اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۵ فروردین ۱۴۰۳

مؤلفین کتاب درباره حدیث غدیر

متن فارسی

توجه و اهتمام علماء نسبت باین داستان مهمّ تاریخى بحدّى است که گروهى از آنان مضافا بر آنچه که در خلال کتب تاریخ و حدیث ضبط گشته کتب جداگانه مشتمل بر طرق منتهیه بخودشان در این زمینه تدوین نموده‌اند و تمام این کوششهائى که از ناحیه آنان مشهود گشته براى این بوده که این داستان کهنه نشود و دست‏هاى خیانتکار نتواند نسبت بآن تحریفى صورت دهد:
اینک نام این مؤلّفین با رعایت تقدّم تاریخى هر یک و سایر خصوصیات مربوط به آنها:

اول- ابو جعفر محمّد بن جریر بن یزید بن خالد طبرى آملى (ولادتش سال 224 هجرى قمرى، وفاتش 310 هجرى قمرى) کتاب او موسوم است به «الولایه فى طرق حدیث (الغدیر) نامبرده داستان غدیر را از هفتاد و چند طریق در این کتاب نقل نموده است.
حموى در جلد 18 «معجم الادباء» صفحه 80 در شرح احوال طبرى متذکر شده است که: نامبرده را کتابى است در فضایل علىّ بن ابى طالب علیه السّلام که در آغازآن از درستى اخبار وارده در موضوع غدیر خم سخن گفته و سپس بذکر فضایل پرداخته و موفق باتمام آن نگشته است ….
ذهبى در جلد دوم «طبقات» صفحه 254 متذکر شده است که: محمّد بن جریر طبرى چون از سخنان ابن ابى داود درباره داستان غدیر خم آگاهى یافت کتاب فضایل را نوشت و در تصحیح حدیث غدیر سخن گفت. سپس صاحب طبقات مینگارد:
مجلّدى از کتاب مشتمل بر طرق حدیث غدیر تألیف ابن جریر (طبرى) یافتم و از این کتاب و زیادى طرق حدیث غدیر که در آن گرد آورده دچار دهشت شدم!
ابن کثیر در جلد 11 تاریخ خود صفحه 146 در شرح احوال طبرى چنین نگاشته: من کتابى از او دیدم که در دو مجلّد ضخیم تدوین شده و در آن احادیث غدیر خم را گرد آورده، و کتاب دیگرى هم ابن حجر (در جلد 7 صفحه 337 «تهذیب التهذیب») بطبرى نسبت داده که مشتمل بر طرق حدیث طیر است «1».
شیخ الطائفه- طوسى- (اعلى اللّه مقامه الشریف) نیز در فهرست خود باین شرح، متذکر نسبت این کتاب به طبرى شده که: خبر داد ما را احمد بن عبدون از ابى بکر دورى از ابن کامل. و سید ابن طاوس- ره- در اقبال چنین متعرّض است و از این قبیل است آنچه که محمّد بن جریر طبرى صاحب تاریخ بزرگ روایت نموده و کتابى را که تصنیف نموده، (کتاب الرّد على الحرّ قوصیه) نام گذارده و حدیث روز غدیر را از هفتاد و پنج طریق در آن ذکر کرده است.

دوم- ابو العباس احمد بن محمد بن سعید همدانى که به «حافظ ابن عقده» معروف گشته و در سال 333 هجرى وفات یافته. نامبرده را کتابیست بنام «کتاب الولایه» در طرق حدیث غدیر که حدیث مزبور را از یکصد و پنج طریق روایت نموده- ابن اثیر در اسد الغابه و ابن حجر در «الاصابه» بسیار از او نقل نموده‌اند (چنانکه درپیش مذکور گشته) و ابن حجر در جلد 7 کتاب «تهذیب التهذیب» صفحه 337 بعد از ذکر حدیث غدیر متذکر شده است که:
ابو العباس ابن عقده در تصحیح این حدیث دقت و توجه مخصوص نموده تا آنجا که آنرا از قول بیش از هفتاد نفر از صحابه نقل و روایت کرده. و در کتاب (فتح البارى) چنین نگاشته: اما حدیث
«من کنت مولاه فعلى مولاه»
این حدیث را ترمذى و نسائى با دقت در طریق روایت ثبت نموده‌اند و جدّا داراى طرق بسیارى است و بطور تحقیق آنرا ابن عقده در کتاب جداگانه قرار داده و بسیارى از اسنادهاى آن درست و نیکو است. و شمس الدین مناوى شافعى نسبت بآن در جلد 6 از کتاب «فیض القدیر» صفحه 218 متذکر و گفتار ابن حجر را دایر بدرستى و زیادى طرق آن حکایت نموده است و حافظ گنجى شافعى در کتاب «کفایة الطالب» صفحه 15 این نسبت را باو متذکر شده و نجاشى در فهرست خود صفحه 67 نیز متذکر آن گشته و سید ابن طاوس (ره) در «اقبال» صفحه 663 چنین نگاشته:
این کتاب را بدست آوردم که در زمان مصنّف آن (ابى العباس) بسال 330 نوشته شده و بر آن خط شیخ طوسى (ره) و گروهى از بزرگان اسلام میباشد و در آن تصریح پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله را بولایت على علیه السّلام از یکصد و پنج طریق روایت کرده و هم اکنون این کتاب نزد من موجود است. و هدّار در کتاب «القول الفصل» جلد 1 صفحه 445 نگاشته که ابن عقده این حدیث را از یکصد و پنج تن از صحابه نقل و روایت نموده است.

