اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۰ مرداد ۱۴۰۵

مدارک و اسناد شأن نزول سوره «هل أتیٰ»

متن فارسی

8-  ابن حزم میگوید: رافضیان آیه: وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی  حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً
«3» را به على (رضى اللّه عنه) تأویل می کنند، و این تأویل نزد ما مورد قبول نیست زیرا شمول و ظهور آیه، هر کس که اطعام طعام کند می گیرد (3 ر 146 الفصل).
پاسخ- کسی که به شیوه استدلال مسخره و مضحک این مرد واقف گردد می تواند دروغ پردازی هاى دیگرش را نیز دریابد. او گمان کرده به مجرد نسبت تأویل به رافضیان دادن و آن را دروغ و نادرست خواندن، در ارزش حدیثى که ذیل آیه شریفه رسیده، منقصتى وارد ساخته است. در حالی که او خود می داند گروه بسیارى از پیشوایان تفسیر و حدیث، آن را روایت کرده و در کتب حدیث خود ثبت کرده اند، و اگر عذرش نادانى و بی خبرى از آن حدیث است، این خود مصیبت بزرگى است.
حافظ «ابو محمّد عاصمى» کتابى در دو جلد به نام «زین الفتى در تفسیر سوره هل أتى» تدوین کرده کتابى بزرگ، مجلّل و پر مغز، که نشانه فضل نویسنده و گسترش اطلاعات، حدیث شناسى او، و نمودار قدرت کامل او در علم کلام و تحقیقات مذهبى است. هر چند در گوشه و کنار آن اشتباهاتى متناسب با مذهب خود و روش ملّتش دارد.
شاید هم «ابن حزم» فکر کرده او نیز رافضى است و حرفش مورد قبول نیست؟ و یا می گوید او شرائط صحت حدیث را نمی داند؟ یا معتقد است هر چیزى موافق رافضیان باشد هر چند با صحیح ترین اسانید نقل شود، مورد قبول نیست؟
در هر صورت حدیث ذیل آیه را، این عدّه نقل کرده اند:
1- «ابو جعفر اسکافى» متوفى 240، او در رساله اى که در ردّ جاحظ نوشته گوید: ما مثل امامیه نیستیم که هوا دارى از اشخاص، ما را به انکار مسائل مسلّم وادارد، بلکه به عکس ما تردید نداریم که احدى از صحابه پیغمبر برتر از على بن ابیطالب نمی باشد، امّا دیگر چیزها را منکر نیستیم … (تا آنجا که گوید):
امّا انفاق على، متناسب با حال و وضع درویشی اش بود، و او کسى است که در راه خدا مسکین و یتیم و اسیر را غذا داد و درباره او و همسر و دو فرزندانش یک سوره کامل نازل گردیده است.
2- «حکیم ابو عبد اللّه محمّد بن على ترمذى» که تا سال 285 در قید حیات بوده آن را در کتاب خود، «نوادر الاصول» ص 64 آورده است.
3- «حافظ محمّد بن جریر طبرى» متوفى 310، آن را در علت نزول سورههل اتى نقل کرده چنانکه در «الکفایة» آمده است.
4- «شهاب الدین ابن عبد ربّه» مالکى متوفى 328 در «عقد الفرید» 3 ر 42- 47 حدیث احتجاج مأمون خلیفه عباسى را بر چهل نفر از دانشمندان یاد کرده و در آنجا می گوید:
