اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۳ اسفند ۱۴۰۲

نظر تفتازانی و قوشچی در مورد معنای «مولیٰ»

متن فارسی

تفتازانی در” شرح المقاصد ” ص 289 و قوشچی در “شرح تجرید” با بیان متحد گفته اند: مولی، گاه از آن اراده میشود معتق (آزاد کننده) و حلیف (هم پیمان) و جار (همسایه) و ابن عم، و ناصر، و اولی به تصرف

خدای متعال فرماید: ماویکم النار هی مولیکم، یعنی: اولی بکم، ابو عبیده آن را ذکر کرده، و پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر زنی بدون اذن مولایش ازدواج نماید… یعنی بدون اذن کسی که به او اولویت دارد و مالک و عهده دار امر اواست و اولی (سزاوارتر) به تصرف در (شئون) او است، و این تعبیر در شعر عرب فراوان است.

خلاصه، استعمال مولی به معنی متولی و مالک امر و اولی به تصرف در کلام عرب شایع و از غالب پیشوایان لغت نقل شده است، و مقصود این است که این کلمه (مولی) برای این معنی اسم است، نه اینکه صفتی است به منزله اولی، تا مورد اعتراض واقع گردد که صیغه افعل التفضیل نیست و بنابراین مانند آن استعمال نمیشود…

نامبردگان (تفتازانی و قوشچی) این معنی را در مورد تقریب استدلال به حدیث (غدیر) بر امامت ذکر نموده اند سپس از جهات مختلفه آن را رد نموده اند جز از این جهت و در نتیجه این معنی را در این مورد پذیرفته اند، چنانکه، شریف جرجانی در “شرح المقاصد” با آن دو در پذیرش این معنی هم گام و متفق شده

(الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 629)

متن عربی

قال التفتازانی فی شرح المقاصد «2» (ص 289)، و القوشجی فی شرح التجرید «3» و لفظهما واحد:

إنَّ المولى قد یراد به المُعتَق و الحلیف و الجار و ابن العمّ و الناصر و الأَولى بالتصرّف، قال اللَّه تعالى: (مَأْواکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلاکُمْ‏)؛ أی أولَى بکم، ذکره أبو عبیدة،

و قال النبیُّ صلى الله علیه و سلم: «أیّما امرأة نُکِحت بغیر إذن مولاها…»؛

أی الأَولى بها و المالک لتدبیر أمرها، و مثله فی الشعر کثیر.

و بالجملة: استعمال (المولى) بمعنى المتولّی و المالک للأمر و الأَولى بالتصرّف شائعٌ فی کلام العرب، منقول عن کثیر من أئمّة اللغة، و المراد أنَّه اسمٌ لهذا المعنى، لا أنَّه

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 629

صفة بمنزلة الأَولى؛ لیُعترَض بأنّه لیس من صیغة أفعل التفضیل و أنَّه لا یستعمل استعماله. انتهى.

ذکرا ذلک عند تقریب الاستدلال بالحدیث على الإمامة ثمّ طفقا یردّانه من شتّى النواحی، عدا هذه الناحیة، فأبقیاها مقبولةً عندهما، کما أنَّ الشریف الجرجانی فی شرح المواقف حذا حذوهما فی القبول