اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۱ مهر ۱۴۰۵

نامه مردم مدینه به اصحابی که در مناطق مرزی سرگرم جهاد بودند

متن فارسی

نامه مردم مدینه به اصحابی که در مناطق مرزی سرگرم جهاد خارجی بودند

طبری مینویسد”: مردم چون دیدند عثمان چه کارئهای کرد آن عده از اصحاب پیامبر (ص) که در مدینه بودند به اصحابی که در مناطق دور دست و مرزها بودند- چون اصحاب به مناطق مرزی رفته بودند- چنین نوشتند: شما از مدینه (و شهر و خانه تان) بیرونرفته به جهاد راه خدای عز و جل پرداختید و مقصودتان (بسط) دین محمد (ص) است. در حالیکه اکنون آنکسی که بجای شما در مدینه کار (و حکومت) میکند (یعنی عثمان) دین محمد را تباه کرده و رها نموده است. بنابر این بشتاب بیائید و دین محمد (ص) را برقرار گردانید”.

ابن اثیر قسمت اخیر نامه را باین صورت روایت کرده است: دین محمد را خلیفه تان تباه گردانیده بنابراین آنرا برقرار گردانید. و ابن ابی الحدید باین صورت: دین محمد را خلیفه تان تباه گردانیده بنابراین او را بر کنار گردانید. بر اثر این نامه، دلها علیه عثمان گشت، و از هر سو به مدینه روی آورده تا کار بجائی رسید که او را کشتند. طبری از زبان محمد بن مسلمه میگوید “: در سال 34 هجری یاران پیامبر خدا (ص) به یکدیگر نامه نوشتند و در آن از رویه عثمان و این که (سنت پیامبر (ص) و رویه اسلامی حکومت را) تغییر داده و بجای آن رویه دیگری اختیار کرده شکایت نمودند، و از یکدیگر خواستند که بیائید تا اگر خواستار جهادید جهاد در اینجا شهر ما (یعنی مدینه) است. و انتقادات مردم و حملاتشان به عثمانی فزونی گرفت و به او بدترین حرفهائی را که می شود به کسی گفت میگفتند. و اصحاب پیامبر خدا میدیدند و این حرفها را می شنیدند و هیچیک آن افراد را از بدگوئی نهی نمی نمودند و نه به دفاع از عثمان بر میخاستند جز تنی چند که عبارت بودند از: زید بن ثابت، ابو اسید ساعدی، کعب بن مالک، و حسان بن ثابت. پس مهاجران و عده ای دیگر در خدمت علی (ع) تشکیل جلسه داده از او خواهش کردند با عثمان مذاکره نموده او را نصیحت و ارشاد نماید. در نتیجه، وی نزد عثمان رفته به او گفت: مردم پشت سر من هستند (و من از نزد آنها میایم “)…

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب   ج 9 ص 230)

متن عربی

38- کتاب أهل المدینة إلی الصحابة فی الثغور

أخرج الطبری من طریق عبد الرحمن بن یسار أنّه قال: لمّا رأی الناس ما صنع عثمان کتب مَن بالمدینة من أصحاب النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم إلی من بالآفاق منهم و کانوا قد تفرّقوا فی الثغور:

إنّکم إنّما خرجتم أن تجاهدوا فی سبیل اللَّه عزّ و جلّ، تطلبون دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم فإنّ دین محمد قد أفسده من خلفکم و تُرِک، فهلمّوا فأقیموا دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم. و فی لفظ ابن الأثیر: فإنّ دین محمد قد أفسده خلیفتکم فأقیموه. و فی لفظ ابن أبی الحدید. قد أفسده خلیفتکم فاخلعوه، فاختلفت علیه القلوب. فأقبلوا من کلّ أُفق حتی قتلوه «1».

و أخرج «2» من طریق محمد بن مسلمة قال: لمّا کانت سنة (34) کتب أصحاب رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم بعضهم إلی بعض یتشاکون سیرة عثمان و تغییره و تبدیله و یسأل بعضهم بعضاً: أن اقدموا، فإن کنتم تریدون الجهاد فعندنا الجهاد. و کثر الناس علی عثمان و نالوا منه أقبح ما نِیل من أحد، و أصحاب رسول اللَّه یرون و یسمعون لیس فیهم أحد ینهی و لا یذبّ إلّا نُفَیر: زید بن ثابت، و أبو أُسید الساعدی، و کعب بن

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 231

مالک، و حسان بن ثابت. فاجتمع المهاجرون و غیرهم إلی علیّ فسألوه أن یکلّم عثمان و یعظه، فأتاه فقال له: إنّ الناس ورائی. إلی آخر ما مرّ فی (ص 74).