مأمون گفت: یا اسحاق آیا قرآن می خوانى؟ گفتم بلى گفت: براى من بخوان- هل أتى على الانسان حین من الدّهر لم یکن شیئا مذکورا.
من خواندم تا رسیدم به و یشربون من کأس کان مزاجها کافورا.تا قول خداى تعالى:و یطعمون الطّعام على حبّه مسکینا و یتیما و اسیرا. مأمون گفت اجازه بده آیا درباره چه کسى این آیات فرود آمده،؟ گفتم:
درباره على. گفت: آیا تو می دانى وقتى على مسکین و یتیم و اسیر را اطعام میکرد.انّما نطعمکم لوجه اللّه گفت؟.
و آیا شنیده اى خدا در قرآن کسى را توصیف کند چنانکه از على توصیف کرده است؟. گفتم: نه. گفت: راست گفتى، زیرا خداى بزرگ سیرت و احوال على را میدانست. اى اسحق آیا تو آن ده نفر (عشره مبشّره) را از اهل بهشت می دانى؟ گفتم: بلى یا امیر المؤمنین، گفت: آیا اگر کسى بگوید به خدا قسم نمی دانم این حدیث صحیح است یا نه و نمی دانم آیا پیغمبر آن را گفته است یا نه، آیا نزد تو کافر است؟ گفتم پناه می برم به خدا؟ گفت: اگر او بگوید من نمی دانم آیا این سوره از قرآن است یا نه آیا کافر است؟ گفتم: بلى. گفت اى اسحاق! به نظر می رسد میان این دو کس فرقى هست.
5- «حاکم ابو عبد اللّه نیشابورى» متوفى 405 در مناقب فاطمه علیها السّلام این آیه را آورده، چنانکه در کفایه آمده است.
6- «حافظ ابن مردویه ابو بکر اصفهانى» متوفى 416 در تفسیرش از گروهى حکایت کرده، و آلوسى در «روح المعانى» پس از نقل از او، گفته است: این خبر مشهور است.
7- «ابو اسحاق ثعلبى» متوفى 427 یا 437 در تفسیر خود «کشف البیان».
8- «ابو الحسن واحدى نیشابورى» متوفى 468 در تفسیرش به نام «البسیط و اسباب النزول» 331.
9- «حافظ ابو عبد اللّه محمّد بن فتوح ازدى اندلسى» مشهور به حمیدى متوفى 488 «در فوائدش» این حدیث را ذکر کرده است.
10- «ابو القاسم زمخشرى» متوفى 538 در «کشاف» 2 ر 511.
11- «اخطب الخطبا» خوارزمى متوفى 568 در «مناقب» 180.
12- حافظ «ابو موسى مدنى» متوفى 581 در «الذیل» چنانکه «الاصابه» نقل کرده است.
13- «ابو عبد اللّه فخر الدین رازى» متوفى 606 در تفسیرش 8 ر 276.
14- «ابو عمر و عثمان بن عبد الرحمن» معروف به ابن صلاح شهر زورى شرخانى متوفى 643، بر طبق نقل «الکفایة».
15- «ابو سالم محمّد بن طلحه شافعى» متوفى 652 در «مطالب السئول» 31. او پس از ذکر حدیث، گوید: امام ابو الحسن على بن احمد واحدى و غیر از او ائمه تفسیر، این حدیث را روایت کرده اند، آنگاه گفته است: چه عبادتى از این بهتر و چه منقبت و فضیلتى بالاتر از اطعام طعام، با نیاز شدید نسبت به آن، می توان یافت و هر گاه چنین نبود، این داستان تا این درجه عظمت پیدا نمی کرد و ارزشش بالا نمی گرفت و خداى بزرگ درباره آن به رسولش آیات قرآن فرو نمی فرستاد.
و او را شعرى است که در صفحه 8 کتابش آورده:

