اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

نامه اعتراض مالک اشتر به عثمان

متن فارسی

سخن مالک اشتر

بلاذری مینویسد”: عثمان نامه ای برای مالک اشتر و دوستانش نوشته بدست عبد الرحمن بن ابی بکر و مسور بن مخرمه برای او فرستاد و آنها را دعوت به فرمانبرداری کرد و یادآوری نمود که آنها اولین کسانی بوده اند که راه اختلاف و تفرقه پیش گرفته اند و سفارش کرد که از خدا بترسند و به حق (یعنی عقیده و قانون اسلام) باز آیند، و آنچه را دوست میدارند و تقاضاهایشان را برای او بنویسند.

مالک اشتر در جوابش چنین نوشت: از مالک پسر حارث، به خلیفه ای که به بلا در افتاده و به خطا رفته و از سنت پیامبرش منحرف گشته و قانون و دستور قرآن را پشت سر افکنده است! … نامه ات را خواندیم. تو و وزیران و استاندارانت دست از ظلم و تجاوز و تبعید مردان پاکدامن بردارید تا حاضرشویم از تو اطاعت کنیم. ادعا کرده ای که ما بر خویشتن ستم روا داشته ایم. این پندار تو است، همان پنداری که ترا به ورطه گمراهی در انداخته است و ستمگری را برایت عدالت جلوه داده است و باطل را حق اما این که تو را دوست بداریم، مشروط به این است که تو دست از خلافکاری هایت برداشته و به درگاه خدا توبه کنی و آمرزش بخواهی، توبه از این که بر مردان نیکرو ما جنایت روا داشته ای، و مردان پاک و صالح را تبعید کرده ای، ما را از شهر و دیارمان بیرون رانده ای، و جوانان را به استانداری و مقامات دولتی گماشته ای، و مشروط به این که مقامات دولتی دیار ما (یعنی کوفه و عراق) را به دو نفر که ما انتخاب کرده و دوست میداریم یعنی ابو موسی اشعری و حذیفه بسپاری، و ولید و سعیدت را و همه افراد خانواده ات را که ترا به هوس و خودسری میخوانند از ما دور سازی انشاء الله، و السلام.

امینی گوید:

نظریه مالک اشتر درباره عثمان کاملا صریح و آشکار است و به تفسیر و تحلیل احتیاج ندارد. اظهار میدارد حاضر است از عثمان اطاعت کند مشروط به این که دست از خلافکاری هایش برداشته توبه نماید. ولی وقتی می بیند از انجام آن شرایط سرباز میزند و بر ادامه کارهای خلاف اسلامش لجاجت می ورزد بر مخالفتش می افزاید و مردم را علیه او بسیح میکند و چندان مجاهدت مینماید تا به مقصود نائل میگردد. در آینده، به ماهیت و چگونگی توبه های مکرر عثمان پی خواهیم برد.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 204 و 205

متن عربی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 204

28- حدیث مالک الأشتر بن الحارث المترجم له فیما مرّ (ص 38- 40)

ذکر البلاذری فی الأنساب «1» (5/46): أنّ عثمان کتب إلی الأشتر و أصحابه مع عبد الرحمن بن أبی بکر، و المسور بن مخرمة یدعوهم إلی الطاعة و یُعلمهم أنّهم أوّل من سنّ الفرقة، و یأمرهم بتقوی اللَّه و مراجعة الحقّ، و الکتاب إلیه بالذی یحبّون.

فکتب إلیه الأشتر:

من مالک بن الحارث إلی الخلیفة المبتلی الخاطئ الحائد عن سنّة نبیّه، النابذ لحکم القرآن وراء ظهره:

أمّا بعد؛ فقد قرأنا کتابک فانهَ نفسک و عمّالک عن الظلم و العدوان و تسییر الصالحین نسمح لک بطاعتنا، و زعمت أنّا قد ظلمنا أنفسنا، و ذلک ظنّک الذی أرداک، فأراک الجور عدلًا، و الباطل حقّا. و أمّا محبّتنا فإن تنزع و تتوب و تستغفر اللَّه من تجنّیک علی خیارنا، و تسییرک صلحاءنا، و إخراجک إیّانا من دیارنا، و تولیتک الأحداث علینا، و أن تولّی مصرنا عبد اللَّه بن قیس أبا موسی الأشعری و حذیفة فقد رضیناهما، و احبس عنّا ولیدک و سعیدک و من یدعوک إلیه الهوی من أهل بیتک إن شاء اللَّه و السلام.

و خرج بکتابهم یزید بن قیس الأرحبی، و مسروق بن الأجدع الهمدانی،

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 205

و عبد اللَّه بن أبی سبرة الجعفی، و علقمة بن قیس أبو شبل النخعی، و خارجة بن الصلت البرجمی فی آخرین. فلمّا قرأ عثمان الکتاب قال: اللّهمّ إنّی تائب و کتب إلی أبی موسی و حذیفة: أنتما لأهل الکوفة رضیً و لنا ثقة، فتولّیا أمرهم و قوما به بالحقّ غفر اللَّه لنا و لکما. فتولّی أبو موسی و حذیفة الأمر، و سکّن أبو موسی الناس، و قال عتبة بن الوغل:

          تصدّق علینا یا ابن عفّان و احتسب             و أمّر علینا الأشعریّ لیالیا

فقال عثمان: نعم و شهوراً إن بقیت.

قال الأمینی: نظریّة مالک الذی عرفته صحیفة (38) فی عثمان صریحة واضحة لا تحتاج إلی تحلیل و تعلیل، و إنّما أعطی من نفسه الرضا فی کتابه بشرط النزوع و التوبة، لکنّه لمّا لم یجد للشرط وفاءً بل وجد منه إصراراً علی ما نقمه هو و الصحابة کلّهم تنشّط للمخالفة، و أجلب علیه خیلًا و رجلًا، و لم یزل مشتدّا فی ذلک حتی بلغ ما أراد.

و سنوقفک علی حقیقة أمر الخلیفة من توبته بعد توبته فی المستقبل القریب إن شاء اللَّه تعالی.