اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

نامه فریبنده معاویه به زبیر بن عوام

متن فارسی

پس از … تو زبیر بن عوامی، پسر ابو خدیجه «2»، پسر عمه «3» پیامبر خدا (ص) و حواری او و با جناقش «1»، و داماد ابو بکر، و سوار جنگی اسلام، و کسی که در مکه به هنگام بانگ زدن شیطان جانبازی کرده است. بر انگیخته گشته‌ای و قیام کرده‌ای چون اژدهائی از جا بدر جسته با شمشیر آخته که می‌پیچد و پیش می‌تازد و این همه جنبش را به قدرت ایمان و صدق یقین می‌کند. و پیامبر خدا (ص) پیشتر به تو مژده بهشت داده است و عمر ترا یکی از کسانی که تعیین خلیفه برای امت می‌کنند قرار داده است. بدان ای ابا عبد اللّه! که ملت به علت نبودن زمامدار چون رمه‌ ای پراکنده گشته است. بنابراین برای جلوگیری از خونریزی و گردآوری و وحدت ملی و آشتی اختلاف داران با شتاب اقدام کن و پیش از آنکه کار سخت شود و امت بیشتر دچار پراکندگی گردد، زیرا مردم به لبه پرتگاه نابودی رسیده‌اند و اگر پدر مهربانی نیابند مضمحل خواهند گشت. برای گرد آوردن ملت و متحد کردنش جدیت و سرعت بخرج بده و راه به سوی خدا ببر. من در اینجا کار را برای تو و رفیقت درست و روبراه کرده‌ام و بدین ترتیب که حکومت متعلق به آن یک از شما دو نفر باشد که آن دیگری وی را مقدم بدارد و آن دیگری جانشین وی باشد. خدا ترا امام دیندار و دین قرار دهد و جوینده خیر و تقوی. و السلام.

از پسر هند جگرخوار باید پرسید: امت کجا چون رمه بی چوپان و پراکنده گشته و کی چنین شده است و چرا و چگونه شده است؟! حال آنکه رهبری چون علی بن ابیطالب (ع) دارد که با بصیرت و کاردانیش مصالح عمومی را به دقت می‌بیند و رعایت می‌نماید و راه بر هر ناروائی و خطر و انحراف می‌بندد و دست هر تبهکار بدخواهی را که بسوی امت دراز گردد می‌شکند و می‌برد، رهبر و امامی که برادر پیامبر خدا است و خودش، و یگانه امامی که نصی بر امامت و خلافتش هست و ملت یکپارچه با او بیعت کرده است و متحد است اگر معاویه تفرقه انداز بگذارد و امنیت و نظام عمومی را بر هم نزد و با دسیسه اختلاف نیندازد و مردم را بهم نریزد و بجان هم نیندازد. معاویه‌ای که بقول مولای متقیان مثل شیطان از برابر انسان و پشت سرش و از چپ و راستش در می‌آید و وسوسه می‌انگیزد و خدا سابقه درخشان اسلامی‌یی نصیبش نکرده و نه پیشینه اجدادی درستی.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 452

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 452

و کتب إلى الزبیر أیضاً:

أمّا بعد: فإنّک الزبیر بن العوام، ابن أبی خدیجة «1»، و ابن عمّة «2» رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم و حواریّه، و سِلفه «3» و صهر أبی بکر، و فارس المسلمین، و أنت الباذل فی اللَّه مهجته بمکة عند صیحة الشیطان، بعثک المنبعث؛ فخرجت کالثعبان المنسلخ بالسیف المنصلت، تخبط خبط الجمل الردیع، کلّ ذلک قوّة إیمان و صدق یقین، و سبقت لک من رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم البشارة بالجنّة، و جعلک عمر أحد المستخلفین على الأمة.

و أعلم یا أبا عبد اللَّه: أنّ الرعیة أصبحت کالغنم المتفرّقة لغیبة الراعی، فسارع- رحمک اللَّه- إلى حقن الدماء؛ و لَمِّ الشعث، و جمع الکلمة، و صلاح ذات البین، قبل تفاقم الأمر، و انتشار الأُمّة، فقد أصبح الناس على شفا جُرف هار، عمّا قلیل ینهار إن لم یُرأب، فشمّر لتألیف الأُمّة، و ابتغ إلى ربّک سبیلا، فقد أحکمتُ الأمر منِ قبَلی لک و لصاحبک على أنّ الأمر للمقدّم، ثم لصاحبه من بعده، جعلک اللَّه من أئمة الهدى، و بُغاة الخیر و التقوى، و السلام «4».

ألا مسائل ابن هند عن قوله: إنّ الرعیّة أصبحت کالغنم المتفرّقة. إلى آخره. لما ذا أصبحت؟ و متى أصبحت؟ و کیف أصبحت؟ و راعیها الذی یرقبها و یرقب کلّ صالح لها، و یشمّر لدرء کلّ معرّة عنها، هو صنو رسول اللَّه و نفسه، الإمام المنصوص علیه، و قد أجمعت الأُمّة على بیعته لو لا أنّ معاویة یکدّر الصفو، و یقلق السلام،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 453

و یفرّق الکلمة بدسائسه و تسویلاته، فمثله کما قال مولانا أمیر المؤمنین علیه السلام کمثل الشیطان یأتی المرء من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله، لم یجعل اللَّه له سابقة فی الدین، و لا سلف صدق فی الإسلام.