اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۳ مرداد ۱۴۰۳

مسئولیت و پُست خلفا هنگام حساب و کتاب قیامت

متن فارسی

از ابن عباس به طور مرفوع آمده است: هنگامی که قیامت به پا گردید، منادی از زیر عرش ندا می کند، اصحاب محمد را بیاورید، ابوبکر و عمر و عثمان و علی آورده می شوند و به ابوبکر گفته می شود: کنار در بهشت بایست و هر کسی را که می خواهی وارد کن و هر کسی را که می خواهی رد کن و به عمر گفته می شود: کنار میزان بایست و هر کس را که خواستی با رحمت خدا سنگین و یا سبک کن و به عثمان شاخه ای از درختی که خدا با دستش غرس کرده بوده داد می شود و به او گفته می شود: به وسیله آن هر کسی را که خواستی از حوض دور کن، و به علی دو حله داده و گفته میشود که آنها را بگیر و من آنها را از روزی که آسمان و زمین را خلق کرده بودم برایت ذخیره کرده بودم.

این حدیث را ابراهیم بن عبد الله مصیصی، و احمد بن حسن بن قاسم کوفی، که هر دو کذابند، روایت کرده اند و خدا داناتر است که کدام یک، آن راوضع کرده اند. ذهبی آنرا با همین عبارت در میزانش جلد 1 صفحه 20- 42  آورده است و در آن صرفنظر از ساختگی بودن، دگرگونی نیز صورت گرفته است، زیرا آنچه که در ریاض النضره جلد 1 صفحه 32 آمده درباره عثمان و علی چنین است:

“به عثمان دو حله پوشانده می شود و به او گفته می شود: آنها را بپوش، از روزی که آسمان و زمین را آفریدم، آنها را برای شما آفریده یا ذخیره کردم، و به علی بن ابی طالب عصا “عوسج ” از درختی که خدا با دستش در بهشت غرس کرده داده می شود و به او گفته می شود: مردم را از حوض دور کن. پس آنچه را که برای علی بن ابی طالب علیه السلام بوده، از دور کردن منافقان از حوض، دگرگون کردن برای عثمان قرار دادند»، بعد از آنکه بر صدر حدیث ابتدائی ساختگی افزودند. و حدیث دور کردن امیر المومنین از حوض، چیزی است که حفاظ، آن را از طرق گوناگون از جمعی از صحابه آورده، و ما در سابق طرق و تصحیح حاکم را نسبت به آن حدیث در جلد 2 صفحه 321 آورده ایم.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 478 و 479

متن عربی

2- عن ابن عبّاس مرفوعاً: إذا کان یوم القیامة نادى منادٍ تحت العرش: هاتوا أصحاب محمد، فیؤتى بأبی بکر و عمر و عثمان و علیّ، فیقال لأبی بکر: قف على باب الجنّة فأدخل فیها من شئت، و ردّ من شئت.

و یقال لعمر: قف عند المیزان فثقّل من شئت برحمة اللَّه، و خفّف من شئت.

و یُعطى عثمان غصن شجرة من الشجر التی غرسها اللَّه بیده فیقال: ذُد بهذا عن الحوض من شئت.

و یُعطى علیّ حلّتین فیقال له: خذهما فإنّی ادّخرتهما لک یوم أنشأت خلق السموات و الأرض.

رواه إبراهیم بن عبد اللَّه المصّیصی، و أحمد بن الحسن بن القاسم الکوفی، و کلاهما کذّابان وضّاعان، و اللَّه أعلم أیّهما وضع هذا الحدیث، ذکره الذهبی بهذا اللفظ فی میزانه «2» (1/20، 42)، و فیه آفة القلب بعد الوضع، فإنّ المحفوظ من لفظه کما فی الریاض النضرة «3» (1/32) بعد: و خفّف من شئت، و یُکسى عثمان حلّتین و یُقال له: البسهما فإنّی خلقتهما- أو ادّخرتهما- من حین أنشأت خلق السموات و الأرض. و یُعطى علیّ بن أبی طالب عصا عوسج من الشجرة التی غرسها اللَّه تعالى بیده فی الجنّة فیقال: ذُد الناس عن الحوض. فقلبوا ما لعلیّ علیه السلام من ذود المنافقین عن الحوض

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 479

 و جعلوه لعثمان بعد ما زادوا على الحدیث صدراً مفتعلًا، و حدیث ذود أمیر المؤمنین علیّ عن الحوض أخرجه الحفّاظ من عدّة طرق عن جمع من الصحابة، قد أسلفنا طرقه و تصحیح الحاکم له فی الجزء الثانی (ص 321).