logo-samandehi

لباس فاخر بهشتی در شب عروسی زن یهودی

از اشعار عبدی کوفی است:آنگاه که فاطمه بتول، گریان و نالان و فغان کنان، به خدمت پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: زنان بنزد من آمده، به نکوهش و سرزنش من زبان گشوده می گویند: پیغمبر، ترا به همسری علی ،آن مرد نادار و نیازمند در آورده است؛ پیغمبر فرمود: ای فاطمه شکیبا باش، و خدا را شکر کن که به برکت علی به فضلی بزرگ نائل آمده ای. خداوند جبرئیل را فرمود تا به آواز بلند فرشتگان را فرا خواند، ملائکه گرد آمدند و روی به المعمور پروردگار آوردند جبرئیل به خطبه پرداخت و خدا را حمد نمود و ببزرگی ستود. (و خداوند فرمود): یک پنجم زمین من از آن زهرا و بقیه آن از آن دیگران است. در این هنگام درخت طوبی بر سر حوران بهشت، مشک و عبیر نثار کرد.

 توضیح: بیت:

اذ اتته البتول فاطم تبکی

و توالی شهیقها و الزفیرا

اشاره است به روایتی که م – حافظ عبد الرزاق از معمر و او از ابن ابی نجیح و او از ” مجاهد ” و او از ” ابن عباس ” آورده ” و خطیب بغدادی ” باسناد خود آن را در ص 195 ج 4 تاریخش نقل کرده که ” ابن عباس ” گفت چون پیغمبر فاطمه را به همسری علی در آورد فاطمه گفت: ای رسول خدا، آیا مرا به مردی دادی که نیازمند و بی چیز است؟ پیغمبر فرمود: مگر خشنود نیستی؟ براستی که خداوند از اهل زمین دو مرد را برگزید که یکی از آن دو پدرت و دیگر شوهر تو است ” حاکم ” این روایت را در ” المستدرک ” ص 129 ج 3 آورده و آن را صحیح دانسته است. “هیثمی ” نیز در ص 112 الجمع و سیوطی آنطور که در ص 391 ج 2 ترتیب جمع آمده در کتاب ” الجمع ” و صدری در ص 226 ج 2 نزهه المجالس ” آورده است. و در ص 226 ج 2 ” نزهه المجالس ” از عقائق چنین آمده است: که فاطمه (رض) در شب عروسی خویش گریست، و پیغمبر سبب گریه وی را پرسید.و زهرا(سلام الله علیها) چنین گفت: تو میدانی که من دوستدار دنیا نیستم، لیکن چون در این شب به ناچیزی خویش نگریستم، ترسیدم علی بگوید: با خود چه آورده ای؟ پیغمبر فرمود: آسوده باش که علی همیشه خرسند و خشنود است. پس از آن زنی یهودی و ثروتمند ازدواج کرد و زنان رادعوت نمود و آنها فاخر ترین جامه های خویش را پوشیدند و گفتند: می خواهیم ناظر ناداری و نیازمندی دختر محمد(صلی الله علیه وآۀه وسلم)باشیم، او را نیز دعوت کردند، جبرئیل جامه ای بهشتی، فرود آورد و چون زهرا ،آن جامه را پوشیدو سر انداز سر کرد و درمیان جمع نشست آنگاه که پرده بالا رفت، و آن جامه درخشید زنان گفتند:ای فاطمه، این جامه را از کجا آوردی؟ گفت از جانب پدرم؛ گفتند: پدرت از کجا آورده است ؟ فرمود: از جبرئیل.  پرسیدند: او از کجا آورد ؟ فرمود: از بهشت. و آن زنان اسلام آوردند و گفتند: اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله. و از شوهرانشان هر کس مسلمان شد زنش در خانه اش ماند و آنکه اسلام نیاورد، زنش از او جدا شد و به همسر دیگری در آمد.

 (الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج2 ص448)

رفتن به بالا