاهر جلال الدین، متوفی در سال 435 ه در بغداد وفات یافت، و در خانه اش دفن شد، آنگاه در ششم ماه رمضان سال 436 ه تابوتش به مقبره خانوادگیش واقع در مقابر قریش منتقل و در آنجا دفن گردید «6».
21- عبد السید بن محمد مشهور به ابن الصباغ (پیشوای شافعی ها در زمانش)در سال 447 ه فوت کرد. و در خانه اش واقع در کرخ دفن گردید، پس به باب حرب منتقل و در آنجا مدفون گردید «1».
22- ابو نصر احمد بن مروان کردی، در سال 453 ه فوت کرد و در مسجد «جامع المحدثة» و گفته شده: در قصر السدلی دفن شد، پس او را به بارگاه معروفه آنها که به مسجد «جامع المحدثة» متصل بوده برده در آنجا دفنش کردند «2».
23- احمد بن محمد ابو الحسن السمنانی قاضی حنفی، متوفی در سال 466 ه در بغداد فوت کرد و در خانه اش واقع در «نهر القلائین» دفن گردید، آنگاه پس از یک ماه جنازه اش را به جائی واقع در خیابان منصور برده دفن کردند، پس او را در «خیزرانیة» دفن نمودند «3»
24- خلیفه القائم بامر اللّه در سال 467 ه فوت کرد و در کنار قبور نیاکانش دفن گردید، آنگاه به «رصافه» منتقل گردید که هم اکنون مورد زیارت است 
25- حسن بن عبد الودود ابو علی شامی، متوفی در سال 467 ه در خانه اش واقع در «سکة الخرقی» دفن گردید، آنگاه او را بیرون آورده و در مقبره اش در «مسجد جامع مدینه» دفن نمودند «5».
26- احمد بن علی بن محمد، قاضی دمشق در سال 468 ه فوت کرد و در خانه اش دفن شد، پس او را به مقبره «الباب الصغیر» برده در آنجا دفنش نمودند «6».
27- ابو عبد اللّه دامغانی حنفی، قاضی القضاة فقیه بزرگ، در سال 478 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در «درب العلابین» دفن شد، پس او را به محل دفن ابی حنیفه برده در آنجا دفنش کردند «7».
28- ابو المعالی عبد الملک بن عبد اللّه الجوینی، امام الحرمین فقیه شافعی، در سال 478 ه در نیشابور فوت کرد و در خانه اش دفن گردید، آنگاه بعد از سال ها جنازه اش را کنار مقبره حسین برده کنار مادرش دفن کردند و کسانی که از علمش بهره مند شده بودند حدود چهارصد نفر بودند و در شهر دسته راه انداخته برایش مرثیه خوانی نمودند «1».
29- محمد بن هلال ابو الحسن الصابی ملقب به «غرس النعمة» در سال 480 ه در بغداد فوت کرد و در خانه اش واقع در خیابان «ابن عوف» دفن شد، سپس به نجف کنار قبر امیر المؤمنین علیه السلام منتقل و در آنجا دفن گردید «2»
30- ابو محمد رزق اللّه بن عبد الوهاب التمیمی، در سال 588 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در «باب المراتب» دفن گردید و در سال 491 ه بعد از مرگ فرزندش در کنار قبر احمد دفنش کردند «3».
31- محمد بن ابی نصر ابو عبد اللّه اندلسی، حافظ مشهور، در سال 488 ه فوت کرد و در مقبره «باب ابرز» از بارگاه شیخ ابی اسحاق شیرازی دفن شد و در صفر 491 ه منتقل به مقبره «باب حرب» شد و در کنار قبر «بشر بن الحارث» معروف به «حافی» دفن گردید «4».
32- طراد بن محمد عباسی بغدادی، متوفی در سال 491 ه در خانه اش واقع در «باب البصرة» دفن شد. و در ذی الحجه سال 422 ه جنازه او را به مقابر شهداء «5»نقل کرده و در آنجا دفن کردند «1».
33- ابو الحسن عقیل بن ابی الوفاء علی، بزرگ طائفه حنبلی ها، در سال 510 ه سیزده سال پیش از فوت پدرش، فوت کرد و در خانه اش دفن گردید. هنگامی که پدرش فوت کرد با او در «دکه امام احمد» دفن شد «2».
34- محمد بن محمد ابو حازم، فقیه حنبلی، در سال 527 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در «باب الازج» دفن گردید. و در سال 534 ه از آنجا منتقل و نزدیک مقبره احمد کنار قبر پدرش دفن گردید «3».
35- حسین بن حمید تمیمی (یکی از مردان حدیث) در سال 531 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در «باب البرید» دفن گردید و سپس از آنجا به کوه «قاسیون» برده در آنجا دفنش کردند «4».
36- احمد بن جعفر ابو العباس حربی، متوفی در سال 534 ه در «حربیه» دفن گردید پس از آن به مقبره «باب الحرب» منتقل و در آنجا دفنش کردند «5».
37- شیخ ابو یعقوب یوسف همدانی در سال 535 ه فوت کرد و در «یامن» سر راه «مرو» دفن گردید، و پس از مدتی جنازه اش را به مرو منتقل کرده و در آنجا دفنش نمودند «6».
38- احمد بن محمد بن علی ابو جعفر عدل بغدادی، متوفی در سال 536 ه که همواره جز ایام محرم روزه دار بوده وقتی که مرد در خانه اش واقع در خرابه «الهراس» دفن گردید پس از مدتی جنازه اش را به مقبره «باب الحرب» منتقل و در
ترجمه الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 150
آنجا دفنش کردند «1».