سوّم- ابو بکر محمد بن عمر بن محمد بن سالم تمیمى بغدادى معروف به (جعابى) که در سال 355 وفات یافته «1» نامبرده را کتابى است تحت عنوان «کسانىکه حدیث غدیر خم را روایت نموده‌اند» که نجاشى در فهرست خود صفحه 281 آنرا از جمله کتب نامبرده ذکر کرده و سروى در جلد 1 مناقبش در صفحه 529 میگوید:
این حدیث را ابو بکر جعابى از یکصد و بیست و پنج طریق روایت کرده و از صاحب کافی ذکر نموده که: قاضى ابو بکر جعابى حکایت غدیر خم را از ابى بکر و عمر و عثمان و افراد دیگر از صحابه تا تعداد هفتاد و هشت نفر براى ما روایت نموده (چنانکه قبلا نیز بدانها اشاره شد) و در کتاب «ضیاء العالمین» مذکور است که:
جعابى در کتاب خود (نخب المناقب) حدیث غدیر خم را از یکصد و بیست و پنج طریق روایت نموده است.

چهارم- ابو طالب عبید اللّه (در فهرست شیخ الطایفه عبد اللّه ثبت شده) ابن احمد بن زید انبارى واسطى (که در سال 356 در واسط وفات یافته) کتاب «طرق حدیث الغدیر» بنام او در فهرست نجاشى صفحه 161 ثبت شده است.

پنجم- ابو غالب احمد بن محمد بن محمد زرارى (متوفاى 368 هجرى) نامبرده را جزوه‌ایست در پیرامون خطبه غدیر که شخصا در رساله‌اى که درباره آل اعین براى فرزند زاده خود ابى طاهر زرارى تألیف نموده بآن تصریح کرده است.

ششم- ابو الفضل محمد بن عبد اللّه بن مطّلب شیبانى متوفاى 372 هجرى- نجاشى که همزمان با او بوده در صفحه 282 از فهرست خود کتاب (کسانى که حدیث غدیر خم را روایت کرده‌اند) را بنام او ذکر کرده است.

هفتم- حافظ على بن عمر دار قطنى بغدادى متوفاى 385 هجرى- گنجى شافعى در کتاب خود «کفایه» صفحه 15 ضمن ذکر حدیث غدیر متذکر شده که:
طرق این حدیث را حافظ دار قطنى در یک مجلد گرد آورده است.

هشتم- شیخ محسن بن حسین بن احمد نیشابورى خزاعى عموى شیخ عبد الرحمن نیشابورى- شیخ منتجب الدین در فهرست خود کتاب (بیان حدیث غدیر) را بنام او ذکر نموده است.

نهم- علىّ بن عبد الرحمن بن عیسى بن عروه جرّاح قناتى متوفاى 413 هجرى، نجاشى در فهرست خود صفحه 192 کتاب (طرق خبر الولایه) را بنام او بشمار آورده است.

دهم- ابو عبد اللّه الحسین بن عبید اللّه بن ابراهیم غضایرى متوفاى 15 صفر سال 411 هجرى- نجاشى در فهرست خود صفحه 15 مجموعه موسوم به (کتاب یوم الغدیر) را بنام او ذکر نموده است.

یازدهم- حافظ ابو سعید مسعود بن ناصر بن ابى زید سجستانى متوفاى در سال 447 هجرى- کتاب موسوم به (الدرایه فی حدیث الولایه) تألیف او است کتاب مزبور داراى هفده جزء است که طرق حدیث غدیر را در آن جمع و از یکصد و بیست تن از صحابه آنرا روایت نموده، ابن شهر آشوب در جلد 1 از «مناقب» صفحه 529 از این کتاب یاد نموده و جمال الدین سید ابن طاوس در «اقبال» صفحه 663 اشعار نموده که کتاب مزبور در دسترسى او قرار گرفته و مشتمل بر بیش از بیست جلد است. در کتاب «الیقین» نیز از کتاب مزبور یاد شده و ابن ابى حاتم شامى در «الدرّ النظیم فی الائمة اللهامیم» از کتاب مزبور روایت نموده و در نزد شیخ عماد الدین طبرى نیز بوده است و از آن در «بشارة المصطفى بشیعة المرتضى» نقل نموده و از کتاب مزبور به «کتاب الولایه» تعبیر نموده است.

