11- مغیرة بن شعبه چون به استانداری کوفه رسید به منبر رفته نطق می کرد و به علی (ع) بد می گفت و او و شیعه اش را لعنت می فرستاد. و این روایت به صحت پیوسته که مغیره از فراز منبر کوفه بارها و بیشمار او را لعنت کرده است و می گفته:
پیامبر خدا (ص) از روی علاقه و دوستی دخترش را به علی نداده، بلکه باین وسیله
خواسته خوبیهائی را که ابو طالب به او کرده بوده جبران نماید.
حاکم نیشابوری و ذهبی این روایت را صحیح شمرده اند که می گوید:
مغیره به علی بد گفت. زید بن ارقم برخاسته به او اعتراض کرد که ای مغیره! مگر نمی دانی پیامبر خدا (ص) از بد گفتن به مردگان نهی کرده است؟ «1» بنابر این چرا به علی که درگذشته بد می گوئی؟ «2»
خطیبی چند در کوفه در حضور مغیرة بن شعبه نطق کردند. صعصعة بن صوحان سخن راند. مغیره دستور داد: او را بیرون کنید و در بازداشت نگهدارید تا علی را لعنت کند. او گفت: خدا لعنت کند کسی را که خدا را لعنت نماید و علی بن ابیطالب را لعنت نماید. گفته اش را به مغیره گزارش بردند، قسم یاد کرد که او را در بند نگهدارد. آنگاه وی از بند بیرون آمده گفت: این، دست بردار نیست جز به علی بن ابیطالب. بنابراین او را لعنت کنید خدا لعنتش کند. مغیره گفت:
آزادش کنید خدا جانش را خلاص کند. «3»
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 370