39- علی بن طراد ابو القاسم زینبی بغدادی، متوفی در سال 538 ه در خانه کنار دجله اش واقع در «باب الراتب» دفن گردید و در شب سه شنبه شانزده رجب 544 ه «2» او را به مقبره اش واقع در «الحربیة» منتقل کردند.
هنگامی که می خواستند جنازه او را منتقل کنند شب تا سحر واعظان و قراء و علماء در خانه اش جمع شده موعظه کردند، آنگاه با شمع های فراوان و زیاد او را به مقبره اش برده و در آنجا دفنش نمودند «3».
40- شیخ الاسلام محمد بن محمد الخلمی، مفتی حنفی که ریاست مذهب به او منتهی شده بود، در سال 544 ه فوت کرد و در بلخ مدفون گردید، آنگاه او را به ناحیه «خلم» منتقل و در آنجا مدفونش کردند «4».
41- علی بن محمد ابو الحسن الدرینی، در سال 549 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در جلو مسجد جامع دفن گردید، پس از آن در سال 574 ه جنازه اش را به «باب ابرد» نزدیک مدرسه ناجیة برده، در آنجا دفنش نمودند «5».
42- جمال الدین محمد بن علی بن ابی منصور، در سال 559 ه فوت کرد و در موصل دفن گردید، سپس او را به مکه حمل کرده دور خانه خدا طوافش دادند و با او روی کوه عرفات توقف کردند و مادامی که در مکه بودند هر روز چند دفعه او را طواف می دادند، آنگاه به مدینه منوره حملش کردند و بعد از طواف مکرر دور حرم رسول خدا «6» در کاروانسرائی که در شرقی مسجد پیغمبر بنا شده بود دفنش نمودند «7».
43- عمر بن بهلیقا الطحان، متوفی در سال 560 ه جلو در مسجدی که تعمیرش کرده بود دور از دیوار دفن شد، پس از مدتی قبرش را نبش کرده به خاطر اینکه دانسته شود او بنا کننده مسجد است، در جائی که متصل به دیوار بوده دفنش کردند «1».
44- محمد بن ابراهیم ابو عبد اللّه کنانی، شافعی مصری، (پرهیزگار پارسا) در سال 562 ه در مصر فوت کرد و نزدیک قبه امام شافعی واقع در «قرافه کوچک» دفنش کردند، آنگاه از آنجا به پائین کوه «المقطم» نزدیک حوض معروف به «ام مودود» منتقل و در آنجا دفنش نمودند و اکنون قبرش در آنجا مشهور و مورد زیارت است و خودم بارها آن را زیارت کرده ام «2».
45- جعفر بن عبد الواحد ابو البرکات ثقفی، متوفی در سال 563 ه که پدرش ماه ها قاضی بوده وقتی که مرد او را در خانه «درب بهروز» دفن کردند، هنگامی که پسرش مرد هر دو را کنده و نزدیک کاروانسرای زوزنی، مقابل مسجد جامع منصور دفن نمودند «3».
46- مهذب الدین سعد اللّه بن نصر بن الدجاجی فقیه حنبلی، در سال 564 ه فوت کرد و در مقبره «الرباط» دفن شد، پس از پنج روز جنازه اش را انتقال داده در مقبره امام احمد پیش پدر و مادرش دفن کردند «4».
ابن جوزی در المنتظم جلد 10 صفحه 228 گفته است: او را در ناحیه کاروانسرای زوزنی که محل توقف و انجمن صوفیه بوده دفن کردند و علت آن این بوده که مدتی پیش آنها توقف کرده بود.
همواره حنبلی ها پسرش را برای این عمل ملامت می کردند و می گفتند: مثل این مرد بزرگ حنبلی چرا باید پیش صوفی ها دفن شود؟! پسرش بعد از پنج روز
شبانه قبر او را نبش کرد و طبق وصیتش او را کنار قبر پدر و مادرش دفن نمود.
امینی گوید: ببینید برای چه منظورهائی نبش قبر و انتقال مرده از جائی به جای دیگر پیش اهل سنت جائز شمرده شده است؟!
47- خلیفه المستنجد باللّه در هشتم ربیع الآخر سال 566 ه فوت کرد و در دار الخلافه دفن شد، سپس در شبانگاه دوشنبه 28 شعبان همان سال، جنازه اش را به «الرصافة» برده و در آنجا دفنش نمودند «1».
48- امیر نجم الدین ایوب الدوینی، در سال 568 ه فوت کرد و کنار برادرش در قاهره دفن شد، پس در سال 579 ه یا 580 ه آنها را به مدینه منوره منتقل و در آنجا دفنشان کردند «2».
49- ملک عادل نور الدین محمود بن زنگی، در سال 569 ه فوت کرد و در خانه اش واقع در قلعه دمشق دفن گردید، پس او را به مدرسه اش برده در آنجا دفنش نمودند «3».
50- احمد بن علی بن معمر ابو عبد اللّه طاهر حسینی، متوفی در سال 569 ه فوت کرد مدتی در خانه اش (حریم طاهری) دفن گردید سپس او را «به مشهد صبیان» واقع در مدائن انتقال داده و در آنجا دفنش کردند «4».
51- جلال الدین بن جمال الدین اصفهانی، در سال 574 در شهر «دنیسر» «5» فوت کرد. او را به موصل برده در آنجا دفنش کردند، سپس او را در مدینه در مقبره مادرش دفن نمودند «6».
ترجمه الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 153
52- خلیفه الناصر لدین اللّه ابو العباس احمد بن المستضی ء بامر اللّه: در یکشنبه آخر رمضان سال 622 ه فوت کرد. و در دار الخلافه دفن گردید، سپس در دوم ذی الحجة، سال 622 ه، او را بیرون آورده در «الرصافة» بخاک سپردند «1».
