اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۳۰ تیر ۱۴۰۳

محاکمه معاویه و صدور رأی به خاطر اوصافش

متن فارسی

محاکمه معاویه و صدور رأی در حقش
به حقیقت سوگند که یکی از این شهادت ها- که بشرح آمد- برای در هم شکستن اعتبار این موجود و لجن مال کردن و کشاندنش به پست ترین درجه بی قدری کافی است تا چه رسد به همه آن گواهی های مکرر که همدیگر را تحکیم و تصدیق می نماید. شهادت هائی که سرآمد اصحاب و برجسته ترین شخصیت های آنان در باره معاویه داده اند کسانی که در نظر آن جماعت «عادل و راسترو» ند بگذریم از این که بعضی از ایشان چندان عالی مقامند که کسی در پارسائی و پاکدامنی و بری بودن ساحتشان از خطاهای قولی و عملی کمترین شکی ندارد و بویژه که در میان آنان شخصیت والای امام معصوم قرار دارد خلیفه راستینی که قرآن حکیم او را پاک و منزه دانسته است و کسی است که با حق میگردد به هر کجا که بگردد و با قرآن است و قرآن با وی و تا بکناره حوض درآیند از هم جدائی نمی پذیرند. «1»
بالاتر از اینها همه، سخنان پیامبر گرامی (ص) درباره این موجود است که قبلا نوشتیم.
بنابر این، معاویه به استناد آن همه شهادت صادق و گواهی راستین رسواگر که از پیشینیان شایسته احوال و پسندیده رفتار رسیده و ما نص اظهار نظر و شهادتشان را بی کم و کاست آوردیم

  1. فردی است بی بصیرتی که مایه هدایتش گردد
  2. و بی رهبری است که او را به راه حکیمانه دین رهنمون باشد،
  3. هوای نفس او را خوانده و او اجابتش کرده،
  4. و گمراهی او را کشانده و او به دنبالش رفته،
  5. کارهای گمراهانه ای که از او سر زده بی شباهت به کارهای گمراهانه ای نیست که از خویشاوندان مشرک وخانواده کافرش سر زده است،
  6. سرانجامش آتش گدازان خواهد بود و جایگاهش آتش،
  7. ملعون ملعون زاده،
  8. بد کار بد کار زاده،
  9. منافق منافق زاده،
  10. آزاد شده فرزند آزاد شده،
  11. بت بت زاده،
  12. سبکسر منافق،
  13. سنگدل حق ناپذیر،
  14. کم عقل،
  15. بزدل فرومایه،
  16. کسی که کور کورانه می لولد،
  17. و در ضلالت غوطه ور است،
  18. و به تمایلات بدعت آمیز
  19. و سرگشتگی هائی که دیگران پیروی کرده اند سخت پایبند است.
  20. اهل قرآن نیست
  21. و نه خواستار حکمش،
  22. به سرانجامی زیانبار روان است
  23. و به وادی کفر و حق ناشناسی،
  24. نفس او به درون شرارت کشانده اش
  25. و به حق ناطلبی و سرکشی رانده
  26. و به مهلکه های معنوی درآورده است
  27. و به راه های سنگلاخ، مردم را کوبیده،
  28. و حق را دیوانگی خوانده است.
  29. زشتکاری بی آبرو،
  30. آدم بزرگوار چون با او نشیند اهانت یابد
  31.  بردبار چون با او معاشرت کند نابخرد شود،
  32. پسر زن جگر خوار،
  33. دروغساز خشن،
  34. پیشوای گمراه گری،
  35. دشمن پیامبر،
  36. پیوسته دشمن خدا و سنت و قرآن و مسلمانان بوده است،
  37. قهرمان بدعت سازی و من در آوردی،
  38. کسی که از گناه ورزی هایش، بر حذر بودند
  39. و برای اسلام، خطری تشکیل می داد،
  40. خیانتکار
  41. و پیمانشکنی بدکردار،
  42. کسی که به شیطان می مانست که از پیش روی انسان و پشت سر و چپ و راستش به او حمله و نفوذ می نماید،
  43. کسی که خدا برایش حسن سابقه دینداری یی پیش نیاورده
  44. و نه سابقه راستروی و راستگویی،
  45. ستمکاری منحرف که قرآن را پس پشت افکنده است.
  46. در کودکی شریرترین کودک بوده
  47. و در بزرگی تبهکارترین فرد،
  48. پشت و پناه منافقان،
  49. به اسلام نه به دلخواه، بلکه به اکراه تن داده،
  50. و از آن به اختیار و به دلخواه بدر گشته،
  51. ایمانش دیری نپائیده
  52. و نفاقش مزمن بوده است، ب
  53. ا خدا و پیامبرش در جنگ و ستیز بوده است،
  54. قبیله ای مهاجم از قبائل مشرک و مهاجم بشمار آمده است،
  55. دشمن خدا و پیامبرش و مؤمنان:
  56. از همه کس بهتان آورتر
  57. و از همه گمراه تر،
  58. و نسبت به پیامبر (ص) از همه کس دورتر،
  59. گمراهگری ملعون و نفرین گشته.
  60. هیچیک از افتخارات اسلامی را احراز ننموده
  61. و هیچ عملی که در اسلام ستوده باشد بروز نداده،
  62. به کین خدا و پیامبرش برخاسته و علیه آنان تلاش نموده است
  63. و علیه مسلمانان به تجاوز مسلحانه دست زده
  64. و از مشرکان پشتیبانی کرده است
  65. و وقتی دیده خدا دینش را پیروز و چیره گردانیده و پیامبرش را یاری نموده به خدمتش آمده
  66. و از ترس و نه از روی میل اظهار مسلمانی کرده است،
  67. به هنگام درگذشت رسول خدا (ص) همه می دانسته اند که دشمن مسلمانان و دوستدار تبهکاران است،
  68. در خاموشی مشعل دین خدا می کوشیده
  69. و از دشمنان خدا جانبداری و پشتیبانی می نموده است،
  70. سنگدلان خشک مغز را بفریفته و به دوزخ در کشانده و ننگ ابدی را به آنها میراث داده،