دوازدهم- ابو الفتح محمّد بن على بن عثمان کراجکى متوفاى 449، کتاب «عدّة البصیر فی حجّ یوم الغدیر» از او است.
علّامه نورى در جلد سوم «مستدرک» صفحه 498 نگاشته که: این کتاب، کتابى است سودمند و اختصاص دارد باثبات امامت امیر المؤمنین علیه السّلام در روز غدیر- داراى یک مجلّد است و مشتمل است به دویست ورقه و در عین حال در موضوع امامت بمنتهاى امر دست یافته و براى شیعه کافی و رسا است.

سیزدهم- على بن بلال (در فهرست شیخ چنین ضبط شده ولى در مناقب ابن شهر آشوب. على بن هلال نوشته) ابن معاویة بن احمد مهلبى، شیخ در فهرست خود صفحه 96 و ابن شهر آشوب در جلد 1 «مناقب» صفحه 529 و در «معالم» صفحه 59- کتاب او را بنام «حدیث الغدیر» ثبت نموده‌اند.

چهاردهم- شیخ منصور لائى رازى- نامبرده را کتابى است بنام «حدیث الغدیر» که در آن نام راویان حدیث مزبور را بترتیب حروف الفبا قید نموده- ابن شهر آشوب در جلد 1 «مناقب» صفحه 529 و شیخ ابو الحسن شریف در «ضیاء العالمین» از کتاب مزبور یاد کرده‌اند.

پانزدهم- شیخ على بن حسن طاطرى کوفی صاحب کتاب «فضایل امیر المؤمنین علیه السّلام» «کتاب الولایه» نیز از او است و شیخ در فهرست خود صفحه 92 آنرا ذکر نموده.

شانزدهم- ابو القاسم عبید اللّه بن عبد اللّه حسکانى، نامبرده را کتابى است بنام «دعاة الهداة الى اداء حق الموالات» که در آن داستان غدیر را ذکر نموده- سید ابن طاوس در «اقبال» صفحه 663 از کتاب مزبور یاد نموده و اشعار داشته که در نزد او موجود است و شیخ ابو الحسن شریف در «ضیاء العالمین» کتاب مزبور را بنام او ذکر نموده است.

هفدهم- شمس الدین محمد بن احمد ذهبى متوفاى 748- نامبرده در جلد سوم از کتاب «تذکرة الحفّاظ» صفحه 231 (که تألیف خود او است) کتاب موسوم به «طریق حدیث الولایه» را از تألیفات خود شمرده ضمنا اشعار نموده است باینکه:
امّا، داستان طیر، از طرق بسیارى روایت شده و من آنرا جداگانه در یک کتاب ثبت نموده‌ام و اصالت این حدیث از مجموع طرق نامبرده مسلّم است. و امّا حدیث «من کنت مولاه» این حدیث نیز داراى طرق پسندیده‌ایست و آنرا هم جداگانه جمع نموده‌ام.

هجدهم- شمس الدین محمد بن محمد جزرى دمشقى مقرى شافعى متوفاى بسال 833 هجرى- نامبرده رساله جداگانه را مشتمل بر اثبات تواتر حدیث غدیر تنظیم نموده و آنرا به «اسنى المطالب فی مناقب على بن ابى طالب علیه السّلام» نامیده و حدیث مزبور را از هشتاد طریق روایت نموده و انکار کننده آنرا بنادانى و عصبیت باطله منسوب نموده است.
سخاوى در «الضوء اللّامع» کتاب مزبور را از تألیفات نامبرده بشمار آورده- دو نسخه از کتاب مزبور در کتابخانه سید میر حامد حسین لکهنوى هندى صاحب (عبقات) موجود است و شیخ ابو الحسن شریف نیز در «ضیاء العالمین» از آن یاد کرده است.

نوزدهم- مولى عبد اللّه بن شاه منصور قزوینى طوسى، همزمان شیخ بزرگوار صاحب وسائل، بطوریکه در کتاب امل الآمل مذکور است نامبرده را کتابى است بنام «الرسالة الغدیریه».

بیستم- السید سبط الحسن جایسى هندى لکهنوى- کتاب ایشان بنام «حدیث الغدیر» بزبان اردو در هند بطبع رسیده است.