53- خلیفه الظاهر بامر اللّه عباسی، متوفی در سال 623 ه فوت کرد و در دار الخلافه دفن گردید، سپس او را به «الرصافة» برده در آنجا دفنش کردند 
54- شرف الدین عیسی الحنفی (متصلب در مذهبش) مؤلف کتاب (السهم المصیب) در ردبر خطیب بغدادی در سال 624 ه در دمشق فوت کرد و در قلعه اش دفن گردید، سپس از آنجا به کوه صالحیه منتقل و در مدرسه اش به خاک سپرده شد و این کار در سال 627 ه صورت گرفته است «3».
55- ابو سعید کوکبوری بن ابی الحسن مظفر الدین صاحب «اربل»، در سال 630 ه فوت کرد. جنازه اش را به قلعه «اربل» انتقال داده و در آنجا دفنش کردند، پس طبق وصیتش او را به مکه معظمه که در آنجا برای خود مقبره ای زیر کوه فراهم کرده بود، منتقل نمودند.
و هنگامی که کاروانی در سال 631 ه او را به سوی حجاز حرکت می داد، طوری اتفاق افتاد که حاجیان با خستگی از مکه مراجعت می کردند در نتیجه آنان نیز از رفتن به مکه منصرف و به کوفه بازگشته او را نزدیک «مشهد» دفن کردند «4».
56- ابو العباس احمد بن عبد السید «اربلی»، در سال 631 ه فوت کرد و پشت «الرها» در مقبره باب حران، دفن شد، پس پسرش او را به مصر برده، در مقبره اش واقع در «قرافه صغری» دفن کرد «5».
57- اشرف موسی بن عادل، در پنجشنبه چهارم محرم سال 645 ه فوت کرد و در قلعه منصوره دفن گردید تا مقبره ای که برای او در شمال «کلاسه» ساخته بودند تکمیل شد. در جمادی الاولی همان سال به آنجا منتقل و مدفون گردید «1».
58- کامل محمد بن عادل، متوفی در 22 رجب سال 635 ه در قلعه دفن شد تا آنکه مقبره مشبّکی که در دیوار شمالی مسجد جامع نزدیک مقصوره ابن سنان برایش ساخته بودند تکمیل گردید. در شب جمعه بیست و یک رمضان همان سال به آنجا برده مدفونش کردند «2».
59- خلیفه مستنصر باللّه عباسی، متوفی در سال 640 ه در دار الخلافة دفن شد، سپس او را به «الرصافه» برده در آنجا مدفونش نمودند «3».
60- امیر عز الدین، متوفی 645 ه در مصر فوت کرد و در باب النصر دفن گردید، سپس او را به مقبره اش واقع در بالای «الوراقه» برده در آنجا دفنش کردند «4».
61- پادشاه صالح نجم الدین ایوب، در نیمه شب شعبان 647 ه فوت کرد و در المنصوره دفن گردید و در سال 649 ه او را به مدرسه اش منتقل و در آنجا دفنش کردند «5».
62- شیخ حسن بن محمد بن حسن عدوی عمری، امام حنفی ها از فرزندان عمر در سال 650 ه در بغداد فوت کرد. او را در خانه اش واقع در حریم طاهری دفن کرده، آنگاه طبق وصیتش او را به مکه حمل نموده و در آنجا دفن نمودند و به هر کسی که او را حمل می کرده و در مکه دفن نموده بود پنجاه دینار دادند 
63- شیخ ابو بکر بن قوام بالسی، در سال 658 ه در حلب فوت کرد و در آنجا دفن گردید. سپس در اول سال 670 ه تابوتش را به کوه «قاسیون» برده در آنجا دفنش نمودند «1».
64- الملک السعید بن الملک الطاهر ابو المعالی، در سال 678 ه فوت کرد ابتدا نزدیک قبر جعفر دفنش کردند، سپس در سال 680 ه جنازه اش را به دمشق برده در مقبره پدرش به خاک سپردند «2».
65- سعد الدین تفتازانی دوشنبه 22 محرم سال 791 یا 792 ه در سمرقند فوت کرد، آنگاه در چهارشنبه نهم جمادی الاولی سال 792 ه به سرخس منتقل و در آنجا دفن گردید «3».
66- شیخ زین الدین خافی در سال 738 ه فوت کرد و در قریه «مالین» از توابع خراسان دفن گردید، سپس طبق فرمانش او را به درویش آباد منتقل و در آنجا دفن کردند و اکنون مدفنش آباد است «4».
67- شیخ محمد بن سلیمان جزولی مالکی، در سال 870 ه فوت کرد و پس از 77 سال جنازه او را در حالی که تغییر نکرده بود به جای دیگر منتقل کردند
68- عبد الرحمن بن احمد جامی در سال 898 ه در هرات فوت کرد و در آنجا مدفون گردید.
هنگامی که اردبیلی ها به سوی خراسان حمله می کردند، پسرش او را از قبر در آورده و در ولایتی دیگر دفن نمود، وقتی که آنان به آن محل رفتند و قبر را شکافتند جسد او را در آنجا نیافتند فقط چوب های قبر را سوزاندند «6».
69- شیخ حسین بن احمد خوارزمی، عابد، دهم شعبان سال 958 ه در حلب فوت کرد و در توی تابوتی گذارده همانجا دفنش کردند. و پس از چهارماه او را کههیچ تغییر نکرده بود به دمشق برده، در آنجا مدفونش نمودند «1».
70- درباره ساختمان قبر ابی حنیفه پیشوای حنفی ها خواهد آمد که ابن جوزی می گوید: آنان در جستجوی زمین سختی برای پایه های مقبره اش برآمدند و آن را با کندن هفده ذراع در شانزده ذراع یافتند و در این کار در حدود چهار صد زنبیل استخوان از کسانی که از پیش در کنار قبرش دفن شده بودند بیرون آوردند و همه را در بقعه ای که مال یکی از حنفی ها بوده، برده و در آنجا دفنش کردند.
مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ.