و در دوره مسلمان شدن نیکروتر و پرهیزگارتر و راه یافته تر و بر صواب تر از دوره شرک و بت پرستی اش نبوده است.
این، معاویه است در پرتو اظهار نظرهائی که رجال دین و مردم پاکدامن و راسترو درباره اش کرده اند، و این قضاوت ایشان است بطور دقیق و کلمه به کلمه و بی کم و کاست. و آن، صفحات تاریخ سیاه و زندگی او است که این اظهار نظرها را تأئید و تصدیق می نماید و راست می آورد. جنایت ها، ستمگری ها، انحرافات، و بدعت هایش- که در تاریخ ثبت و مسلم است- روشن می دارد که به احکام امر و نهی پروردگار اعتنائی نداشته و قوانین اسلام و سنت هایش را زیر پا می گذاشته و از دستور خدا سر می پیچیده و بسیار هم سرپیچیده و منحرف گشته است و «کسانی که پا از حدود خدا بیرون نهند آنها همان ستمگرانند.» «1»

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 253

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 253

معاویة فی میزان القضاء

لعمر الحقّ إنّ واحدة من هذه الشهادات کافیة فی تحطیم قدر الرجل و الإسفاف بمستواه إلی الحضیض الأسفل، فکیف بجمیعها؟ فإنّها صدرت من سادات الصحابة و أعیانهم العدول جمیعهم عند القوم، فضلًا عن هؤلاء الذین لا یُشکّ فی ورعهم و قداسة ساحتهم عن السقطة فی القول و العمل، و لا سیّما و فیهم الإمام المعصوم، الخلیفة حقّا، المطهّر بلسان الذکر الحکیم عن أیّ رجاسة، الذی یدور الحقّ معه حیثما دار، و هو مع القرآن و القرآن معه، لن یفترقا حتی یردا الحوض «1»، و قبل الجمیع ما رویناه عن النبیّ الأقدس صلی الله علیه و آله و سلم فی حقّ هذا الإنسان.