بیست و یکم- السید میر حامد حسین بن سید محمد قلى موسوى هندى لکهنوى که در سن شصت سالگى در سال 1306 قمرى وفات یافته- عالم جلیل نامبرده. حدیث غدیر را با طرق آن و تواتر آن و مفاد آن در دو مجلّد ضخیم مشتمل بر یکهزار و هشت صفحه تدوین نموده و این دو مجلّد از جمله مجلّدات کتاب بزرگ موسوم به «عبقات» است.
این سید بزرگوار پاک طینت مانند پدر عالیمقام و مقدسش بمنزله یکى از شمشیرهاى کشیده الهى است بر وى دشمنان، و پرچم پیروزى حق و دین و یکى از آیات بزرگ خداوند منّان است که حجّت را بسبب او تمام فرموده و راه راست را بدست او آشکار ساخته است.
و اما کتاب (عبقات) این سید جلیل القدر. شمیم روح پرورش در فضا منتشر و داستان عظمت و شهرتش در شرق و غرب جهان پراکنده گشته و آنان که برموز علم و دین واقف هستند میدانند که این کتاب بمانند معجز آشکارى است که هر گونه باطل و ناروائى از ساحت آن و از اطراف و جوانب آن دور است.
مؤلّف بزرگوار «الغدیر» در اینجا موقعیت مهمّ این اثر نفیس و بی‌نظیر را با این جمله اشعار فرموده: و ما از علوم و معارف نهفته در آن مجموعه گرانبها سودها و بهره‌هاى بسیار بردیم و از این روى نسبت بسید بزرگوار مذکور و والد ماجدش مراتب سپاسگزارى پیوسته خود را تقدیم میداریم و از حضرت بارى جلّ ذکره عظیم ترین پاداش‏ها را براى آن دو بزرگوار مسئلت مینمائیم.

بیست و دوم- السید مهدى ابن سید على غریفى بحرانى نجفى متوفاى سال 1343 قمرى- عالم جلیل القدر صاحب «الّذریعه» کتاب «حدیث الولایه فی حدیث الغدیر» را از مؤلّفات سید بزرگوار مذکور شمرده و فرزند معظم له نیز ضمن شرح حال آنمرحوم که براى مؤلف معظّم «الغدیر» ایفاد نموده کتاب مزبور را بنام والد معظّم خود ضمن شرح حال ذکر نموده است.

بیست و سوم- الحاج شیخ عبّاس محدّث قمى (رضوان اللّه علیه) که شب سه شنبه 23 ذا الحجة 1359 در نجف اشرف درگذشته، کتاب «فیض القدیر فی حدیث الغدیر» که بالغ بر سیصد صفحه است تألیف آنمرحوم است. روایات و مطالب مربوط به غدیر را در کتاب مزبور بطرز بدیعى جمع نموده- نامبرده از نوابغ و بزرگان علم حدیث است و در فنّ تألیف در عصر حاضر مقام ارجمندى را احراز نموده و خدمات او در این راه بر احدى پوشیده نیست.

بیست و چهارم- السید مرتضى حسین خطیب دانشمند فتح پورى هندى- نامبرده را کتابى است بنام: «تفسیر التکمیل» در پیرامون آیه شریفه الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ …
که در واقعه غدیر نازل گشته، کتاب مزبور در هند بطبع رسیده است.

بیست و پنجم- الشیخ محمد رضا ابن شیخ طاهر آل فرج اللّه نجفى- دانشمند یگانه مزبور همزمان و همکار ارجمند مؤلف معظم «الغدیر» بوده و کتاب مستطاب «الغدیر فی الاسلام» که در نجف اشرف بطبع رسیده تالیف دانشمند مذکور است که در آن حق سخن را ادا نموده است.