آنان براى کسى که بدانها متوسل شود، دستاویزهاى محکم ‏اند که مناقبشان از راه وحى و الهام رسیده است:
مناقب و فضائلى که در سوره شورى و هل أتى و احزاب، تلاوت کنندگان قرآن می شناسند.
آنان اهل بیت مصطفى می باشند و دوستى آنها به حکم الهى در منشور قرآن الزامى است.
16- ابو المظفر «سبط ابن جوزى حنفى» متوفى 654، در «تذکره» خود از طریق بغوى و ثعلبى آنرا نقل کرده، و بر جدش ابن جوزى که آن را در ردیف حدیثهاى مجعول می شمرده، ایراد گرفته و پس از آنکه سندش را از ضعف پیراسته، گوید: من از سخن جدم و از انکارى که او از این حدیث کرده در شگفتم.
و در کتاب «المنتخب» گوید: اى دانشمندان علم دین، آیا می دانید چرا على و فاطمه ایثار کردند، و اجازه دادند آن دو کودک حسن و حسین (ع) با وجود گرسنگى، ایثار کنند؟
آیا رمز این مطلب بر آنان پوشیده بود؟ این کار نسبت به آن دو کودک دلیلى نداشت مگر که قبلا نیروى شکیب آنها را آزموده باشند، و گر نه شاخسارهاى درخت رحمت الهى و پاره هاى تن فاطمه و جوجه هاى اردک شناور، را این چنین آزرده نمی ساختند «1».
17- «عز الدین عبد الحمید» مشهور به ابن ابى الحدید معتزلى متوفى 655 در شرح «نهج البلاغه» 3 ر 257.
18- حافظ «ابو عبد اللّه کنجى» شافعى متوفى 658 در «الکفایة» 201، وى پس از ذکر حدیث گوید: حافظ ابو عبد اللّه حمیدى در فوائدش چنین روایت کرده و ابن جریر طبرى در سبب نزول هل أتى از این گسترده تر، روایت کرده است.
من شنیده ام حافظ علامه «ابو عمر و عثمان بن عبد الرحمن» معروف به ابن صلاح در درس تفسیر سوره هل اتى این حدیث را مطرح و درباره آن گفته است: این سائلان فرشتگان خداى رب العالمین بودند و منظور از آن امتحانى براى اهل بیت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بود.
و در مکّه از شیخ حرم بشیر تبریزى در درس تفسیر شنیدم که می گفت: سائل اول جبرئیل، و سائل دوم، میکائیل و سائل سوم، اسرافیل بوده است.
19- «قاضى» ناصر الدین بیضاوى متوفى 685 در تفسیر خود 2 ر 571.
20- حافظ «محب الدین طبرى» متوفى 694 در ریاض النضرة 2 ر 207- 227 و در آنجا گوید: این عقیده حسن و قتاده نیز می باشد.
21- حافظ «ابو محمّد بن ابى حمزه ازدى اندلسى» متوفى 699 در «بهجة النفوس» 4 ر 225.
22- «حافظ الدین نسفى» متوفى 701 یا 710 در تفسیرى که در حاشیه تفسیر خازن 4 ر 458 دارد در سبب نزول آیه، حدیث را روایت کرده و دیگر چیزى بر آن نیفزوده است.
23- شیخ الاسلام «ابو اسحاق حمویى» متوفى 722 در «فرائد السمطین».
24- «نظام الدین قمى نیشابورى» در تفسیرش که در حاشیه طبرى 29 ر 112 دارد، و در آنجا گوید: واقدى در «البسیط» و زمخشرى در «کشّاف» حدیث را ذکر کرده اند و مورد اتفاق امامیه است که تمام این سوره، درباره اهل بیت پیغمبر (ص) مخصوصا آیات مورد بحث، نازل گردیده است، آنگاه حدیث اطعام طعام را نقل کرده، گوید: روایت شده سائل در این شبها، جبرئیل بود. و بدین وسیله می خواسته، آنها را به اذن خداوند، بیازماید.
25- «علاء الدین على بن محمّد خازن بغدادى» متوفى 741 در تفسیرش 4 ر 358 اول اشاره به نزول آیات درباره على علیه السّلام کرده، آنگاه حدیث را نقل نموده سپس گوید: می گویند آیه نسبت به هر کسى که اطعام طعام کند، عمومیت و شمول دارد براى تضعیف این قول اولا استناد به «قیل» (گفته شده) داده و نامى از قائل به میان نیاورده است. ثانیا شمول آیه از نظر مفهوم منافاتى با انحصار مصداقش در امیر المؤمنین علیه السّلام ندارد.
26- قاضى «عضد ایجى» متوفى 756 در «المواقیت» 3 ر 278.
27- حافظ «ابن حجر» متوفى 852 در «الاصابه» 4 ر 387 حدیث را از طریق ابن موسى در «الذیل» نقل کرده و ثعلبى در تفسیر سوره «هل اتى» نقل از مجاهد از ابن عباس آن را آورده است.
28- حافظ «جلال الدین سیوطى» متوفى 911 در «الدر المنثور» 6 ر 299 از طریق ابن مردویه.
29- «ابو سعود عمادى محمّد بن حنفى» متوفى 982 در تفسیرش در حاشیه تفسیر رازى 8 ر 318.
30- شیخ «اسماعیل بروسى» متوفى 1137 در تفسیر «روح البیان» ج 10 ص 268- 269.
31- «شوکانى» متوفى 1173 در تفسیر خود به نام «فتح القدیر» 5 ر 338.
32- استاد «محمّد سلیمان محفوظ» در کتاب «اعجب ما رأیت» 1 ر 10. و گفته است این حدیث را اهل تفسیر روایت کرده اند.
33- سید «شبلنجى» در «نور الابصار» 12- 14.
34- سید «محمود قراغولى بغدادى حنفى» در «جوهرة الکلام» 56.

