اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۵ فروردین ۱۴۰۳

نظر سه تن از انصار درباره عثمان

متن فارسی

14- سهل بن حنیف انصارى بدرى،

15- رفاعة بن رافع انصارى بدرى،

16- و حجاج بن غزیه انصارى

بلاذرى مینویسد: «ابو مخنف روایت کرده که زید بن ثابت انصارى گفت: اى جماعت انصار! شما خدا و پیامبرش را یارى نمودید، بنابراین خلیفه پیامبرش را یارى دهید. عده‌اى از انصار به او پاسخ دادند. سهل بن حنیف گفت: اى زید! عثمان شکم تو را با نخلستانهاى تازه به ثمر نشسته مدینه پر کرده است! زید گفت: این پیر مرد (یعنى عثمان) را نکشید و او را که چیزى به آخر عمرش نمانده بگذارید خودش بمیرد. حجاج بن غزیه انصارى گفت: به خدا قسم اگر نصف روز هم از عمرش بیش نمانده باشد او را میکشیم تا با قتلش به خدا تقرب جوئیم. رفاعة بن مالک انصارى آتشى همراه هیزم آورده آنرا بر یکى از دو درب خانه عثمان افروخته آتش زد تا فرو غلطید، و مردم درب دیگر را گشوده به خانه در آمدند». «1»

بنا به روایت دیگرى که بلاذرى آورده است: «زید به انصار گفت: شما پیامبر خدا (ص) را یارى داده‌اید و «انصار» یعنى یارى دهندگان خدا لقب گرفتید، بنابراین خلیفه (جانشین) او را یارى دهید تا دوبار «انصار» باشید.
حجاج بن غزیه گفت: بخدا این گاو پر صدا نمیداند چه میگوید. بخدا قسم اگر نصف روز هم از عمرش بیش نمانده باشد او را میکشیم تا با قتلش به خدا تقرب جوئیم» «2».
ابن حجر مینویسد: «حجاج بن غزیه، حدیثى را که از پیامبر اکرم (ص) درباره حج شنیده براى مؤلفان حدیث و سنت نقل کرده است. ابن المدینى میگوید: او همان شخصى است که روز تسخیر خانه عثمان، مروان بن حکم را آنقدر زده که بر زمین افتاده است» «3».

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 181

متن عربی

14- حدیث سهل بن حنیف أبی ثابت الأنصاری (بدریّ)

15- حدیث رفاعة بن رافع بن مالک أبی معاذ الأنصاری (بدریّ)

16- حدیث الحجّاج بن غزیّة الأنصاری

قال البلاذری فی الأنساب «1» (5/78): قال أبو مخنف فی روایته: إنّ زید بن ثابت الأنصاری قال: یا معشر الأنصار إنّکم نصرتم اللَّه و نبیّه فانصروا خلیفته. فأجابه قوم منهم، فقال سهل بن حنیف: یا زید أشبعک عثمان من عضدان المدینة- و العضیدة نخلة قصیرة ینال حملها- فقال زید: لا تقتلوا الشیخ و دعوه حتى یموت فما أقرب أجله. فقال الحجّاج بن غزیّة الأنصاری أحد بنی النجّار: و اللَّه لو لم یبقَ من عمره إلّا بین الظهر و العصر لتقرّبنا إلى اللَّه بدمه.

و جاء رفاعة بن مالک الأنصاری ثمّ الزرقی بنار فی حطب، فأشعلها فی أحد البابین فاحترق و سقط، و فتح الناس الباب الآخر و اقتحموا الدار.

و فی لفظ للبلاذری «2» (ص 90): قال زید للأنصار: إنّکم نصرتم رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم فکنتم أنصار اللَّه فانصروا خلیفته تکونوا أنصاراً للَّه مرّتین. فقال الحجّاج بن غزیّة: و اللَّه إن تدری هذه البقرة الصیحاء ما تقول، و اللَّه لو لم یبقَ من أجله إلّا ما بین العصر إلى اللیل لتقرّبنا إلى اللَّه بدمه.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏9، ص: 182

و قال ابن حجر فی الإصابة (1/313): روى للحجّاج بن غزیّة أصحاب السنن حدیثاً صرّح بسماعه فیه من النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم فی الحجّ، قال ابن المدینی: هو الذی ضرب مروان یوم الدار حتى سقط «1».

قال الأمینی: نظریّة هؤلاء الثلاثة لیست بأقلّ صراحة من نظریّات إخوانهم المهاجرین و الأنصار فی استباحة دم الخلیفة، و إزالته عن منصّة الملک الإسلامی الدینی.