بیست و ششم- الحاج سید مرتضى خسرو شاهى تبریزى دانشمند معاصر-کتاب موسوم به «اهدآء الحقیر فی معنى حدیث الغدیر» تألیف معظم له در عراق بطبع رسیده و در تحقیق نسبت بموضوع، منتهاى دقت و تتبع در آن مشهود است.
در تکمیل این قسمت: ابن کثیر در «البدایة و النهایه» جلد پنجم صفحه 208 چنین مینگارد: در مورد این حدیث (حدیث غدیر خم) توجّه مخصوصى از طرف ابو جعفر محمد بن جریر طبرى صاحب تفسیر و تاریخ بعمل آمده و در نتیجه تتبّع و فحص او در طرق حدیث مزبور و الفاظ آن دو مجلّد کتاب تشکیل یافته. و همچنین حافظ بزرگوار ابو القاسم ابن عساکر احادیث بسیارى درباره این خطبه. (خطبه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله در روز غدیر خم) آورده که ما عین آنچه را که نامبرده روایت نموده ذکر خواهیم نمود؛ و سپس در نقل و روایت آن رساله‌اى تشکیل داده است.
و شیخ سلیمان حنفى در «ینابیع المودّه» صفحه 36 چنین نگاشته: از ابى المعالى جوینى «1» ملقب بامام الحرمین- استاد ابى حامد غزّالى (رحمهما اللّه) حکایت شده که با اعجاب و شگفتى گوید: مجلّد کتابى در بغداد در دست صحّافی دیدم که مشتمل بر روایات قضیه غدیر خم بود و بر آن نوشته بود- مجلّد بیست و هشتم از طرق فرمایش رسیده از پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله (من کنت مولاه فعلىّ مولاه)-! و مجلّد بیست نهم آن در دنبال است!!
و علوىّ هدّار حدّاد در کتاب خود «القول الفصل» جلد 1 صفحه 445 از قول حافظ ابو العلاء عطّار همدانى «2» چنین مینگارد که او گوید: من این حدیث رابدویست و پنجاه طریق روایت میکنم!
در این زمینه تألیف‏هاى دیگر نیز هست که اختصاص باین موضوع دارد و در متن ترجمه «الغدیر» خواهد آمد انشاء اللّه تعالى

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 313

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 313

المؤلّفون فی حدیث الغدیر

بلغ اهتمام العلماء بهذا الحدیث إلى غایة غیر قریبة، فلم یُقنعهم إخراجه بأسانید مبثوثة خلال الکتب حتى أفرده جماعة بالتألیف، فدوّنوا ما انتهى إلیهم من أسانیده، و ضبطوا ما صحَّ لدیهم من طریقه؛ کلُّ ذلک حرصاً على کلاءة متنه من الدثور، و عن تطرّق ید التحریف إلیه، فمنهم:

1- أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبریّ، الآملیّ: المولود (224) و المتوفّى (310)، المترجم (ص 100).

له کتاب الولایة فی طرق حدیث الغدیر، رواه فیه من نیّف و سبعین طریقاً. قال الحموی فی معجم الأدباء (18/80) فی ترجمة الطبری: له کتاب فضائل علیِّ بن أبی طالب رضى الله عنه تکلّم فی أوّله بصحّة الأخبار الواردة فی غدیر خُمّ ثمّ تلاه بالفضائل و لم یتمّ.

و قال فی (ص 84): و کان إذا عَرَف من إنسان بدعة أبعده و اطّرحه، و کان قد قال بعض الشیوخ ببغداد بتکذیب غدیر خُمّ! و قال: إنَّ علیّ بن أبی طالب کان بالیمن فی الوقت الذی کان رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم بغدیر خُمّ، و قال هذا الإنسان فی قصیدة مزدوجة- یصف فیها بلداً بلداً و منزلًا منزلًا- أبیاتاً یلوّح فیها إلى معنى حدیث غدیر خُمّ، فقال:

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 314

ثمَّ مررنا بغدیرِ خُمِ             کم قائل فیه بزورٍ جمِ‏

 

على علیٍّ و النبیّ الأُمّیّ

و بلغ أبا جعفر ذلک، فابتدأ بالکلام فی فضائل علیِّ بن أبی طالب و ذکر طرق حدیث خُمّ فکثر الناس لاستماع ذلک، و اجتمع قومٌ من الروافض ممّن بسط لسانه بما لا یصلح فی الصحابة رضى الله عنهم، فابتدأ بفضائل أبی بکر و عمر رضى الله عنهما.

و قال الذهبی فی طبقاته «1» (2/254): لمّا بلغ محمد بن جریر أنَّ ابن أبی داود تکلّم فی حدیث غدیر خُمّ عمل کتاب الفضائل، و تکلّم على تصحیح الحدیث، ثمّ قال: قلت: رأیت مجلّداً من طرق الحدیث لابن جریر، فاندهشت له و لکثرة تلک الطرق!!

و قال ابن کثیر فی تاریخه «2» (11/146) فی ترجمة الطبری: إنّی رأیت له کتاباً جمع فیه أحادیث غدیر خُمّ فی مجلّدین ضخمین، و کتاباً جمع فیه طرق حدیث الطیر.

و نسبه إلیه ابن حجر فی تهذیب التهذیب «3» (7/339). و ذکره له شیخ الطائفة الطوسی فی فهرسته «4» و قال: أخبرنا به أحمد بن عبدون، عن أبی بکر الدوری، عن ابن کامل عنه.