«داستان برخی از آنها را برایت حکایت کردیم و برخی دیگر را نکردیم.»

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 117

 

متن عربی

من نقل من مدفن إلی مدفن:

1- عبد اللَّه بن عمرو بن حزام- حرام- الأنصاری، والد الصحابیّ العظیم جابر

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 117

ابن عبد اللَّه، استشهد هو و صدیقه عمرو بن الجموح الأنصاری بأُحد و دُفنا فی قبر واحد، فلم تطب نفس جابر فأخرج أباه بعد ستّة أشهر.

قال جابر رضی الله عنه: دُفن مع أبی رجلٌ، فلم تطب نفسی حتی أخرجته فجعلته فی قبر علی حدة. و زاد أبو داود و البیهقی: فأخرجته بعد ستّة أشهر، فما أنکرت منه شیئاً إلّا شعیرات کنَّ فی لحیته ممّا یلی الأرض «1».

و أخرج الحاکم فی المستدرک «2» (3/203) بإسناد صحّحه عن جابر قال:

أصبحنا یوم أُحد، فکان أبی أوّل قتیل فدفنته مع آخر فی قبر، ثمّ لم تطب نفسی أن أترکه مع آخر فی قبر، فاستخرجته بعد ستّة أشهر، فإذا هو کیوم وضعته غیر أذنه.

قال ناصف فی التاج «3» (1/409) بعد ذکر حدیث جابر و نقل جنازة سعد و سعید المذکورین: ففیها جواز نقل المیّت قبل الدفن و بعده إلی محلٍّ آخر، و یجب نقله إذا طلبه مالک القبر، أو خاف الغرق أو التغییر، و یجوز نقله من وسط قوم أشرار، فأصل النقل جائزٌ للحاجة.

2-

عبد اللَّه بن سلمة بن مالک بن الحارث البلدی الأنصاری، استشهد بأُحد، فجاءت أمّه أنیسة بنت عدیّ إلی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فقالت: یا رسول اللَّه إنّ ابنی عبد اللَّه بن سلمة- و کان بدریّا- قُتل یوم أُحد، أحببت أن أنقله فآنس بقربه. فأذن

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 118

لها رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فی نقله فعدّلته بالمجذر بن دیّار «1» علی ناضح له فی عباءة فمرّت بهما، فعجب لهما الناس و کان عبد اللَّه ثقیلًا جسیماً، و کان المجذر قلیل اللحم، فقال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم: «سوّی- ساوی- ما بینهما عملهما». أُسد الغابة «2» (3/177)، الإصابة (2/321 و 4/245).

3- المجذر بن زیاد بن عمرو بن أحزم البلوی، استشهد بأُحد، و حملته أنیسة أم عبد اللَّه بن سلمة معه بإجازة صریحة من المشرِّع الأعظم کما مرّ.

4- طلحة بن عبید اللَّه التیمی- أحد العشرة المبشَّرة- المقتول فی حرب الجمل سنة (36)، دُفن بالبصرة فی ناحیة ثقیف. روی الحافظ ابن عساکر أنَّ عائشة بنت طلحة رأت أباها فی المنام فقال لها: یا بنیّة حوّلینی من هذا المکان فقد أضرَّ بی الندی، فأخرجته بعد ثلاثین سنة أو نحوها و هو طریٌّ لم یتغیّر منه شی ءٌ، فدفن فی الهجرتین فی البصرة.

و فی روایة أنَّهم اشتروا داراً من دور آل أبی بکر فدفنوه فیها «3». تار یخ الشام (7/87)، تاریخ ابن کثیر (7/247)، عمدة القاری (4/63).

5- المدفونون فی جوار مسجد رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، قال العینی فی عمدة القاری «4» (4/63): أمر عثمان رضی الله عنه بقبور کانت عند المسجد أن تحوَّل إلی البقیع و قال: توسّعوا فی مسجدکم.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 119

6- شهداء أُحد: روی ابن الجوزی فی صفة الصفوة «1» (1/147) عن جابر قال: لمّا أراد معاویة أن یجری عینه التی بأُحد کتبوا إلیه: إنّا لا نستطیع أن نُجریَها إلّا علی قبور الشهداء. فکتب: انبشوهم.

و فی نوادر الحکیم الترمذی «2» (ص 227): أمر منادیاً فنادی فیهم: من کان له قتیلٌ فلیخرج إلیه. قال جابر: فرأیتهم یحملون علی أعناق الرجال کأنَّهم قومٌ نیامٌ، و أصاب المسحاة طرف رجل حمزة فانبعثت دماً.

و قال ابن الجوزی «3» فی (ص 194): عن جابر قال: صرخ بنا إلی قتلانا یوم أُحد حین أجری معاویة العین، فأخرجناهم بعد أربعین سنة لیّنةً أجسادهم، تتثنّی أطرافهم.

7- جعفر بن المنصور المتوفّی (150): دُفن أوّلًا بمقابر بنی هاشم فی بغداد، ثمّ نُقل منها إلی موضع آخر. تاریخ ابن کثیر «4» (10/107).

8- نُقلت سنة (647) توابیت جماعة من الخلفاء إلی الترب من الرصافة خوفاً علیهم من أن تغرق محالّهم. منهم: المقتصد ابن الأمیر أبی أحمد المتوکّل، و ذلک بعد دفنه بنیّف و خمسین و ثلاثمائة سنة، و نُقل ولده المکتفی، و کذا المقتفی بن المقتدر باللَّه. البدایة و النهایة «5» (13/177).