متن حدیث:
ابن عباس (رضى اللّه عنه) گوید: حسن و حسین بیمار شدند رسول خدا (ص) با جمعى از یاران عیادتشان کرد، همراهان پیغمبر گفتند یا ابا الحسن خوبست براى
فرزندانت نذرى کنى. على و فاطمه و کنیزشان فضه نذر کردند هر گاه دو فرزندشان از بیمارى بهبود یابند، سه روز پیاپى روزه بدارند. چون از بیمارى بهبودى یافته، بستر را ترک گفتند، على از شمعون خیبرى یهودى سه صاع (کاسه) جو، وام گرفت، فاطمه یک صاع آن را آسیا کرد و به تعداد (روزه داران) پنج قرصه نان طبخ نموده، هنگام افطار در مقابل آنان نهاد تا افطار کنند، ناگاه سائلى بر در خانه ایستاده، گفت:
السّلام علیکم یا اهل بیت محمّد مسکین من مساکین المسلمین اطعمونى اطعمکم اللّه من موائد الجنّة:
«درود بر شما اى خاندان محمّد، بینوائى از بینوایان مسلمینم مرا اطعام کنید خداوند شما را از غذاهاى بهشتى اطعام کند».
در این موقع همه، نانهاى خود را به او دادند و چیزى جز آب نه چشیده، شب را روزه دار صبح کردند، وقتى روز دوم را به آخر رساندند، نانها را در برابر خود نهاده بودند که یتیمى بر در خانه ایستاد، باز او را بر خود مقدم داشتند و روز سوم اسیرى بر آنها وارد شد و مانند روزهاى قبل با او نیز رفتار کردند، چون صبح (روز چهارم) فرا رسید، على (رضى اللّه عنه) دست حسن و حسین را گرفت و متوجه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم شده هنگامى که پیغمبر آنها را دید مانند جوجه اى که از تخم بیرون آمده باشند، از شدت گرسنگى بخود می لرزند، گفت:
ما أشدّ ما یسوؤتى ما ارى بکم:
«من تا چه حد ناراحت می شوم که شما را بدین حالت بنگرم؟»
آنگاه برخاست و با آنها بیرون رفت، فاطمه را در محراب عبادتش دید، شکم بر پشت چسبیده و حدقه ها، در گودى چشم فرو رفته، او را این منظره بسیار ناگوار آمد. ناگاه جبرئیل فرود آمده، گفت بگیر این را اى محمّد! تو را از ناحیه اهل بیت گوارا باد: پس سوره را بر او فرو خواند. این تعبیر گروهى از بزرگان نامبرده بود، تعبیرهاى دیگرى در این حدیث رسیده که از ایراد آنها صرف نظر می کنیم.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 154