فالرجل أخذاً بمجامع تلکم الشهادات الصادقة للسلف الصالح، محکوم علیه نصّ أقوالهم من دون أیّ تحریف و تحویر منّا، بأنّه امرؤ لیس له بصر یهدیه و لا قائد یرشده، دعاه الهوی فأجابه، و قاده الضلال فاتّبعه، و ما أتی به من ضلالة لیس ببعید الشبه ممّا أتی به أهله المشرکون الکفرة، مصیره إلی اللظی، مبوّؤه النار، اللعین ابن اللعین، الفاجر ابن الفاجر، المنافق ابن المنافق، الطلیق ابن الطلیق، الوثن ابن الوثن، الجلف المنافق، الأغلف القلب، القلیل العقل، الجبان الرذل، یخبط فی عمایة، و یتیه فی ضلالة، شدید اللزوم للأهواء المبتدعة، و الحیرة المتّبعة، لم یکن من أهل القرآن، و لا مریداً حکمه، یجری إلی غایة خُسر، و محلّة کفر، قد أولجته نفسه شرّا، و أقحمته

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 254

غیّا، و أوردته المهالک، و أوعرت علیه المسالک، غمص الناس، و سفه الحقّ، فاسق مهتوک ستره، یشین الکریم بمجلسه، و یسفه الحلیم بخلطته، ابن آکلة الأکباد، الکذّاب العسوف، إمام الردی، و عدوّ النبیّ، لم یزل عدوّا للَّه و السنّة و القرآن و المسلمین، رجل البِدع و الأحداث، کانت بوائقه تُتّقی، و کان علی الإسلام مخوفاً، الغادر الفاسق، مثله کمثل الشیطان، یأتی المرء من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله، لم یجعل اللَّه له سابقة فی الدین، و لا سلف صدق فی الإسلام، القاسط النابذ کتاب اللَّه وراء ظهره، کان شرّ الأطفال و شرّ الرجال، کهف المنافقین، دخل فی الاسلام کرهاً، و خرج منه طوعاً، لم یقدم إیمانه و لم یحدث نفاقه، کان حرباً للَّه و لرسوله، حزباً من أحزاب المشرکین، عدوّا للَّه و لنبیّه و للمؤمنین، أقولُ الناس للزور، و أضلّهم سبیلًا، و أبعدهم من رسول اللَّه وسیلة، الغاوی اللعین، لیس له فضل فی الدین معروف، و لا أثر فی الإسلام محمود، عادی اللَّه و رسوله و جاهدهما، و بغی علی المسلمین، و ظاهر المشرکین، فلمّا أراد اللَّه أن یظهر دینه و ینصر رسوله، أتاه فأسلم، و هو و اللَّه راهب غیر راغب، قُبض رسول اللَّه و الرجل یُعرف بعداوة المسلم و مودّة المجرم، یُطفئ نور اللَّه، و یظاهر أعداء اللَّه، أغوی جفاةً فأوردهم النار و أورثهم العار، لم یکن فی إسلامه بأبرّ و أتقی و لا أرشد و لا أصوب منه فی أیّام شرکه و عبادته الأصنام.

هذا معاویة عند رجال الدین الصحیح الأبرار الصادقین، و هذه صحیفة من تاریخه السوداء، و تؤکّد هذه الکلم القیّمة ما یؤثر عن الرجل من بوائق و موبقات، هی بمفردها حجج دامغة علی سقوطه عن مبوّأ الصالحین، فإنّها لا تتأتّی إلّا عن تهاون بأمر اللَّه و نهیه، و إغضاء عن نوامیس الدین و شرائع الإسلام، و تزحزح عن سنّة اللَّه، و تعدّ و شذوذٍ عن حدوده (وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) «1» 

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 255