logo-samandehi

میزان آگاهی ابوبکر از کتاب خدا

میزان آگاهی ابوبکر از کتاب خدا

و نخستین کسی که- به این گونه- دروازه های اجتهاد را گوشه و لایه نهانی دستورها را پشتوانه گرفت و با آن دو دست آویز، دامن تبهکاران را پاک نمایش داد و مردان بزه پیشه کنش را یاری رساند، خلیفه نخست بود که با همین بهانه ساختگی، دامن خالد پسر ولید رااز چرک گناهان سهمناکش شستشو داد و کیفری را که می بایست بر وی بچشاند از او دریغ داشت- چنانکه اگر خدای برتر از پنداربخواهد- به گستردگی آن را خواهیم آورد.این نمونه ای بود از پیشرفت های خلیفه در روشنگری قرآن، و تازه آن چه از وی در این زمینه گزارش شده بسیار اندک است چنانچه حافظ جلال الدین سیوطی در ” الاتقان  ” ج 2 ص 328 می نویسد :ده نفر یاران پیامبر- در روشنگری قرآن -آوازه به هم رسانده اند:  خلیفه های چار گانه، ابن مسعود، ابن عباس، ابی ابن کعب، زید ابن ثابت، ابو موسی اشعری و عبد الله ابن زبیر، از میان خلیفه ها نیز بیشتر از همه از علی ابن ابی طالب گزارش رسیده و آنچه از سه تن دیگر آورده اند بسی ناجیز است و این هم انگیزه ای ندارد جز این که زودتر در گذشته اند چنانکه همین انگیزه را نیز می توان در پاسخ کسی آورد که بپرسد چرا ابوبکر- خدا از وی خشنود باد- حدیث های کمتری بازگو کرده و من در دانش روشنگری قرآن جز سخنانی بسیار اندک- که از ده فراز هم نمی گذرد- چیزی از ابوبکر- خدا از وی خشنود باد- به یاد ندارم.ولی از علی علیه السلام سخنان بسیاری در این زمینه رسیده و معمر از وهب ابن عبد الله و او از ابو الطفیل آورده که دیدم علی سخنرانی می کرد و می گفت از من بپرسید که به خدا سوگند درباره چیزی از من پرسش نخواهید کرد مگر شما را آگاه می کنم، از من دربارهکتاب خداوند بپرسید که به خدا سوگند هیچ فرازی از آن نیست مگر می دانم در شب فرود آمده یا در روز و در کوه یا بر زمین هموار.و ابو نعیم در ” حلیه ”  از پسر مسعود گزارش کرده که گفت قرآن بر هفت حرف فرود آمده که هیج حرفی ازآن نیست مگر پوسته ایبرونی دارد و لایه ای نهانی و به راستی که نزد علی- پسر ابیطالب- از پوسته برونی تا لایه نهانی آن، همه را می توان یافت.و هم سیوطی از زبان ابوبکر ابن عیاش- و او از نصیر ابن سلیمان احمسی و او از پدرش- آورده که علی گفت:  البته و به خدا سوگندهیچ آیه ای فرود نیامد مگر دانستم در چه باره فرود آمد و کجا فرود آمد و به راستی پروردگارم دلی در یابنده به من بخشید و زبانی پرسنده. “امینی گوید:  این سخنان بی اندیشه ای که سیوطی پیاپی می نگارد از چیست؟ آیا کسی نیست از این مرد بپرسد، چگونه آمده ای و کسیرا میان یاران پیامبر در روشنگری قرآن، بلند آوازه می شماری که خودت با آن همه دانش و پژوهشگری می گوئی سخنانی که در اینباره از زبان وی یافته ام به ده فرازنیز نمی رسد؟ آری خوش دارد که میان او و سرور ما فرمانروای گروندگان جدائی ننهد که در اینباره از زبان وی گزارش شده است آنچه شده است و فراموش می کند که خدای برتر از پندارمی گوید: آیا کسانی که می دانند با آنان کهنمی دانند برابرند؟

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 144

رفتن به بالا