متن عربی

  الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 154

8]- قال: لسنا من کذب الرافضة فی تأویلهم (وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً) «3» و أنَّ المراد بذلک علیٌّ رضى الله عنه بل هذا لا یصحُّ، بل الآیة على عمومها و ظاهرها لکلِّ من فعل ذلک (4/146).

الجواب: إن الواقف على هذه الأضحوکة یعرف موقع الرجل من التدجیل، لحسبانه أنَّ فی مجرَّد عزو هذا التأویل إلى الرافضة فحسب، و قذفهم بالکذب، و إتباع ذلک بعدم الصحّة حطّا فی کرامة الحدیث الوارد فی الآیة الشریفة، و هو یعلم أنَّ أمّة کبیرة من أئمّة التفسیر و الحدیث یروون ذلک، و یثبتونه مسنداً فی مدوّناتهم. و إن کان لا یدری فتلک مصیبةٌ.

و هذا الحافظ أبو محمد العاصمی أفرد ذلک کتاباً فی مجلّدین أسماه زین الفتى فی تفسیر سورة هل أتى، و هو کتابٌ ضخمٌ فخمٌ ممتعٌ، ینمّ عن فضل مؤلّفه و سعة إحاطته بالحدیث، و تعالی مقدرته فی الکلام و التنقیب، مع أنَّ فی غضونه سقطات تلائم مذهبه و خطّة قومه.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 155

أو یزعم المغفَّل أنَّ أولئک أیضاً من الرافضة؟ أو یحسبهم جهلاء بشرائط صحّة الحدیث؟ أم أنّه لا یعتدُّ بکلّ ما وافق الرافضة و إن کان مخرجاً بأصحّ الأسانید؟ و کیف ما کان فقد رواه:

1]- أبو جعفر الإسکافی: المتوفّى (240). قال فی رسالته «1» التی ردَّ بها على الجاحظ: لسنا کالإمامیّة الذین یحملهم الهوى على جحد الأمور المعلومة، و لکنّنا ننکر تفضیل أحد من الصحابة على علیّ بن أبی طالب، و لسنا ننکر غیر ذلک- إلى أن قال-: و أمّا إنفاقه فقد کان على حسب حاله و فقره، و هو الذی أطعم الطعام على حبّه مسکیناً و یتیماً و أسیراً، و أنزلت فیه و فی زوجته و ابنیه سورة کاملة من القرآن.

2]- الحکیم أبو عبد اللَّه محمد بن علیّ الترمذی: کان حیّا فی سنة (285). ذکره فی نوادر الأصول «2» (ص 64).

3]- الحافظ محمد بن جریر الطبری، أبو جعفر: المتوفّى (310). ذکره فی سبب نزول- هل أتى- کما فی الکفایة «3».

4]- شهاب الدین بن عبد ربّه المالکیّ: المتوفّى (328). ذکر فی العقد الفرید «4» (3/42- 47)

حدیث احتجاج المأمون الخلیفة العبّاسی على أربعین فقیهاً، و فیه:

قال: یا إسحاق، هل تقرأ القرآن؟ قلت: نعم.

قال: اقرأ علیَّ: (هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً) فقرأت منها حتى بلغت: (یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً) إلى قوله:

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 156

 (وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً) «1». قال: على رسلک، فی من أنزلت هذه الآیات؟ قلت: فی علیّ. قال: فهل بلغک أنّ علیّا حین أطعم المسکین و الیتیم و الأسیر قال: إنَّما نطعمکم لوجه اللَّه؟ و هل سمعت اللَّه وصف فی کتابه أحداً بمثل ما وصف به علیّا؟ قلت: لا. قال: صدقت لأنّ اللَّه- جلَّ ثناؤه- عرف سیرته.

یا إسحاق أ لست تشهد أنَّ العشرة فی الجنّة؟ قلت: بلى یا أمیر المؤمنین. قال: أ رأیت لو أنَّ رجلًا قال: و اللَّه ما أدری هذا الحدیث صحیح أم لا، و لا أدری إن کان رسول اللَّه قاله أم لم یقله، أ کان عندک کافراً؟ قلت: أعوذ باللَّه. قال: أ رأیت لو أنَّه قال: ما أدری هذه السورة من کتاب اللَّه أم لا، کان کافراً؟ قلت: نعم. قال: یا إسحاق أرى بینهما فرقاً.

5]- الحاکم أبو عبد اللَّه النیسابوری: المتوفّى (405). ذکره فی مناقب فاطمة- سلام اللَّه علیها- کما فی الکفایة «2».

6]- الحافظ ابن مردویه أبو بکر الأصبهانی: المتوفّى (416). أخرجه فی تفسیره، حکاه عنه جمع، و قال الآلوسی فی روح المعانی «3» بعد نقله عنه: و الخبر مشهور.

7]- أبو إسحاق الثعلبی: المتوفّى (427، 437): فی تفسیره الکشف و البیان «4».

8]- أبو الحسن الواحدی النیسابوری: المتوفّى (468). فی تفسیره البسیط، و أسباب النزول «5» (ص 331).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 157

9]- الحافظ أبو عبد اللَّه محمد بن فتوح الأزدی الأندلسی، الشهیر بالحمیدی: المتوفّى (488). ذکره فی فوائده.

10]- أبو القاسم الزمخشری: المتوفّى (538). فی الکشّاف «1» (2/511).

11]- أخطب الخطباء الخوارزمی: المتوفّى (568). فی المناقب «2» (ص 180).

12]- الحافظ أبو موسى المدینی: المتوفّى (581). فی الذیل، کما فی الإصابة «3».

