logo-samandehi

معاویه، مردی از اهل بهشت

“ابو نعیم ” در ” حلیه ” 10 و 393 از ” عبدالله بن محمد بن جعفر ” و او از ” احمد بن محمد بزاز مدنی ” و او از ” ابرا هیم بن عیسی زاهد ” از ” احمد دینوری” از ” عبدالعزیز بن یحیی ” و او از ” اسمعیل بن عیاش ” از ” عبدالرحمن بن عبدالله بن دینار ” از پدرش و او از ” ابن عمر ” نقل کرده که گفته: رسول الله صلی الله علیه و اله فرموده است: مردی از اهل بهشت بر شما ظاهر می شود. پس معاویه ظاهر شد”.
ذهبی گوید “: این خبر درست نیست ” رجوع کنید به ” لسان المیزان” 213:2

“امینی ” می گوید “: احمد پسر مروان دینوری صاحب المجالسه، به تصریح ” دارقطنی ” در ” غرائب مالک ” مردی بوده که حدیث جعل می کرده پس از ذکر حدیث ” سبقت رحمتی غضبی ” ص 121 (رحمت من بر خشم من پیشی دارد) می گوید “: این اسناد درست نیست و مرادش متهم کردن احمد بن مروان است و این کسی است که بنظر من از واضعان حدیث بوده است. ” لسان المیزان 309:1

درباره اسناد این حدیث
“عبدالعزیز بن یحیی “: ” ابن ابی حاتم ” گفته: پدرم از او حدیث شنیده بود، سپس ترک کرده و گفته بود “: من از او حدیث نقل نمی کنم که ضعیف است ” و ” ابو زرعه ” می گوید “: او ثقه نیست، چرا که من حدیث او را به ابراهیم بن منذر که نقل کردم، او تکذیب کرد، برای ابی مصعب نقل کردم و گفتم که از سلیمان بن بلال نقل کرده. گفت دروغ می گوید، از آنکه من از او بزرگترم لکن او را درک نکردم. ” و ” عقیلی ” می گوید “: از ثقات، مضامین باطل را نقل می کند و حدیثهایی می آورد که غیر او از قدما، از ” مالک ” و دیگران نقل نکرده اند. ” و ” ابن عدی ” می گوید “: این حدیث جدا ضعیف است و او حدیث مردم را می دزدد  میزان الاعتدال 140:2 تهذیب 363:6

و درباره او ” اسماعیل بن عیاش ” نقل کرده که ” یحیی بن معین ” گفته است “: مردم شام به او چندان اعتنائی نمی کردند و عراقیان نیز گفتار او را خوش نداشته اند ” و ” اسدی ” گوید “: هر گاه از حجازیان یا عراقیان سخنی نقل کند هر چه بخواهی بدروغ آلوده می کند ” و ” ابن خزیمه ” می نویسد “: به سخن او نمی توان استدلال کرد ” و ابن مبارک ” گفته “: من حدیث او را گوارا نمی یابم ” و روایت ” او را از غیر شامیان “، نسائی ” و ” ابو احمد حاکم ” و ” برقی “و ” ساجی ” همگی ضعیف شمرده اند و ” حاکم ” گفته است “: هر گاه حدیثی را فقط او نقل کند قابل قبول نیست چرا که حافظه خوبی نداشته است ” و ” ابن حبان ” گوید: “او نخست از حافظان خوب حدیث بود. اما وقتی بزرگ شد و پا به سن گذاشت، حافظه اش را از دست داد و هر چه حدیثی که در کودکی و جوانی نقل کرده از طریق دیگر هم نقل شده، لکن هر چه در سن کبر از احادیث غریب نقل کرده، همه اش آمیخته به دروغ است. و اسنادی وارد کرده و متنی را با متن دیگر حدیث پیوسته و خودش متوجه نبوده است. پس کسی که اوصافش به این حد برسد که در سخن گفتنش هم بیشتر دچار اشتباه می شود دیگر نمی توان به گفته او استناد کرد (” میزان الاعتدال 112:1 ، تهذیب 1: ص326 – 324)
و در سلسله اسناد ” عبدالرحمن بن عبدالله بن دینار ” آمد که ” ابن معین ” او را ضعیف دانسته و ” ابو حاتم ” درباره اش گفته است “: سخنش سست است.
آنرا نقل میکنند لکن استناد بدان نمی کنند ” و ” ابن عدی ” گفته “: برخی از روایاتش منکر است و پیروی نمی شود و در جمله کسانی است که حدیث ضعیف می آورند (” میزان 109:2 – تهذیب التهذیب 206)

 (الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 104 – 106)

رفتن به بالا