اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۱ خرداد ۱۴۰۳

نذر کردم برهنه بر کوه حرا بایستم

متن فارسی

دیگر از آنگونه اخبار تاریخى این است که از هیثم از قول پسر عمر آمده که «مردى نزد من آمد و گفت: نذر کرده‏ ام روزى تا به شام برهنه بر کوه حرا بایستم. گفتم: به نذرت وفا کن. آنگاه نزد ابن عباس رفته همان مسأله را مطرح ساخت. وى پرسید مگر نماز نمى‏ خوانى؟ گفت: آرى. گفت: پس مى‏ خواهى برهنه نماز بخوانى؟! گفت: نه! ابن عباس گفت: مگر چنین عهدى نکرده‏ اى؟! شیطان خواسته تو را به مسخره بگیرد و خود و سربازانش به ریشت بخندند. برو یکروز معتکف شو و کفاره عهدى را که بسته ‏اى بده. آن مرد نزد من برگشته نظر و سخن ابن عباس را نقل کرد گفتم: چه کسى از ما مى‏ تواند استنباطات فقهى ابن عباس را داشته باشد!» «1»
شرح حال این مرد ما را از مقدار علم و اطلاعش از احکام و فقه با خبر مى‏ سازد.
این چه فقیهى است که حکم نذر را نمى‏ داند و اطلاع ندارد که در نذر رجحان آنچه نذر مى‏ شود شرط است و نذر کردن کارهاى بیهوده و آنچه عقلا ناپسند مى ‏باشد باطل است و چنین نذرى منعقد نمى ‏شود و متحقق نمى ‏گردد؟! وانگهى مگر این مطلب ساده از معضلات و مطالب عالیه فقه است که هیچکس غیر از ابن عباس قادر به استنباط آن نباشد؟!

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 57

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 57

و منها: عن الهیثم، عن ابن عمر: أتاه رجل فقال: إنّی نذرت أن أقوم على حراء عریاناً یوماً إلى اللیل. فقال: أوفِ بنذرک. ثم أتى ابن عباس فقال له: أ و لست تصلّی؟ قال له: أجل، قال: أ فعریاناً تصلّی؟ قال: لا. قال: أو لیس حنثت؟ إنّما أراد الشیطان أن یسخر بک و یضحک منک هو و جنوده، اذهب فاعتکف یوماً و کفّر عن یمینک. فأقبل الرجل حتى وقف على ابن عمر فأخبره بقول ابن عبّاس فقال: و من یقدر منّا على ما یستنبط ابن عبّاس «1»؟

هاهنا یوقفنا السیر على مبلغ الرجل من العلم بالأحکام، أیّ فقیه هذا لا یعرف حکم النذر و أنّه لا بدّ فیه من الرجحان فی المنذور، و أنّ نذر التافهات و ما ینکره العقل لا ینعقد قط؟ و هل مثل هذا یُعدّ من المعضلات حتى لا یقدر على عرفانه غیر ابن عبّاس