اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۷ اسفند ۱۴۰۲

مناظره هاشم مرقال با یک جوان، در جنگ صفین

متن فارسی

در جنگ صفین، جوانی جنگجو از سپاه معاویه در حالی بیرون تاخت که این شعر رزمی را میخواند:

من پسر ارباب پادشاهان غسّانم*
و امروز بر دین و آئین عثمانم
خویشان ما به ما از ماجرا خبر داده و*
گفته‌اند که علی، عثمان را کشته است

آنگاه حمله آورده بهر سو شمشیر میزد، و سپس شروع کرد به ناسزا گوئی به علی (ع). هاشم بن عتبه (المرقال) به او گفت: حرفی که تو میزنی باز خواست و محاکمه دارد و این جنگ تو حساب و کتاب بدنبال دارد. بنابراین از خدا بترس و بدان که تو را به نزد او میبرند و از تو درباره این حال و کردارت بازخواست خواهد کرد. جوان جنگجو گفت: من باین دلیل با شما می‌جنگم که رهبر شما چنانکه به من گفته‌اند نماز نمیخواند و شما هم نماز نمیخوانید، و باز باین دلیل با شما می‌جنگم که رهبر شما خلیفه ما را کشته است و شما به او در قتلش کمک کرده‌اید. هاشم المرقال گفت: تو را چه به عثمان! او را اصحاب محمد و اساتید قرآن کشتند وقتی دیدند بدعتها از او سر زده و بر خلاف حکم قرآن عمل کرده است. و اصحاب محمد همان اصحاب دین و دیندارانند و از هر کس برای نظر دادن در کار مسلمانان شایسته‌تر و ذیحق‏ترند. و فکر نمیکنم حتی یک لحظه به سرنوشت امت اسلام یا اسلام اعتنا و اهتمام کرده باشی.
جوان جنگجو گفت: بله، بله، بخدا قسم اعتنا و اهتمام داشته‌ام. من دروغ نمیگویم، زیرا دروغ مایه خوشبختی نیست مایه بدبختی است. هاشم المرقال گفت: چون علم و اطلاعی در این باره نداری بهتر است از آن درگذری و به دانشمندان واگذاری. گفت: بخدا فکر میکنم تو خیر خواه من باشی.
هاشم گفت: این که گفتی رهبر ما نماز نمیخواند. بدان که او اولین کسی بود که همراه پیامبر خدا نماز خوانده، و از همه خلق دینشناس‏تر است و از همه به پیغمبر (ص) نزدیک‏تر. اما درباره اینها که همراه او هستند، همه‌شان استاد قرآنند و قرآن خوان، و شب از نماز و دعا نمیآرمند. مبادا افراد سبکسر و بدبخت و بد دل ترا از دین بدر برند. جوان جنگجو گفت: ای خدا پرست! من فکر میکنم تو آدم خوب و صالحی هستی و من آدم گناهکار گمراهی.
بگو ببینم راهی برای توبه‌ام هست؟ گفت: آری. توبه کن و به خدا باز گرد تا توبه‌ات را بپذیرد و رو به تو گرداند، زیرا او توبه بندگانش را میپذیرد و از کارهای بدشان در میگذرد و توبه کاران را دوست میدارد و به پاکی گرایان مهر میورزد «1».

امینی گوید:
این، هاشم المرقال صحابی مقدس پیامبر اکرم (ص) و قهرمان عالیقدر اسلام است، و این هم عقیده‌اش درباره عثمان که آنرا در جنگی که بر اثر قتلش رخ داده اظهار کرده است و میگوید قاتلینش حق داشته‌اند و آنان اصحاب محمد (ص) و مردمی دیندار و حافظ و نگهبان قرآن بوده‌اند که وقتی بدعتهای عثمان و انحرافش را از حکم قرآن دیده‌اند به قتلش کمر بسته و او را کشته‌اند.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 178

متن عربی

– حدیث هاشم المرقال

خرج یوم صفّین- من عسکر معاویة- فتىً شابّ و هو یقول:

أنا ابن أرباب الملوک غسّانْ             و الدائنُ الیومَ بدینِ عثمانْ‏

أنبأنا أقوامنا بما کانْ             أنَّ علیاً قَتَل ابن عفّانْ‏

 

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 178

ثمّ شدّ فلا ینثنی یضرب بسیفه، ثمّ جعل یلعن علیّا و یشتمه و یسهب فی ذمّه، فقال له هاشم بن عتبة: إنّ هذا الکلام بعده الخصام، و إن هذا القتال بعده الحساب. فاتّق اللَّه فإنّک راجع إلى ربّک فسائلک عن هذا الموقف و ما أردت به، قال: فإنّی أقاتلکم لأنّ صاحبکم لا یصلّی کما ذُکر لی، و أنّکم لا تصلّون، و أُقاتلکم أنّ صاحبکم قتل خلیفتنا و أنتم وازرتموه على قتله. فقال له هاشم: و ما أنت و ابن عفّان؟ إنّما قتله أصحاب محمد و قرّاء الناس حین أحدث أحداثاً و خالف حکم الکتاب، و أصحاب محمد هم أصحاب الدین، و أولى بالنظر فی أُمور المسلمین، و ما أظنّ أنّ أمر هذه الأُمّة و لا أمر هذا الدین عناک طرفة عین قطّ. قال الفتى: أجل أجل و اللَّه لا أکذب فإنّ الکذب یضرّ و لا ینفع، و یشین و لا یزین. فقال له هاشم: إنّ هذا الأمر لا علم لک به فخلّه و أهل العلم به، قال: أظنّک و اللَّه قد نصحتنی، و قال له هاشم: و أمّا قولک: إنّ صاحبنا لا یصلّی، فهو أوّل من صلّى مع رسول اللَّه، و أفقهه فی دین اللَّه، و أولاه برسول اللَّه، و أمّا من ترى معه فکلّهم قارئ الکتاب، لا ینامون اللیل تهجّداً، فلا یغررک عن دینک الأشقیاء المغرورون. قال الفتى: یا عبد اللَّه إنّی لأظنّک امرأً صالحاً، و أظنّنی مخطئاً آثماً، أخبرنی هل تجد لی من توبة؟ قال: نعم، تب إلى اللَّه یتب علیک؛ فإنّه یقبل التوبة عن عباده و یعفو عن السیئات، و یحبّ التوّابین و یحبّ المتطهّرین. الحدیث «1».

قال الأمینی: هذا هاشم المرقال الصحابیّ المقدّس، و بطل الدین العظیم، و هذا رأیه فی عثمان و هو یبوح به فی موقف قتال حصل من جرّاء قتله، مبرّراً فیه عمل المجهزین علیه، و یرى أنّه خالف حکم الکتاب و أحدث أحداثاً أباحت لأصحاب محمد صلى الله علیه و آله و سلم قتله و أنّ من قتله هم أهل الدین و القرآن.