9- أبو النجم بدر الکبیر المتوفّی (311): توفّی بشیراز، ثمّ نبش و حُمل

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 120

إلی بغداد. المنتظم «1» (6/180).

10- محمد بن علی أبو علی بن مقلة البغدادی المتوفّی (328): دُفن فی دار السلطان، ثمّ سأل أهله تسلیمه إلیهم فنُبش و سُلّم إلیهم، فدفنه ابنه أبو الحسین فی داره، ثمّ نبشته زوجته المعروفة بالدیناریّة و دفنته فی دارها. المنتظم «2» (6/311).

11- جعفر بن الفضل أبو الفضل- المعروف بابن حِنزابة- «3» الوزیر المحدِّث المتوفّی (391): دُفن بالقرافة، و قیل: بداره. و قیل: إنّه کان قد اشتری بالمدینة النبویّة داراً فجعل له فیها تربة، فلمّا نُقل إلیها تلقّته الأشراف لإحسانه إلیهم فحملوه و حجّوا به و وقفوا به بعرفات، ثمّ أعادوه إلی المدینة فدفنوه بتربته «4». البدایة و النهایة (11/329) وفیات الأعیان (1/121).

12- ابن سمعون محمد بن أحمد الإمام الواعظ الشهیر: توفّی یوم الخمیس (14) ذی القعدة سنة (387)، و دُفن فی داره فی شارع الغتابیین، فلم یزل هناک حتی نُقِل یوم الخمیس الحادی عشر من رجب سنة (426) فدفن فی مقبرة أحمد بن حنبل- إمام الحنابلة- و أکفانه لم تبل «5»، تاریخ بغداد (1/277)، البدایة و النهایة (11/323)، وفیات الأعیان (2/28).

13- أبو الحسن محمد بن عمر الکوفی: توفّی (390) ببغداد، ثمّ حُمل بعد ذلک لسنة أو أقلّ إلی الکوفة- بیئة أهله- فدُفِن بها. تاریخ بغداد (3/34).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 121

14- أبو بکر محمد بن الطیّب الباقلانیّ المتکلّم الأشعری الشافعی: توفّی سنة (403) و دُفن فی داره بدرب المجوس من نهر طابق، ثمّ نُقل بعد ذلک فدُفِن فی مقبرة باب حرب «1». المنتظم (7/265)، البدایة و النهایة (11/351)، وفیات الأعیان (2/56).

15- أبو بکر محمد بن موسی الخوارزمی الفقیه الحنفی، انتهت إلیه الرئاسة فی المذهب، توفّی (403) و دُفن فی منزله بدرب عیده، و نُقل سنة (408) إلی تربة بسویقة غالب و دُفن بها. تاریخ بغداد (3/247).

16- أبو حامد أحمد بن محمد الأسفرایینی إمام الشافعیّة فی عصره «2»: توفّی سنة (406) و دُفن بداره، ثمّ نُقل إلی مقبرة باب حرب سنة (410، 416) «3». تاریخ بغداد (4/370)، المنتظم (7/278)، البدایة و النهایة (12/3).

17- أبو الحسن علی بن عبد العزیز ابن حاجب النعمان: المتوفّی سنة (421)، دُفن فی داره ببرکة زلزل، ثمّ نُقل تابوته إلی مقابر قریش فدفن بها لیلة الجمعة (25) ذی القعدة سنة (425). تاریخ بغداد (12/32) «4»، المنتظم (8/52).

18- الخلیفة القادر باللَّه: توفّی فی ذی الحجّة سنة (422) و دُفن فی داره، ثمّ نُقل تابوته بعد سنة إلی الرصافة، فدفن بها لخمس خلون من ذی القعدة سنة (423). تاریخ بغداد (4/38)، المنتظم «5» (8/61، 68).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 122

19- أحمد بن محمد أبو الحسین القدّوری البغدادی الحنفی- شیخ الحنفیّة بالعراق- انتهت إلیه رئاسة المذهب: توفّی ببغداد (428) و دُفن بداره فی درب أبی خلف، ثمّ نُقل إلی تربة فی شارع المنصور فدفن بجانب أبی بکر الخوارزمی الفقیه الحنفی. شذرات الذهب «1» (3/233).

20- أبو طاهر جلال الدین المتوفّی (435): توفّی ببغداد و دُفن فی بیته، ثمّ نُقل تابوته فی سادس شهر رمضان سنة (436) إلی تربة لهم فی مقابر قریش.

21- عبد السیّد بن محمد الشهیر بابن الصبّاغ الشافعی- إمام الشافعیّة فی عصره-: توفّی سنة (447)- فی المنتظم (477) «2»-: و دُفن بداره فی الکرخ ثمّ نُقل إلی باب حرب «3». المنتظم (9/13)، البدایة و النهایة (12/126).

22- أبو نصر أحمد بن مروان الکردی: توفّی سنة (453)، و دُفن فی جامع المحدثة و قیل: فی القصر السدلی، ثمّ نُقل إلی القبّة المعروفة بهم الملاصقة بجامع المحدثة. وفیات الأعیان «4» (1/59).

23- أحمد بن محمد أبو الحسن السمنانی القاضی الحنفی المتوفّی (466): توفّی ببغداد و دُفن بداره [فی ] نهر القلّائین «5» شهراً، ثمّ نُقل إلی تربة بشارع المنصور، ثمّ نقل منها إلی الخیزرانیّة «6». المنتظم (8/287)، الجواهر المضیّة (1/96).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 123

24- القائم بأمر اللَّه الخلیفة: توفّی (467)، و دُفن عند أجداده ثمّ نُقل إلی الرصافة، و قبره یزار إلی الآن. البدایة و النهایة «1» (12/110، 115).

