اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۳۰ تیر ۱۴۰۳

من اول هستم ، ابوبکر دوم و عمر سوم

متن فارسی

10- ابن عدى، از احمد بن محمد ضبیعى، از حسین بن یوسف، از ابو هاشم اصرم بن حوشب، از قرة بن خالد بصرى، از ضحاک از ابن عباس، از قول پیامبر (ص) چنین ثبت کرده است: «من اولم و ابو بکر دوم و عمر سوم و دیگر مردمان بر حسب پیشاهنگى و پیش قدمى در ایمان به اسلام یکى پس از دیگرى قرار دارند»
سیوطى در «لئالى» مى گوید: «این روایت، جعلى است و آفت آن اصرم است» «1» ذهبى مى گوید: «اصرم» گمراه است. یحیى مى گوید: دروغسازى پلید است. بخارى و مسلم و نسائى مى گویند: روایتش دور ریختنى است.
دارقطنى مى گوید: زشت روایت است. سعدى مى گوید: در «همدان» به سال 202 ه. ق از او حدیث نوشته ام و او سست روایت است. ابن حبان مى گوید:
از زبان راویان مورد اعتماد و «ثقه» حدیث جعل مى کرده است. ابن مدینى مى گوید: در «همدان» از او حدیث نوشتم و روایاتش را به دور افکندم. فلاس مى گوید: مطرود است و معتقد به «ارجاء».
ابن حجر مى گوید: عقیلى حدیثى از او که از زیاد بن سعد نقل کرده آورده است و گفته: قابل پیروى نیست و ناشناخته است و اصل و اساسى ندارد.
ابن ابى حاتم مى گوید: از پدرم شنیدم که مى گفت: او روایاتش دور انداختنى است. و یحیى بن معین در باره اش حرف ها دارد. و ابن مدینى مى گوید: او را در «همدان» دیدم و بعد از ما حدیث هاى عجیب و غریب نقل کرده است، و او را «ضعیف» شمرده است. حاکم و نقاش مى گویند: احادیث جعلى روایت مى کند. خلیلى مى گوید: از نهشل از ضحاک از ابن عباس- رضى اللّه عنهما- روایات نادرست نقل کرده است و اساتید و پیشوایان علم حدیث نخست از او نقل کرده اند و سپس چون ضعف وى را دیده اند ترکش گفته اند. «2»
بعلاوه، چنانکه در تاریخ ابن عساکر آمده «ضحاک» حدیث از ابن عباس نیاموخته و نشنیده است. «1» و «شعبه» حدیث از «ضحاک» روایت نمى کند و منکر این است که ابن عباس را دیده و از او حدیث آموخته باشد. و یحیى بن سعید مى گوید: «ضحاک» به نظر ما ضعیف و سست روایت است «2».

( الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 112)

 

متن عربی

10- أخرج ابن عدی «3»، عن أحمد بن محمد الضبیعی، عن الحسین بن یوسف، عن أبی هاشم أصرم بن حوشب، عن قرّة بن خالد البصری، عن الضحاک، عن ابن عبّاس مرفوعاً: أنا الأوّل و أبو بکر الثانی، و عمر الثالث، و الناس بعدنا على

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 113

السبق الأوّل فالأوّل.

قال الأمینی: قال السیوطی فی اللآلئ (1/311): موضوع آفته أصرم.

و قال الذهبی: أصرم هالک، قال یحیى: کذّاب خبیث، و قال البخاری «1» و مسلم و النسائی «2»: متروک الحدیث، و قال الدارقطنی «3»: منکر الحدیث، و قال السعدی: کتبت عنه بهمدان سنة اثنتین و مائتین و هو ضعیف، و قال ابن حبّان «4»: کان یضع الحدیث على الثقات، و قال ابن المدینی: کتبت عنه بهمدان و ضربت على حدیثه. و قال الفلاس: متروک یرى الإرجاء.

و قال ابن حجر: أورد له العقیلی «5» حدیثاً عن زیاد بن سعد، و قال: لا یتابع علیه و لا یُعرف [إلّا] به، و لیس له أصل من جهة یثبت. و قال ابن أبی حاتم «6»: سمعت أبی یقول: هو متروک الحدیث. و تکلّم فیه یحیى بن معین. و قال ابن المدینی: لقیناه بهمدان ثم حدّث بعدنا بعجائب و ضعّفه جدّا، و قال الحاکم و النقّاش: یروی الموضوعات. و قال الخلیلی: روى عن نهشل، عن الضحاک، عن ابن عبّاس مناکیر، و روى الأئمّة عنه، ثم رأوا ضعفه فترکوه.

میزان الاعتدال (1/126)، لسان المیزان (1/461) «7».

على أنّ الضحّاک لم یسمع من ابن عبّاس کما فی تاریخ ابن عساکر» (5/142)،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 114

کان شعبة لا یحدّث عن الضحاک و ینکر أن یکون لقی ابن عبّاس، و قال یحیى بن سعید: الضحّاک عندنا ضعیف.

تاریخ ابن عساکر (5/160).