و قال السیّد ابن طاووس فی الإقبال «5»: و من ذلک ما رواه محمد بن جریر الطبریّ- صاحب التاریخ الکبیر- صنّفه و سمّاه کتاب الردّ على الحرقوصیّة، روى فیه حدیث یوم الغدیر، و روى ذلک من خمس و سبعین طریقاً.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 315

2- أبو العبّاس أحمد بن محمد بن سعید الهمدانیّ، الحافظ المعروف بابن عقدة: المتوفّى (333).

له کتاب الولایة فی طرق حدیث الغدیر، رواه بمائة و خمس طرق، أکثر النقل عنه ابن الأثیر فی أُسد الغابة، و ابن حجر فی الإصابة کما مرّ.

و قال الثانی فی تهذیب التهذیب «1» (7/339) بعد ذکر حدیث الغدیر: صحّحه و اعتنى بجمع طرقه أبو العبّاس بن عقدة، فأخرجه من حدیث سبعین صحابیّا أو أکثر.

و قال فی فتح الباری «2»: أمّا

حدیث: «من کنتُ مولاه فعلیّ مولاه»، فقد أخرجه الترمذی و النسائی،

و هو کثیر الطرق جدّا، و قد استوعبها ابن عقدة فی کتاب مفرد، و کثیر من أسانیدها صحیح و حسان.

و ذکره له شمس الدین المناویّ الشافعیّ فی فیض القدیر (6/218)، و حکى قول ابن حجر: حدیثٌ کثیر الطرق صحّحه… إلخ.

و نسبه إلیه الحافظ الکنجیّ الشافعیّ فی کفایة الطالب «3» (ص 15)، و ذکره له النجاشی فی فهرسته «4» (ص 67).

و قال السیّد ابن طاووس فی الإقبال «5» (ص 663): وجدتُه قد کُتِب فی زمن أبی العبّاس مصنِّفه فی سنة (330) و علیه خطُّ الشیخ الطوسیّ و جماعة من شیوخ الإسلام، و قد روى فیه نصَّ النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم بولایة علیٍّ علیه السلام من مائة و خمس طرق،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 316

و الآن موجود عندی.

و قال الهدّار فی القول الفصل (1/445): أخرج الحدیث ابن عقدة عن مائة و خمسة من الصحابة.

3- أبو بکر محمد بن عمر بن محمد بن سالم التمیمیّ، البغدادیّ، المعروف بالجُعابیّ: المتوفّى (355) «1».

له کتاب من روى حدیث غدیر خُمّ، عدّه النجاشیّ من کتبه فی فهرسته «2» (ص 281)، و قال السرویّ فی مناقبه «3» (1/529): ذکره أبو بکر الجُعابیّ من مائة و خمس و عشرین طریقاً، و ذکر عن الصاحب الکافی أنَّه قال: روى لنا قصّة غدیر خُمّ القاضی أبو بکر الجُعابی عن أبی بکر و عمر و عثمان، إلى أن عدّ ثمانیة و سبعین صحابیّا، کما مرّ الإیعاز إلیهم، و فی ضیاء العالمین: أنَّه روى حدیث الغدیر فی کتابه نخب المناقب من مائة و خمس و عشرین طریقاً.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 317

4- أبو طالب عبید اللَّه «1» بن أحمد بن زید الأنباریّ، الواسطیّ: المتوفّى بواسط (356).

له کتاب طرق حدیث الغدیر، ذکره له النجاشی فی فهرسته «2» (ص 161).

5- أبو غالب أحمد بن محمد بن محمد الزُّراریّ: المتوفّى (368).

له جزء فی خطبة الغدیر، نصَّ علیه هو بنفسه فی رسالته «3» فی آل أعین، التی ألّفها لحفیده أبی طاهر الزُّراری.

6- أبو المفضّل محمد بن عبد اللَّه بن المطّلب الشیبانی: المتوفّى (372).

له کتاب من روى حدیث غدیر خُمّ، ذکره له معاصره النجاشی فی فهرسته «4» (ص 282).

7- الحافظ علیّ بن عمر الدارقطنی، البغدادی: المتوفّى (385).

قال الکنجیّ الشافعیّ فی کفایته «5» (ص 15) عند ذکر حدیث الغدیر: جمع الحافظ الدارقطنی طرقه فی جزء.

8- الشیخ محسن بن الحسین بن أحمد النیسابوریّ، الخزاعیّ، عمّ شیخنا عبد الرحمن النیسابوری.

له کتاب بیان حدیث الغدیر، ذکره له الشیخ منتجب الدین فی فهرسته «6».

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 318

9- علیّ بن عبد الرحمن بن عیسى بن عروة بن الجرّاح القنانی: المتوفّى (413).

له کتاب طرق خبر الولایة، عدّه النجاشی من تآلیفه فی فهرسته «1» (ص 192).