25- الحسن بن عبد الودود أبو علی الشامی المتوفّی (467): دُفن فی داره بسکّة الخرقی، ثمّ أُخرج بعد ذلک فدفن فی مقبرة جامع المدینة. المنتظم «2» (8/295).

26- أحمد بن علی بن محمد قاضی دمشق: توفّی (468) و دُفن فی داره، ثمّ نُقل إلی مقبرة الباب الصغیر. تاریخ الشام «3» (1/410).

27- أبو عبد اللَّه الدامغانی الحنفی- قاضی القضاة- الفقیه الکبیر: توفّی (478) و دُفن بداره بدرب العلّابین ثمّ نُقل إلی مشهد أبی حنیفة «4». المنتظم (9/24)، البدایة و النهایة (12/129).

28- أبو المعالی عبد الملک بن عبد اللَّه الجوینی- إمام الحرمین- الفقیه الشافعی: توفّی (478) بنیسابور و دُفن فی داره، ثمّ نُقل بعد سنین إلی مقبرة الحسین فدفن إلی جانب والده، و کان أصحابه المقتبسون من علمه نحو أربعمائة یطوفون فی البلد و ینوحون علیه «5». وفیات الأعیان (1/313)، المنتظم (9/20)، البدایة و النهایة (12/128)، شذرات الذهب (3/360).

29- محمد بن هلال أبو الحسن الصابی- الملقّب بغرس النعمة- المتوفّی (480):

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 124

توفّی ببغداد و دُفن فی داره بشارع ابن عوف، ثمّ نُقل إلی مشهد علیّ علیه السلام. المنتظم «1» (9/42).

30- أبو محمد رزق اللَّه بن عبد الوهّاب التمیمی: توفّی (488) و دُفن فی داره بباب المراتب، ثمّ نُقل بعد ذلک إلی مقبرة أحمد لمّا توفّی ابنه أبو الفضل سنة (491) «2». مناقب أحمد لابن الجوزی (ص 525)، المنتظم له (9/89).

31- محمد بن أبی نصر أبو عبد اللَّه الأندلسی الحافظ المشهور: توفّی (488) و دُفن فی مقبرة باب أبرز من قبّة الشیخ أبی إسحاق الشیرازی، ثمّ نُقل بعد ذلک فی صفر سنة (491) إلی مقبرة باب حرب، و دُفن عند قبر بشر بن الحارث- المعروف بالحافی «3». وفیات الأعیان (2/60)، المنتظم (9/96).

32- طرّاد بن محمد العبّاسی البغدادی المتوفّی (491): دُفن بداره فی باب البصرة، ثمّ نُقل فی ذی الحجّة سنة (422) إلی مقابر الشهداء «4» فدفن بها. المنتظم «5» (9/106).

33- أبو الحسن عقیل بن أبی الوفاء علی- شیخ الحنابلة-: توفّی (510) و قیل (513) قبل والده و دُفن فی داره، فلمّا مات والده نُقل معه إلی دکّة الإمام أحمد «6».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 125

المنتظم (9/186)، شذرات الذهب (4/39).

34- محمد بن محمد أبو حازم الفقیه الحنبلی: توفّی (527) و دُفن بداره بباب الأزج، و نُقل سنة (534) إلی مقبرة أحمد فدفن عند أبیه «1». المنتظم (10/34)، شذرات الذهب (4/82)، مختصر طبقات الحنابلة (ص 33).

35- الحسین بن حمید التمیمی- أحد رجالات الحدیث-: توفّی (531) و دُفن فی داره بباب البرید، ثمّ نُقل إلی جبل قاسیون. ابن عساکر «2» (4/284).

36- أحمد بن جعفر أبو العبّاس الحربی المتوفّی (534): دُفن بالحربیّة، ثمّ نُقل بعد ذلک إلی مقبرة باب حرب. المنتظم «3» (10/86).

37- الشیخ أبو یعقوب یوسف الهمدانی: توفّی (535) و دُفن بیامن علی طریق مرو مدّة، ثمّ حُملت جثّته إلی مرو و دُفن بها «4». وفیات الأعیان (2/524)، طبقات الأخیار (1/117).

38- أحمد بن محمد بن علی أبو جعفر العدل البغدادی المتوفّی (536): کان یسرد الصوم إلّا الأیّام المحرَّم صومها، دُفن فی داره بخرابة الهراس ثمّ نُقل بعد مدّة إلی مقبرة باب الحرب. المنتظم «5» (10/97).

39- علی بن طراد أبو القاسم الزینبی البغدادی المتوفّی (538): دُفن بداره الشاطئیّة بباب المراتب، ثمّ نُقل إلی تربته بالحربیّة لیلة الثلاثاء سادس عشر رجب

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 126

سنة أربع و أربعین «1»، و جُمع علی نقله الوعّاظ، فوعظوا فی داره إلی السحر، ثمّ أُخرج و القرّاء معه و العلماء و الشموع الزائدة فی الحدّ. المنتظم (10/109، 166).

40- شیخ الإسلام محمد بن محمد الخُلْمی المفتی الحنفی، انتهت إلیه الرئاسة فی المذهب: توفّی (544) و دفن ببلخ، ثمّ نُقل إلی ناحیة خُلْم «2» فقُ بر بها. الجواهر المضیّة «3» (2/130).

41- علی بن محمد أبو الحسن الدرینی: توفّی (549) و دُفن فی داره برحبة الجامع، ثمّ نُقل إلی باب أبرز قریباً من المدرسة الناجیة سنة (574). وفیات الأعیان «4» (1/245).

