اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۷ اسفند ۱۴۰۲

معاویه به خاطر قصاص کشتن عثمان، تصمیم به قتل عمار می گیرد

متن فارسی

در گفتگوئی که میان هیئت اعزامی امیرالمومنین علی (ع) با معاویه انجام گرفته نظریه و رفتار عمار یاسر نسبت به عثمان توضیح داده شده است. معاویه میگوید “: شما مرابه اطاعت و حفظ اتحاد دعوت میکنید. اتحادی که به آن دعوت میکنید، ما خود داریم. اطاعت از رهبرتان را نیز نمی پذیریم چون رهبرتان خلیفه ما را کشته و اتحاد ما را بر هم زده است و قاتلین افراد ما را پناه داده است. رهبر شما ادعا میکند که عثمان را نکشته است. ما حرفش را رد نمیکنیم. آیا شما قاتلین دوست ما (یعنی عثمان) را ندیده اید؟ آیا نمیدانید که آنها دوست و همراه رهبر شمایند؟ بنابراین باید آنها را تحویل ما بدهد تا بقصاص قتل عثمان بکشیم، و آنوقت دعوت شما را دائر بر اطاعت (از علی ع) و اتحاد بپذیریم”.

شبث ربعی یکی از اعضای هیئت اعزامی در جواب معاویه میگوید: “آیا تو ای معاویه از اینکه به عمار یاسر دست پیدا کرده او را بکشی خوشحال خواهی شد “؟ معاویه میگوید “: چه دلیلی دارد که او را بقصاص خون عثمان نکشم؟ بخدا اگر پسر سمیه (یعنی عمار یاسر) به چنگم بیفتد نه تنها او را در ازای قتل عثمان خواهم کشت بلکه حتی حاضرم در ازای قتل ” ناتل ” برده آزاد شده عثمان بکشم ” شبث بن ربعی میگوید”: سوگند به خدای زمین و سوگند به خدای آسمان که عادلانه و بر حق سخن نگفتی. نه، بخدای یگانه قسم که تا خونها بر زمین نریزد و از کشته هایت پشته ها ساخته نشود و زمین و آسمان بر تو تنگ نگردد دستت به عمار یاسر نخواهد رسید”…

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 165

متن عربی

2- خطب معاویة یوم وفد إلیه وفد «2» بعثه إلیه أمیر المؤمنین علیه السلام فقال:

أمّا بعد؛ فإنّکم دعوتم إلی الطاعة و الجماعة، فأمّا الجماعة التی دعوتم إلیها فمعنا هی، و أمّا الطاعة لصاحبکم فإنّا لا نراها، إنّ صاحبکم قتل خلیفتنا، و فرّق جماعتنا، و آوی ثأرنا و قتلتنا، و صاحبکم یزعم أنّه لم یقتله، فنحن لا نردّ ذلک علیه، أرأیتم قتلة صاحبنا؟ أ لستم تعلمون أنّهم أصحاب صاحبکم؟ فلیدفعهم إلینا فلنقتلهم به، ثمّ نحن نجیبکم إلی الطاعة و الجماعة.

فقال له شبث بن ربعی: أ یسرّک یا معاویة أنّک أُمکنت من عمّار تقتله؟ و فی لفظ ابن کثیر: لو تمکّنت من عمّار أ کنت قاتله بعثمان؟ فقال معاویة: و ما یمنعنی من ذلک؟ و اللَّه لو أُمکنت «3» من ابن سمیّة ما قتلته بعثمان رضی الله عنه، و لکن کنت قاتله بناتل مولی عثمان.

فقال شبث: و إله الأرض و إله السماء ما عدلت معتدلًا، لا و الذی لا إله إلّا هو، لا تصل إلی عمّار حتی تندر الهام عن کواهل الأقوام، و تضیق الأرض الفضاء علیک برحبها. إلخ.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 165

کتاب صفّین لابن مزاحم (ص 223)، تاریخ الطبری (6/3)، الکامل لابن الأثیر (3/124)، شرح ابن أبی الحدید (1/344)، تاریخ ابن کثیر (7/257)، جمهرة الخطب (1/158) «1».