10- أبو عبد اللَّه الحسین بن عبید اللَّه بن إبراهیم الغضائریّ: المتوفّى (15 صفر سنة 411).

له کتاب یوم الغدیر، ذکره له النجاشی فی فهرسته «2» (ص 15).

11- الحافظ أبو سعید مسعود بن ناصر بن أبی زید السجستانی «3»: المتوفّى (477) مرّت ترجمته (ص 112).

له کتاب الدرایة فی حدیث الولایة فی (17) جزءاً جمع فیه طرق حدیث الغدیر، و رواه عن مائة و عشرین صحابیاً، ذکره له ابن شهرآشوب فی المناقب «4» (1/529)، و قال رضی الدین السیّد ابن طاووس فی الإقبال «5» (ص 663): إنَّه کان یوجد عنده، و إنَّه مجلّد أکثر من عشرین کرّاساً.

و ینقل عنه فی کتاب الیقین «6»، و یروی عنه ابن حاتم الشامی فی الدرّ النظیم فی [مناقب‏] الأئمّة اللهامیم «7»، و کان یوجد عند الشیخ عماد الدین الطبریِّ، ینقل عنه

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 319

فی کتابه بشارة المصطفى لشیعة المرتضى «1»، معبِّراً عنه بکتاب الولایة.

12- أبو الفتح محمد بن علیّ بن عثمان الکراجکیّ: المتوفّى (449).

له کتاب عدّة البصیر فی حجج یوم الغدیر، قال العلّامة النوری فی المستدرک (3/498):

هذا کتاب مفیدٌ یختصّ بإثبات إمامة أمیر المؤمنین علیه السلام فی یوم الغدیر، جزء واحد مائتا ورقة، بلغ الغایة فیه حتى حصل فی الإمامة کافیاً للشیعة، عمله بطرابلس للشیخ الجلیل أبی الکتائب عمّار.

13- علیّ بن بلال «2» بن معاویة بن أحمد المُهلّبیّ: له کتاب حدیث الغدیر.

ذکره له شیخ الطائفة فی فهرسته (ص 96)، و ابن شهرآشوب فی المناقب «3» (1/529) و فی المعالم «4» (ص 59).

14- الشیخ منصور اللائی «5»، الرازیّ: له کتاب حدیث الغدیر، ذکر فیه أسماء رواته على ترتیب الحروف.

ذکره له ابن شهرآشوب فی المناقب «6» (1/529)، و الشیخ أبو الحسن الشریف فی ضیاء العالمین.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 320

15- الشیخ علیّ بن الحسن الطاطریّ، الکوفیّ: صاحب کتاب فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام.

له کتاب الولایة، ذکره له شیخ الطائفة فی فهرسته (ص 92).

16- أبو القاسم عبید اللَّه بن عبد اللَّه الحَسکانیّ- المترجم (ص 112)-:

له کتاب دعاء الهداة إلى أداء حقّ الموالاة، یذکر فیه حدیث الغدیر، ذکره له السیّد فی الإقبال «1» (ص 663)، و قال: إنَّه یوجد عندنا، و نسبه إلیه الشیخ أبو الحسن الشریف فی ضیاء العالمین.

17- شمس الدین محمد بن أحمد الذهبیُّ: المتوفّى (748). مرّت ترجمته (ص 124).

له کتاب طرق حدیث الولایة، ذکره لنفسه هو فی کتابه تذکرة الحفّاظ «2» (3/231)، و قال: أمّا حدیث الطیر فله طرق کثیرة جدّا، قد أفردتُها بمصنَّف، و مجموعها یوجب أن یکون الحدیث له أصل، و أمّا

حدیث: «من کنتُ مولاه»،

فله طرق جیّدة، و قد أفردتُ ذلک أیضاً «3».

18- شمس الدین محمد بن محمد الجزریّ، الدمشقیّ، المقری، الشافعیّ: المتوفّى (833).

مرّت ترجمته (ص 129).

أفرد رسالة فی إثبات تواتر حدیث الغدیر، و أسماها أسنى المطالب فی مناقب

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 321

علیّ بن أبی طالب «1»، و رواه من ثمانین طریقاً و نسب مُنکره إلى الجهل و العصبیّة، عدّه من تآلیفه السخاوی فی الضوء اللامع «2»، کما مرّ (ص 129).

توجد منه نسختان فی مکتبة السیّد میر حامد حسین اللکهنوی الهندی صاحب العبقات، و ذکره له الشیخ أبو الحسن الشریف فی ضیاء العالمین «3».

19- المولى عبد اللَّه بن شاه منصور القزوینی، الطوسیّ: من معاصری شیخنا صاحب الوسائل، له الرسالة الغدیریّة، کما فی أمل الآمل «4».

