اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ تیر ۱۴۰۵

مشورت پیامبر(ص) با معاویه

متن فارسی

ابن عساکر نقل می کند که ابو بکر محمد بن محمد و او از ابو بکر محمد بن علی و او از ابو الحسین احمد بن عبدالله و او از علی بن عبید عامری و او از جعفر بن محمد انطاکی و او از اسمعیل بن عیاش از تمام بن نجیح اسدی از “عطا” از “ابن عمر” روایت کرده اند که گفته است: “من با پیغمبر صلی الله علیه و اله نشسته بودم و دو نفر از اصحاب هم حضور داشتند. فرمود: هر گاه معاویه پیش ما بود، در برخی کارها با او مشورت می کردیم. و به نظر می رسید که با کار ارتباط داشت. آنگاه فرمود که بر من وحی رسید که در پاره ای از امور با پسر ابو سفیان مشورت کنم و خدا بهتر می داند. “

“امینی ” می گوید: در این اسناد، چند چیز ناشناخته و مجهول جمع است و در آن ” جعفر بن محمد انطاکی ” ثقه نیست. و اما” اسماعیل بن عیاش حمصی ” را، گر چه گروهی توثیق کرده اند، لکن ” جوز جانی ” درباره او گوید “: گفتار اسمعیل، چقدر به جامه نیشابور شباهت دارد که به هزار رنگ جلوه می کند و دست کم ده نفر از او بد گفته اند و علاوه بر این بیش از همه، از دروغگویان نقل کرده است. “”ابو اسحاق فزاری ” می گوید “: از اسماعیل، آنچه از معروفان روایت می شود، ضبط نمی گردد، و او مردی است که نمی داند از سرش چه چیزی بیرون می آید “. ” ابن مبارک ” گفته است “: من حدیث او را گوارا نمی یابم ”  ابن خزیمه ” گفته است “: به سخنش نمی توان استناد کرد “. ” حاکم ” گفته است “: با وجود آنکه جلالت قدر دارد، آنجا که به تنهایی حدیثی را نقل کند،به خاطر آنکه حافظه بدی دارد، نمی توان پذیرفت ” “. علی بن حجر ” گوید “: ابن عیاش هرگاه بسیار خیال پرداز نبود، حجت بود. “… و تا پایان این جزء ص 82 از این گونه مطالب هست. از جمله کسانی که در این روایت دیده می شوند “، تمام بن نجیح دمشقی ” است “. احمد ” می گوید: من او را نمی شناسم” “. حرب ” درباره این نظر می گوید “: منظور اینست که حقیقت حال او را در نمی یابم “. ” ابو زرعه ” می نویسد “: ضعیف است.” “ابو حاتم ” گفته است “: حدیثش منکر و رونده است “. ” بخاری ” گفته است “: جای تامل است “. ” ابن عدی ” گفته است: “همه آنچه او روایت کرده، چیزهایی است که راویان ثقه نمی پذیرند و او ثقه نیست “. ” ابن حبان ” گفته “: چیزهایی ساختگی از ثقات نقل کرده که بنظر می رسد مورد اعتماد است “. بزاز ” گفته است “: قوی نیست “. ” عقیلی ” گوید “: چیزهای نامانوسی را روایت می کند “. ” آجری ” به نقل از ” ابو داود ” می گوید “: احادیث نامانوس نقل می کند.”

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 125)

متن عربی

 الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 125

32- أخرج ابن عساکر «1» قال: أنبأنا أبو بکر محمد بن محمد، أنبأنا أبو بکر محمد بن علیّ، أنبأنا أبو الحسین أحمد بن عبد اللَّه، أنبأنا أحمد بن أبی طالب، حدّثنی أبی، حدّثنی أبو عمرو السعیدی، حدّثنا علیّ بن روح، حدّثنا علیّ بن عبید العامری، حدّثنا جعفر بن محمد و هو الأنطاکی، حدّثنا إسماعیل بن عیاش عن تمام بن نجیح الأسدی عن عطاء عن ابن عمر قال: کنت مع النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم و رجلان من أصحابه فقال: لو کان عندنا معاویة لشاورناه فی بعض أمرنا، فکأنّهما دخلهما من ذلک شی‏ء، فقال: إنّه أُوحی إلیَّ أن أُشاور ابن أبی سفیان فی بعض أمری، و اللَّه أعلم «2».

قال الأمینی: فی الإسناد جمع من المجاهیل، و فیه جعفر بن محمد الأنطاکی لیس بثقة «3» و إسماعیل بن عیّاش الحمصی وثّقه جماعة غیر أنَّ الجوزجانی قال: أمّا إسماعیل فما أشبه حدیثه بثیاب نیسابور یرقم على الثوب المائة و أقل و شراؤه دون عشرة، و کان أروى الناس عن الکذّابین.

و قال أبو إسحاق الفزاری: لا تکتب عن إسماعیل ما روى عن المعروفین و لا غیرهم. و قال: ذاک رجلٌ لا یدری ما یخرج من رأسه. و قال ابن المبارک: لا أستحلی حدیثه. و قال ابن خزیمة: لا یحتجّ به. و قال الحاکم: هو مع جلالته إذا انفرد بحدیث لم یقبل منه لسوء حفظه. و قال علیّ بن حجر: ابن عیّاش حجّة لو لا کثرة وهمه. إلى آخر ما مرَّ فی هذا الجزء صفحة (82).

و فیه: تمام بن نجیح الدمشقی. قال أحمد «4»: ما أعرفه. قال حرب: یعنی ما أعرف حقیقة حاله. و قال أبو زرعة: ضعیف. و قال أبو حاتم «5»: منکر الحدیث

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 126

ذاهب. و قال البخاری «1»: فیه نظر. و قال ابن عدیّ «2»: عامّة ما یرویه لا یتابعه علیه الثقات و هو غیر ثقة. و قال ابن حبّان «3»: روى أشیاء موضوعة عن الثقات کأنَّه المعتمد لها. و قال البزّار: لیس بقویّ. و قال العقیلی «4»: یحدِّث بمناکیر. و قال الآجری عن أبی داود: له أحادیث مناکیر «5».