اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۶ آذر ۱۴۰۴

نامه عثمان به اهل مکه جهت کمک خواستن از حجاج

متن فارسی

نامه عثمان به اهل مکه

ابن قتیبه می نویسد : عثمان نامه ای نوشته توسط نافع بن طریف برای اهالی مکه و کسانی که در اجتماع ‌حج حضور داشتند فرستاد و در آن استمداد نمود. نافع روز عرفه به مکه رسید و در حالی که عبد الله بن عباس – که از طرف عثمان آن سال به سرپرستی حاجیان منصوب گشته بود – مشغول نطق برای مردم بود . پس نافع برخاسته نامه را بدین شرح برای آنان خواند :

بسم الله الرحمن الرحیم

از بنده خدا عثمان امیر المومنین به مسلمانانی که در مراسم حج حضور یافته اند : پس از سپاس و ستایش پروردگار… من در حالی این نامه را برای شما می نویسم که در محاصره ام و از آب چاه قصر (خلافت) استفاده می کنم و غذا از ترس این که ذخیره غذاییم تمام شده و خود و همراهانم از گرسنگی بمیریم به اندازه کافی نمی خورم ، و در حالی که مرا به توبه نمی خوانند تا پذیرفته و توبه کنم، و نه دلیل و استدلال مرا حاضرند بشنوند تا زبان به استدلال گشایم. بنابراین هر کسی را که نامه ام را دریافت می دارد به خدا قسم می دهم که بیاید به دادم برسد و حق مرا بگیرد و نگذارد به من ظلم و کار باطل ‌و ناروا روا دارند.

آنگاه عبد الله بن عباس که نطقش را برای قرائت نامه عثمان قطع کرده بود، به نطقش ادامه داد و هیچ اشاره ای به نامه عثمان و استمدادش ننمود. “

امینی گوید : این نامه ای است از عثمان به کسانی که در مراسم حج سال 35 هجری حضور داشته اند، و می توان باور داشت که نامه او است. نامه دیگری خطاب به حاجیان وجود دارد منسوب به عثمان که متضمن آیات حکمت آمیز و پند و اندرزهای خیرخواهانه است و آثار پارسایی و خداترسی و پایبندی به دین از مضمونش می درخشد ومی نماید که نویسنده اش سخت دلبسته پیروی از قرآن و سنت و اجرای آن است و قدم جای قدم دو خلیفه پیشین می گذارد. مفاد این نامه با روحیات و رویه عثمان سازگاری ندارد و نمی آید به این که او نوشته باشد. این نامه را طبری در تاریخش ثبت کرد و دکتر طه‌حسین از معانی مترقی و جملات دلپسند و ترتیب جالب و مطالب گرانقدرش خوشش آمده تا در ضمیمه کتاب « الفتنه الکبری » آورده است و دیگر نیندیشیده ‌و توجه ننموده است که سند تاریخی این ‌نامه منسوب به عثمان روایتی است از قول ابن ابی سبره قرشی عامری مدنی ، و تنها کسی که از این نامه عثمان خبرداده همین شخص است و او جاعل و دروغ سازی زبردست و پیشینه دار است که ‌در جلد پنجم ” الغدیر ” در ردیف جاعلان و روایت سازان از او یاد کردیم ‌و او را معرفی نمودیم . واقدی درباره‌ او می گوید : زیاد روایت می کند و سخنش‌ حجت نیست، صالح بن احمد از قول پدرش می گوید : او روایت جعل می کرده است. عبد الله بن احمد از قول پدرش می گوید : او چیزی نیست، روایت جعل می کرده و دروغ می ساخته است. ابن معین می گوید : روایاتش ارزشی ندارد، و روایاتش سست است. ابن الدینی می گوید : در حدیث ، ضعیف (و کم اعتماد) بوده است. و هم او دیگر بار می گوید : زشت روایت بوده است. جوزجانی می گوید : روایاتش را سست و غیر قابل اعتماد شمرده اند. بخاری می گوید : ضعیف (و کم اعتماد) است. و دیگر بار می گوید : زشت روایت است. نسایی می گوید : روایاتش متروک و غیر قابل اعتنا است. ابن عدی می گوید : همه آنچه روایت کرده درست بخاطر سپرده نشده است و او در شمار کسانی است که حدیث و روایت جعل می کنند . ابن حبان می گوید : از کسانی است که روایات جعلی را از قول افراد معتمد و موثق نقل می کنند ، و نمیتوان به روایاتش استدلال و استناد کرد. حاکم نیشابوری می گوید : او روایات جعلی و ساختگی را به اشخاص موثق نسبت می دهد .

( الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب  ج 9 ص 268 )

متن عربی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 268

کتابه إلی أهل مکة و من حضر الموسم سنة (35):

ذکر ابن قتیبة قال: کتب عثمان کتاباً بعثه مع نافع بن طریف إلی أهل مکة و من حضر الموسم یستغیثهم، فوافی به نافع یوم عرفة بمکة و ابن عبّاس یخطب، و هو یومئذٍ علی الناس کان قد استعمله عثمان علی الموسم، فقام نافع ففتح الکتاب فقرأه، فإذا فیه:

بسم الله الرحمن الرحیم

من عبد اللَّه عثمان أمیر المؤمنین إلی من حضر الحجّ من المسلمین:

أمّا بعد؛ فإنّی کتبت إلیکم کتابی هذا و أنا محصور أشرب من بئر القصر، و لا آکل من الطعام ما یکفینی، خیفة أن تنفد ذخیرتی فأموت جوعاً أنا و من معی، لا أُدعی إلی توبة أقبلها، و لا تسمع منی حجّة أقولها، فأنشد اللَّه رجلًا من المسلمین بلغه کتابی إلّا قدم علیّ فأخذ الحقّ فیّ، و منعنی من الظلم و الباطل.

قال: ثمّ قام ابن عبّاس، فأتمّ خطبته و لم یعرض لشی ء من شأنه.

قال الأمینی: هذا ما یمکننا أن نؤمن به من کتاب عثمان إلی الحضور فی الموسم، و هناک کتاب مفصّل إلی الحاجّ یُنسب إلیه یتضمّن آیاً من الحکم و الموعظة الحسنة یطفح عن جوانبه الورع الشدید فی دین اللَّه، و الأخذ بالکتاب و السنّة، و الاحتذاء بسیرة الشیخین، یبعد جدّا عن نفسیّات عثمان و عمّا عرفته الأُمّة من تاریخ حیاته، و الکتاب أخرجه الطبری فی تاریخه «1» (5/140- 143)، وراق الدکتور طه حسین ما

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 269

وجد فیه من المعانی الراقیة و الجمل الرائقة، و الفصول القیّمة، فذکره فی ملحق کتابه الفتنة الکبری «1» (ص 227- 231) ذاهلًا عن أنّ الکتاب لم یرو إلّا من طریق ابن أبی سبرة القرشی العامری المدنی الوضّاع الکذّاب السابق ذکره فی سلسلة الوضّاعین فی الجزء الخامس، قال الواقدی: کان کثیر الحدیث و لیس بحجّة، و قال صالح بن أحمد عن أبیه: کان یضع الحدیث. و قال عبد اللَّه بن أحمد عن أبیه: لیس بشی ء کان یضع الحدیث و یکذب، و عن ابن معین «2»: لیس حدیثه بشی ء، ضعیف الحدیث، و قال ابن المدینی: کان ضعیفاً فی الحدیث، و قال مرّة: کان منکر الحدیث. و قال الجوزجانی: یضعف حدیثه. و قال البخاری «3»: ضعیف. و قال مرّة: منکر الحدیث. و قال النسائی «4»: متروک الحدیث. و قال ابن عدی «5»: عامّة ما یرویه غیر محفوظ، و هو فی جملة من یضع الحدیث. و قال ابن حبّان «6»: کان ممّن یروی الموضوعات عن الثقات لا یجوز الاحتجاج به. و قال الحاکم أبو عبد اللَّه: یروی الموضوعات عن الأثبات «7».