اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ خرداد ۱۴۰۳

نظر خلیفه دوم درباره دیه سقط جنین

متن فارسی

رای خلیفه دوم در دیه جنین از مسور بن مخرمه نقل شده که گفت : عمر بن خطاب… مشورت کرد با مردم در سقط جنین (کورتاژ) کردن ؟ زن پس مغیره بن شعبه گفت : شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله حکم فرمود در آن به آزاد کردن بنده ای غلام یا کنیز . پس عمر گفت شاهدی بیاورکه با تو شهادت دهد، پس محمد بن مسلمه شهادت داد.و از عروه نقل شده : که عمر… سوال کرد، یا قسم داد مردم را هر کس شنیده از رسول خدا صلی الله علیه و آله که درباره سقط چه حکم فرموده ؟ پس مغیره بن شعبه گفت : من شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله حکم فرمود در آن به آزاد کردن برده ای غلام باشد یا کنیز ، پس گفت : شاهدی بیاور که با تو شهادت دهد بر این مطلب پس محمد بن مسلمه گفت: من شهادت می دهم بر پیامبرصلی الله علیه و آله به مانند این .و در عبارت ابی داود : پس عمر گفت : الله اکبر، اگر نشنیده بودم این را هر آینه حکم بغیر این می کردم .و در حدیثی : عمر از مردم خواست در دیه جنین پس حمل بن نابغه گفت : که رسول خدا صلی الله علیه و آله حکم فرمود در آن بهآزاد کردن بنده یا کنیزی، پس عمر حکم به آن نمود.م- و شافعی زیاد نموده : که پس عمر گفت : اگر نشنیده بودیم این را هر آینه حکم می کردیم در آن به غیر این . ودر عبارتی :نزدیک بود البته که ما حکم کنیم در این مثل برای خودمان .ابن حجر در اصابه ج 2 ص 259 گوید: احمد و صاحبان سنن به اسناد صحیح از طریق طاوس از ابن عباس نقل کرده اند

امینی گوید : چه اندازه خلیفه نیازمند به عقل منفصل است در هر قضیه ای تا اینکه اعتماد کند به مثل مغیره ، زانی ترین مردم قبیله ثقیف و دروغگو ترین آنها در شریعت الهیه و دین خدا ؟! و حال آنکه او جایز و روا ندانست شهادت مغیره را برای عباس عمویپیغمبر صلی الله علیه و آله در ادعاء او که آن حضرت بحرین را به او بخشید و تیول او قرار داد یا استناد کند به مثل محمد بن مسلمه ای که جز شش حدیث از او نیامده یا به مانند حمل بن نابغه ای نزد ایشان غیر این حدیثی نیست .ابن دقیق العید گوید : مشورت کردن عمر در این اصلی است در سوال امام ازحکم هر گاه نداند آن را . یا در نزد او شکی باشد یاقصد تحقیق کردن داشته باشد لکن ما نمی بینیم در روش راست امام آسایشی برای کسی که جاهل باشد حکمی از احکام را یا شک کنددر آن چه که می داند. یا محتاج به تثبیت کردن باشد در آنچه که یقین او به آن پیوسته به گفته این و آن ، پس او مسلما مقتدی و مرجع در تمام احکام است . پس اگر برای او نادانی در چیزی از آنها جایز بوده یا شک یا حاجت و نیاز به تثبیت کردن هر آینه جایز استکه این واقع شود زمانی که نباید کسی را که از او سوال کند پس گیج شود در پاسخ یا صاحبش گرفتار شود در گمراهی: یا حکم الهی معطل می ماند از کشش این. آیا نمی شنوی قول عمر را که می گفت : الله اکبر! اگر نشنیده بودم این را هر آینه حکم به غیر این میکردیم یا، نزدیک بود که ما حکم کنیم دور مثل این برای خودمان.(الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 193)

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 192

38- رأی الخلیفة فی دیة الجنین

عن المسور بن مخرمة، قال: استشار عمر بن الخطّاب رضی الله عنه الناس فی إملاص المرأة، فقال المغیرة بن شعبة: سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قضی بغرّة عبد أو أَمة. فقال: ائتنی بمن یشهد معک، فشهد معه محمد بن مسلمة «1».

و عن عروة: أنّ عمر رضی الله عنه سأل- نشد- الناس من سمع رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قضی فی السقط؟ فقال المغیرة بن شعبة: أنا سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قضی فیه بغرّة عبد أو أمة، فقال: ائت بمن یشهد معک علی هذا. فقال محمد بن مسلمة: أنا أشهد علی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم بمثل هذا «2».

و فی لفظ أبی داود: فقال عمر: اللَّه أکبر لو لم أسمع بهذا لقضینا بغیر هذا»

.

و فی حدیث: نشد عمر الناس فی دیة الجنین، فقال حمل بن النابغة: إنّ

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 193

رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم قضی فیه بغرّة عبد أو ولیدة فقضی به عمر «1». و زاد الشافعی: فقال عمر رضی الله عنه لو لم نسمع هذا لقضینا فیه بغیر هذا. و فی لفظ: إن کدنا أن نقضی فی مثل هذا برأینا.

قال ابن حجر فی الإصابة (2/259): أخرجه أحمد و أصحاب السنن بإسنادٍ صحیح من طریق طاووس عن ابن عبّاس.

قال الأمینی: ما أحوج الخلیفة إلی العقل المنفصل فی کلّ قضیّة حتی إنّه یرکن إلی مثل المغیرة أزنی ثقیف و أکذبها فی شریعة إلهیّة! و هو لم یُجز شهادة المغیرة للعبّاس عمّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فی دعواه أنّه صلی الله علیه و آله و سلم أقطع له البحرین «2»، أو یستند إلی مثل محمد بن مسلمة الذی ما جاء عنه غیر ستّة أحادیث «3»، أو إلی مثل حمل بن النابغة الذی لیس له عندهم غیر هذا الحدیث «4».

قال ابن دقیق العید: استشارة عمر فی ذلک أصل فی سؤال الإمام عن الحکم إذا کان لا یعلمه، أو کان عنده شکّ، أو أراد الاستثبات «5». لکنّا لا نری فی مستوی الإمامة مقیلًا لمن یجهل حکماً من الأحکام، أو یشکّ فیما علمه، أو یحتاج إلی التثبّت فیما اتّصل به یقینه بقول هذا و ذاک، فإنّه المقتدی فی الأحکام کلّها، فلو جاز له الجهل فی شی ء منها أو الشکّ أو الحاجة إلی التثبّت لجاز أن یقع ذلک حیث لا یجد من یسأله فیرتبک فی الجواب، أو یربک صاحبه فی الضلال، أو یتعطّل الحکم الإلهیّ من جرّاء

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 194

ذلک، أ لا تسمع قول عمر: اللَّه أکبر لو لم أسمع بهذا لقضینا بغیر هذا. أو: إن کدنا أن نقضی فی مثل هذا برأینا.