13]- أبو عبد اللَّه فخر الدین الرازی: المتوفّى (606). فی تفسیره «4» (8/276).

14]- أبو عمرو عثمان بن عبد الرحمن المعروف بابن الصلاح الشهرزوری الشرخانی: المتوفّى (643) کما یأتی عنه فی الکفایة «5».

15]- أبو سالم محمد بن طلحة الشافعیّ: المتوفّى (652). ذکره فی مطالب السؤول (ص 31) و قال: رواه الإمام أبو الحسن علیّ بن أحمد الواحدی و غیره من أئمّة التفسیر. ثمّ قال: فکفى بهذه عبادةً، و بإطعام هذا الطعام مع شدّة حاجتهم إلیه منقبةً، و لولا ذلک لما عظمت هذه القصّة شأناً و علت مکاناً، و لما أنزل اللَّه تعالى فیها على رسول اللَّه قرآناً. و له فی (ص 8) قوله:

همُ العروةُ الوثقى لمعتصمٍ بها             مناقبهُمْ جاءت بوحیٍ و إنزالِ‏

مناقبُ فی الشورى و سورةِ هل أتى             و فی سورةِ الأحزابِ یعرفُها التالی‏

و هم أهلُ بیتِ المصطفى فودادُهمْ             على الناسِ مفروضٌ بحکمٍ و إسجالِ‏

 

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 158

16]- أبو المظفّر سبط ابن الجوزی الحنفیّ: المتوفّى (654). رواه فی تذکرته «1» من طریق البغوی و الثعلبی، و ردَّ على جدِّه ابن الجوزی فی إخراجه فی الموضوعات، و قال بعد تنزیه سنده عن الضعف: و العجب من قول جدّی و إنکاره، و قد قال فی کتاب المنتخب: یا علماء الشرع أعلمتم لِمَ آثر علیٌّ و فاطمة و ترکا الطفلین- الحسنین- علیهما أثر الجوع؟ أ تراهما خفی عنهما سرُّ ذلک «2»)؟ ما ذاک إلّا لأنَّهما علما قوّة صبر الطفلین، و أنَّهما غصنان من شجرة الظلّ عند ربّی، و بعض من جملة فاطمة بضعةٌ منّی، و فرخ البطّ سابح «3».

17]- عزّ الدین عبد الحمید الشهیر بابن أبی الحدید المعتزلیّ: المتوفّى (655). فی شرح نهج البلاغة «4» (3/257).

18]- الحافظ أبو عبد اللَّه الکنجی الشافعیّ: المتوفى (658) فی الکفایة «5» (ص 201) و قال بعد ذکر الحدیث: هکذا رواه الحافظ أبو عبد اللَّه الحمیدی فی فوائده، و رواه الحاکم أبو عبد اللَّه فی مناقب فاطمة، و رواه ابن جریر الطبری أطول من هذا فی سبب نزول هل أتى.

و قد سمعت الحافظ العلّامة أبا عمرو عثمان بن عبد الرحمن المعروف بابن الصلاح فی درس التفسیر فی سورة هل أتى، و ذکر الحدیث و قال فیه: إنَّ السؤّال کانوا ملائکة من عند ربّ العالمین، و کان ذلک امتحاناً من اللَّه عزّ و جلّ لأهل بیت رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم.

و سمعت بمکّة- حرسها اللَّه تعالى- من شیخ الحرم بشیر التبریزی، فی درس

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 159

التفسیر: أنَّ السائل الأوّل کان جبرئیل، و الثانی میکائیل، و الثالث کان إسرافیل علیهم السلام.

19]- القاضی ناصر الدین البیضاوی: المتوفّى (685). فی تفسیره «1» (2/571).

20]- الحافظ محبّ الدین الطبری: المتوفّى (694). فی الریاض النضرة «2» (2/207، 227) و قال: و هذا قول الحسن و قتادة.

21]- الحافظ أبو محمد بن أبی جمرة الأزدی الأندلسی: المتوفّى (699). فی بهجة النفوس (4/225).

22]- حافظ الدین النسفی: المتوفّى (701، 710). فی تفسیره «3» هامش تفسیر الخازن (4/458)، رواه فی سبب نزول الآیة، و لم یرو غیره.

23]- شیخ الإسلام أبو إسحاق الحمّوئی: المتوفّى (722) فی فرائد السمطین «4».

