على برد سبز رنگ پیامبر خدا (ص) را پوشید و در بستر حضرت خوابید تا او از دست مشرکین فرار کند و خود را فداى پیغمبر نمود و بدین مناسبت این آیه نازل شد: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه«1»
و به طوری که در شرح نهج البلاغه ج 3 ص 270 مذکور است، ابو جعفر اسکافی گفته:
داستان در بستر رسول اکرم (ص) خوابیدن حضرت على به تواتر ثابت شده و جز دیوانه یا بى دین آن را انکار نمیکند و همه مفسرین روایت نمودهاند که آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی» تا آخر آیه در شب خوابیدن حضرت على (ع) جاى حضرت رسول (ص) و در باره على (ع) نازل شده است.
ثعلبى در تفسیرش روایت کند که: چون پیامبر خدا (ص) اراده هجرت به سوى مدینه را فرمود، على (ع) را در مکه به جاى خود گذارد تا دیون پیامبر و ودایعى که خدمت حضرت گذارده بودند رد کند؛ و در شب خروج به سوى غار، در حالی که مشرکین اطراف خانه را گرفته و قصد کشتن حضرت را داشتند، به على امر فرمود که در بستر او بخوابد، امر کرد: برد سبز حضرمى مرا به خود پیچ و در بستر من بخواب یقین بدان که از ناحیه مشرکین به تو آسیبى نخواهد رسید انشاء اللّه. على (ع) به دستور حضرت عمل کرد و در نتیجه خداوند به جبرئیل و میکائیل وحى فرستاد که: من بین شما دو، برادرى افکندم و عمر یکى از شما دو نفر، طولانیتر از دیگرى است اینک کدام یک از شما برادر خود را بر خود مقدم میدارد؟ هر دو طول زندگى را اختیار نمودند، سپس خداوند وحى فرستاد که: چرا شما مثل على (ع) نبودید، من بین او و محمّد (ص) عقد برادرى بستم، در جاى پیغمبر خوابید و جان خود را براى فدا نمودن آماده ساخت و او را بر خود مقدّم داشت، فرود آئید و او را از دست دشمنان حفظ کنید.
هر دو فرود آمدند، جبرئیل نزد سر حضرت على (ع) و میکائیل نزد پاى او نشستند جبرئیل بانگ زد:
بخّ بخّ من مثلک یا علىّ! یباهى اللّه تبارک و تعالى بک الملائکة.
(مبارک باد! مبارک باد! کیست مانند تو اى على که خداوند به وجود تو بر ملائکه مباهات میفرماید).
و در حالی که پیامبر خدا، روانه مدینه بود، خداوند این آیه را در شأن على (ع) نازل فرمود:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه.
ابن عباس گوید که این، آیه در حال فرار کردن پیامبر (ص) با ابى بکر از دست مشرکین به سوى غار و خوابیدن حضرت على در جاى او نازل شد.
این حدیث ثعلبى را با همه طول و تفصیلش، غزالى در ج 3 ص 238 (احیاء العلوم) نقل کرده است. و گنجى در (کفایة) ص 114 و صفورى در ج 2 ص 209 (نزهة المجالس) از حافظ نسفى روایت نموده، و ابن صباغ مالکى در ص 33 (فصول) خود و سبط ابن جوزى حنفى در ص 12 (تذکره) خود و شبلنجى در ص 86 (نور الابصار) این حدیث را روایت نمودهاند.
در سه مصدر اخیر چنین آمده که:
ابن عباس گوید: أمیر مؤمنان (ع) شعرى که در آن شب سروده بود براى من بازگو فرمود که:
جان خود را براى بهترین شخصى که بر روى زمین پدید آمده، سپر قرار دادم.
او گرامیترین انسانى بود که طواف خانه و حجر نمود.
در تمامى شب منتظر بودم که از مشرکین به من آسیبى برسد
و خود را براى کشته شدن و اسیرى آماده ساخته بودم.
رسول خدا در آن شب با ایمنى در غار به سر برد و
خداوند او را از دیدهها مخفى داشت و حفظ فرمود.
داستان لیلة المبیت (شب خوابیدن) در این کتابها آمده است: ج 1 ص 348 (مسند) احمد، ج 2 ص 99- 100 (تاریخ- طبرى) و ج 1 ص 312 (طبقات) ابن سعد، ج 2 ص 29 (تاریخ یعقوبى)، ج 2 ص 291 (سیره) ابن هشام، ج 3 ص 90 (العقد الفرید) ج 13 ص 191 (تاریخ) خطیب بغدادى، ج 2 ص 42 تاریخ ابن اثیر ج 1 ص 126 تاریخ أبى الفداء، ص 75 (مناقب) خوارزمى، ص 39 (الامتاع) مقریزى، ج 7 ص 338 (تاریخ) ابن کثیر، ج 2 ص 29 (السیرة الحلبیة.
از ابن عباس حدیث صحیحى نقل شده و عده زیادى از حفّاظ و راویان موثق حدیث، آن را نقل نمودهاند که اشاره به این واقعه دارد به ص 95 جلد اول ترجمه الغدیر مراجعه شود.
و همین واقعه به روایتى از امام حسن مجتبى (ع) نقل شده که:
در شب هجرت، أمیر المؤمنین (ع) جان خود را فداى رسول خدا نمود و شر مشرکین را از سر حضرت بر طرف نمود و خداوند هم این آیه را در شأن او نازل فرمود:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه«1».
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج2، ص: 85
26- در حدیث لیلة المبیت گذشت که: خداوند به جبرئیل و میکائیل وحی فرستاد: چرا شما مثل علی بن ابیطالب نشدید که میان او و محمّد برادری افکندم
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج3، ص: 174