42- جمال الدین محمد بن علی بن أبی منصور: توفّی (559) و دُفن بالموصل، ثمّ حُمل إلی مکّة و طیف به حول الکعبة، و کان بعد أن صعدوا به لیلة الوقفة إلی جبل عرفات، و کانوا یطوفون به کلّ یوم مراراً مدّة مقامهم بمکّة «5»، ثمّ حُمل إلی المدینة المنوّرة و دُفن بها فی رباط بناه فی شرقی مسجد النبی صلی الله علیه و آله و سلم «6»، بعد أن طیف به حول حجرة الرسول صلی الله علیه و آله و سلم مراراً «7». تاریخ الکامل (11/124)، وفیات الأعیان (2/188)، البدایة و النهایة (12/249).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 127

43- عمر بن بهلیقا الطحّان المتوفّی (560): دُفن علی باب جامع عمّره بعیداً من حائطه، ثمّ نُبش بعد أیّام و أُخرج فدفن ملاصقاً لحائط الجامع، لیشتهر ذکره بأنَّه بنی الجامع. المنتظم «1» (10/212).

44- محمد بن إبراهیم أبو عبد اللَّه الکنانی الشافعی المصری- الورع الزاهد-: توفّی بمصر (562)، و دُفن بالقرب من قبّة الإمام الشافعی بالقرافة الصغری، ثمّ نُقل إلی سفح المقطّم بقرب الحوض المعروف بأُمِّ مودود، و قبره مشهورٌ هناک یزار، و زرته مراراً. وفیات الأعیان «2» (2/121).

45- جعفر بن عبد الواحد أبو البرکات الثقفی المتوفّی (563): کان أبوه قد أقام فی القضاء أشهراً ثمّ مات فدفن بدار بدرب بهروز، فلمّا مات الولد أُخرجا فدفنا عند رباط الزوزنی المقابل لجامع المنصور. المنتظم «3» (10/224).

46- مهذَّب الدین سعد اللَّه بن نصر بن الدجاجی الفقیه الحنبلی: توفّی (564) و دُفن بمقبرة الرباط، ثمّ نُقل بعد خمسة أیّام فدفن عند والدیه بمقبرة الإمام أحمد «4». البدایة و النهایة (12/259)، شذرات الذهب (4/213).

قال ابن الجوزی فی المنتظم: (10/228): دُفن إلی جانب رباط الزوزنی فی إرضاء الصوفیّة لأنَّه أقام عندهم مدّة حیاته فبقی علی هذا خمسة أیّام، و ما زال الحنابلة یلومون ولده علی هذا و یقولون: مثل هذا الرجل الحنبلیّ أیّ شی ء یصنع عند

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 128

الصوفیّة؟ فنبشه بعد خمسة أیّام باللیل و قال: کان قد أوصی أن یدفن عند والدیه و دفنه عندهما.

قال الأمینی: انظر لأیّ غایات تنبش القبور عند القوم، و تنقل الجنائز من مدفن إلی مدفن.

47- الخلیفة المستنجد باللَّه: توفّی (566) فی ثامن ربیع الآخر و دُفن بدار الخلافة، ثمّ نُقل إلی الترب من الرصافة فی عشیّة الإثنین ثامن و عشرین من شعبان سنة وفاته «1». المنتظم (10/235، 236)، البدایة و النهایة (12/662).

48- الأمیر نجم الدین أیّوب الدوینی: توفّی (568) و دُفن عند أخیه بالقاهرة، ثمّ نُقلا سنة (579، 580) إلی المدینة المنوّرة «2». البدایة و النهایة (12/272)، شذرات الذهب (4/211، 227).

49- الملک العادل نور الدین محمود بن زنکی: توفّی (569) و دُفن فی بیته بقلعة دمشق، ثمّ نُقل إلی مدرسته «3». وفیات الأعیان (2/206)، الجواهر المضیّة (2/158)، شذرات الذهب (4/231).

50- أحمد بن علی بن المعمر أبو عبد اللَّه الطاهر الحسینی المتوفّی (569): دُفن بداره من الحریم الطاهری مدّة، ثمّ نُقل إلی مشهد الصبیان بالمدائن. المنتظم «4» (10/247).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 129

51- جلال الدین بن جمال الدین الأصبهانی: توفّی (574) بمدینة دُنَیسِر «1» و حُمل إلی الموصل و دُفن بها، ثمّ نُقل إلی المدینة و دُفن فی تربة والده. وفیات الأعیان «2» (2/188).

52- الخلیفة الناصر لدین اللَّه أبو العبّاس أحمد بن المستضی ء بأمر اللَّه المتوفّی یوم الأحد آخر یوم من شهر رمضان سنة (622)، دُفن فی دار الخلافة ثم نقل إلی الترب من الرصافة فی ثانی ذی الحجّة سنة (622)، و کان یوماً مشهوداً. البدایة و النهایة «3» (13/106).

53- الخلیفة الظاهر بأمر اللَّه العبّاسی المتوفّی (623): دُفن فی دار الخلافة، ثمّ نُقل إلی الترب من الرصافة، و کان یوماً مشهوداً. البدایة و النهایة «4» (13/113، 114).

54- شرف الدین عیسی الحنفی- المتصلّب فی مذهبه- مؤلِّف السهم المصیب فی الردّ علی الخطیب البغدادی: توفّی سنة (624) بدمشق و دُفن بقلعتها، ثمّ نُقل إلی جبل الصالحیّة و دُفن فی مدرسته، و کان نقله سنة (627). الجواهر المضیّة «5» (1/402)، مرآة الجنان (4/58).