24]- نظام الدین القمّی النیسابوری: فی تفسیره «5»، هامش الطبری (29/112) و قال: ذکر الواحدی فی البسیط، و الزمخشری فی الکشّاف، و کذا الإمامیّة أطبقوا على أنَّ السورة نزلت فی أهل بیت النبیّ صلى الله علیه و سلم و لا سیّما فی هذه الآی- ثمَّ ذکر حدیث الإطعام فقال:- و یروى أنَّ السائل فی اللیالی: جبرئیل، أراد بذلک ابتلاءهم بإذن اللَّه سبحانه.

25]- علاء الدین علیّ بن محمد الخازن البغدادی: المتوفّى (741). فی تفسیره «6» (4/358) ذکر أوّلًا نزولها فی علیّ علیه السلام و أخرج حدیثه، ثمَّ قال: و قیل: الآیة

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 160

عامّة فی کلّ من أطعم، موعزاً إلى ضعف بقیل، مع أنَّ القول بالعموم لا ینافی نزولها فی أمیر المؤمنین علیه السلام کما لا یخفى لانحصار المصداق به.

26]- القاضی عضد الإیجی: المتوفّى (756). فی المواقف «1» (3/278).

27]- الحافظ ابن حجر: المتوفّى (852). فی الإصابة (4/387) من طریق أبی موسى فی الذیل، و الثعلبی فی تفسیر سورة- هل أتى- عن مجاهد، عن ابن عبّاس.

28]- الحافظ جلال الدین السیوطی: المتوفّى (911). فی الدرّ المنثور «2» (6/299) من طریق ابن مردویه.

29]- أبو السعود العمادی محمد بن محمد الحنفی: المتوفّى (982). فی تفسیره «3» هامش تفسیر الرازی (8/318).

30]- الشیخ إسماعیل البروسوی: المتوفّى (1137). فی تفسیره روح البیان (10/268- 269).

31]- الشوکانی: المتوفّى (1173). فی تفسیره فتح القدیر «4» (5/338).

32]- الأستاذ محمد سلیمان محفوظ: فی أعجب ما رأیت (1/10) و قال: رواه أهل التفسیر.

33]- السیّد الشبلنجی: فی نور الأبصار «5» (ص 12- 14).

34]- السیّد محمود القراغولی البغدادیّ الحنفیّ: فی جوهرة الکلام (ص 56).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 161

لفظ الحدیث

قال ابن عبّاس رضى الله عنه: إنَّ الحسن و الحسین مرضا فعادهما رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم فی ناسٍ معه، فقالوا: یا أبا الحسن، لو نذرت على ولَدَیک. فنذر علیّ، و فاطمة، و فضّة- جاریة لهما- إن برئا ممّا بهما أن یصوموا ثلاثة أیّام. فشفیا و ما معهم شی‏ء، فاستقرض علیّ من شمعون الخیبریّ الیهودیّ ثلاثة أصوع من شعیر، فطحنت فاطمة صاعاً، و اختبزت خمسة أقراص على عددهم، فوضعوها بین أیدیهم لیفطروا، فوقف علیهم سائل فقال: السلام علیکم أهل بیت محمد، مسکین من مساکین المسلمین أطعمونی، أطعمکم اللَّه من موائد الجنّة. فآثروه و باتوا لم یذوقوا إلّا الماء و أصبحوا صیّاماً. فلمّا أمسوا و وضعوا الطعام بین أیدیهم وقف علیهم یتیم فآثروه، و وقف علیهم أسیر فی الثالثة ففعلوا مثل ذلک. فلمّا أصبحوا أخذ علی رضى الله عنه بید الحسن و الحسین و أقبلوا إلى رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم، فلمّا أبصرهم- و هم یرتعشون کالفراخ من شدّة الجوع- قال: «ما أشدّ ما یسوؤنی ما أرى بکم!» و قام فانطلق معهم، فرأى فاطمة فی محرابها قد التصق ظهرها ببطنها، و غارت عیناها، فساءه ذلک فنزل جبریل و قال: خذها یا محمد، هنّأک اللَّه فی أهل بیتک، فأقرأه السورة.

هذا لفظ جمع من الأعلام المذکورین، و هناک لفظ آخر ضربنا عنه صفحاً.