20- السیّد سبط الحسن الجایسیّ، الهندیّ، اللکهنویّ: له کتاب حدیث الغدیر بلغة أُردو طبع فی الهند «5».

21- السیّد میر حامد حسین ابن السیّد محمد قلی الموسویّ، الهندیّ، اللکهنویّ: المتوفّى (1306) عن (60 سنة).

ذکر حدیث الغدیر و طرقه و تواتره و مفاده فی مجلّدین ضخمین فی ألف و ثمان صحائف، و هما من مجلّدات کتابه الکبیر العبقات.

و هذا السیّد الطاهر العظیم- کوالده المقدّس- سیف من سیوف اللَّه المشهورة على أعدائه، و رایة ظفر الحقّ و الدین، و آیة کبرى من آیات اللَّه سبحانه، قد أتمّ به

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 322

الحجّة، و أوضح المحجّة. و أمّا کتابه العبقات «1» فقد فاح أریجه بین لابتی العالم، و طبّق حدیثه المشرق و المغرب، و قد عرف من وقف علیه أنَّه ذلک الکتاب المعجز المبین الذی لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه، و قد استفدنا کثیراً من علومه المودعة فی هذا السفر القیّم، فله و لوالده الطاهر منّا الشکر المتواصل، و من اللَّه تعالى لهما أجزل الأجور.

22- السیّد مهدی ابن السیّد علیّ الغُریفیّ، البحرانیّ، النجفیّ: المتوفّى (1343).

له کتاب حدیث الولایة فی حدیث الغدیر، عدّه شیخنا الرازی من تآلیفه فی الذریعة «2»، و ذکره له ولده فی ترجمة والده التی کتبها لنا.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 323

23- الحاج الشیخ عبّاس بن محمد رضا القمّی: المتوفّى فی النجف الأشرف لیلة الثلاثاء (23 ذی الحجّة 1359).

له کتاب فیض القدیر فی حدیث الغدیر، فیما ینوف على الثلاثمائة صحیفة «1»، و قد جمع فیه فأوعى؛ و هو من نوابغ الحدیث و التألیف فی القرن الحاضر، و أیادیه المشکورة على الأمّة لا تخفى.

24- السیّد مرتضى حسین الخطیب الفتحپوریّ، الهندیّ:

له کتاب تفسیر التکمیل فی آیة (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ‏) النازلة فی واقعة الغدیر، طبع بالهند.

25- الشیخ محمد رضا ابن الشیخ طاهر آل فرج اللَّه، النجفیّ، زمیلنا العلّامة الفذّ:

له کتاب الغدیر فی الإسلام، طبع فی النجف الأشرف، و قد أدّى فیه حقّ المقال «2».

26- الحاج السیّد مرتضى الخسروشاهی التبریزیّ المعاصر «3»: أفرد کتاباً فی دلالة الحدیث و أسماه إهداء الحقیر فی معنى حدیث الغدیر، طبع فی العراق، أغرق نزعاً فی التحقیق، و لم یُبقِ فی القوس منزعاً. «4»

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 324

تکملة

قال ابن کثیر فی البدایة و النهایة «1» (5/208): و قد اعتنى بأمر هذا الحدیث أبو جعفر محمد بن جریر الطبری صاحب التفسیر و التاریخ، فجمع فیه مجلّدین، أورد فیهما طرقه و ألفاظه، و کذلک الحافظ الکبیر أبو القاسم بن عساکر «2» أورد أحادیث کثیرة فی هذه الخطبة، نحن نورد عیون ما رُوی فی ذلک «3».

و قال الشیخ سلیمان الحنفیّ فی ینابیع المودّة «4» (ص 36): حُکی عن أبی المعالی الجُوینی «5»، الملقّب بإمام الحرمین، أستاذ أبی حامد الغزالی یتعجّب و یقول: رأیت مجلّداً فی بغداد فی ید صحّافٍ فیه روایات خبر غدیر خُمّ مکتوباً علیه المجلّدة الثامنة و العشرون من طرق

قوله صلى الله علیه و سلم: «من کنتُ مولاه فعلیّ مولاه»،

و یتلوه المجلّدة التاسعة و العشرون. انتهى.

و قال العلویّ الهدّار الحدّاد فی القول الفصل (1/445): کان الحافظ أبو العلاء العطّار الهمدانیّ «6» یقول: أروی هذا الحدیث بمائتین و خمسین طریقاً.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 325

و هناک تآلیف أخرى تخصُّ هذا الموضوع یأتی ذکرها فی صلاة الغدیر إن شاء اللَّه.

 (. .. إِنَّها تَذْکِرَةٌ* فَمَنْ شاءَ ذَکَرَهُ* فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ) «1»