55- أبو سعید کوکبوری بن أبی الحسن مظفّر الدین صاحب إربل: توفّی (630) و نُقل إلی قلعة إربل و دُفن بها، ثمّ حُمل بوصیّة منه إلی مکّة- شرّفها اللَّه تعالی- و کان قد أُعِدَّ له بها قبّة تحت الجبل یُدفن فیها، فلمّا توجّه الرکب إلی الحجاز سنة (631) سیّروه فی الصحبة، فاتّفق أن رجع الحاجّ تلک السنة من لینة، و لم یصلوا

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 130

إلی مکّة، فردّوه و دفنوه بالکوفة بالقرب من المشهد. وفیات الأعیان «1» (2/9).

56- أبو العبّاس أحمد بن عبد السیّد الإربلی: توفّی (631) و دُفن بظاهر الرها بمقبرة باب حرّان، ثمَّ نقله ولده إلی الدیار المصریّة، فدفنه فی تربته بالقرافة الصغری سنة (637). وفیات الأعیان «2» (1/63).

57- الأشرف موسی بن العادل المتوفّی (635): توفّی یوم الخمیس رابع محرّم بالقلعة المنصورة، و دُفن بها حتی نجزت تربته التی بُنیت له شمالی الکلاسة، ثمّ حُوّل إلیها فی جمادی الأُولی. البدایة و النهایة «3» (13/146).

58- الکامل محمد بن العادل المتوفّی (635): توفّی (22) من رجب، و دُفن بالقلعة حتی کملت تربته التی بالحائط الشمالی من الجامع، ذات الشبّاک الذی هناک قریباً من مقصورة ابن سنان، و نُقل إلیها لیلة الجمعة الحادی و العشرین من رمضان من سنة وفاته. البدایة و النهایة «4» (13/149).

59- الخلیفة المستنصر باللَّه العبّاسی المتوفّی (640): دُفن بدار الخلافة ثمّ نُقل إلی الترب من الرصافة. البدایة و النهایة «5» (13/159).

60- الأمیر عزّ الدین: توفّی (645) فی مصر و دُفن بباب النصر، ثمّ نُقل إلی تربته التی فوق الورّاقة. البدایة و النهایة «6» (13/174).

61- الملک الصالح نجم الدین أیّوب المتوفّی (647): توفّی لیلة النصف من شعبان

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 131

و دُفن بالمنصورة، و نُقل إلی تربته بمدرسته سنة (649). البدایة و النهایة «1» (13/181).

62- الشیخ الحسن بن محمد بن الحسن العدوی العمری- الإمام الحنفی من ولد عمر بن الخطّاب-: توفّی (650) ببغداد، و دُفن بداره فی الحریم الطاهری، ثمّ نُقل إلی مکّة و دُفن بها و کان أوصی بذلک، و جعل لمن یحمله و یدفنه بمکّة خمسین دیناراً. الجواهر المضیّة «2» (1/202).

63- الشیخ أبو بکر بن قوام البالسی: توفّی (658) ببلاد حلب و دُفن بها، ثمّ نُقل تابوته و دُفن بجبل قاسیون فی أوّل سنة (670) شذرات الذهب «3» (5/695).

64- الملک السعید ابن الملک الطاهر أبو المعالی المتوفّی (678): دُفن أوّلًا عند قبر جعفر، ثمّ نُقل إلی دمشق فدفن فی تربة أبیه سنة (680) البدایة و النهایة «4» (13/290).

65- سعد الدین التفتازانی المتوفّی (791، 792): توفی یوم الإثنین الثانی و العشرین من المحرّم بسمرقند، ثمّ نُقل إلی سرخس و دُفن بها یوم الأربعاء التاسع من جمادی الأولی سنة (792). مفتاح السعادة «5» (1/177).

66- الشیخ زین الدین الخافی المتوفّی (738): دُفن بقریة مالین من أعمال خراسان، ثمّ نُقل بأمر منه إلی درویش آباد و دُفن هناک و مقامه معمورٌ. روضة الناظرین (ص 135).

67- الشیخ محمد بن سلیمان الجزولی المالکی: توفّی (870) و نقل تابوته بعد سبع و سبعین سنة و لم یتغیّر منه شی ءٌ. نیل الابتهاج (ص 317).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 132

68- عبد الرحمن بن أحمد الجامی المتوفّی (898): توفّی بهراة و دُفن بها، و لمّا توجّهت الطائفة الأردبیلیّة إلی خراسان أخذه ابنه من قبره و دفنه فی ولایة أخری، فأتت الطائفة إلی قبره و فتّشوه فلم یجدوا جسده، فأحرقوا ما فیه من الأخشاب «1» شذرات الذهب (7/361).

69- الشیخ حسین بن أحمد الخوارزمی العابد المتوفّی (958): توفّی بحلب فی عشر شعبان و دُفن بها فی تابوت، ثمّ نُقل بعد أربعة أشهر إلی دمشق، و لم یتغیّر أصلًا و دُفن بها، شذرات الذهب «2» (8/321).

70- یأتی «3» فی بیان البناء علی قبر أبی حنیفة إمام الحنفیّة عن ابن الجوزی:

أنَّهم کانوا یطلبون الأرض الصلبة لأساس القبّة فلم یبلغوا إلیها إلّا بعد حفر سبعة عشر ذراعاً فی ستّة عشر ذراعاً، فخرج من هذا الحفر عظام الأموات الذین کانوا یطلبون جوار النعمان أربعمائة صَنّ «4»، و نُقلت جمیعها إلی بقعة کانت ملکاً لقوم، فحفر لها و دُفنت.

 (مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ) «5»

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 133