اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

نظر علمای شیعه درباره ایمان ابوطالب(ع)

متن فارسی

اینان شیعیان اهلبیت (ع) اند که هیچکس از ایشان در ایمان ابوطالب (ع) تردیدى نداشته و آن را در بالاترین پایگاه‌ها و بر روى برترین پله آن می‌بینند و این عقیده را نیز از روزگار صحابه و پیروان نیکوکار ایشان دست به دست گرفته و گردانیده‌اند تا به ایشان رسیده و در این باره هم گزارش‏هاى آشکارى را که از امامان ایشان (ع) رسیده تصدیق نموده‌اند و هم آنچه از نیاى پاک آنان رسول خدا (ص) به استوارى دریافته‌اند،

شیخ مفید در ص 45 از اوائل المقالات می‌نویسد: شیعیان امامى همداستان‏اند که همه پدران پیامبر خدا (ص) از آدم بگیر تا عبد اللّه همه به خداى عز و جل ایمان داشته و یکتاپرست بوده‌اند (تا آنجا که می‌نویسد:) و نیز همداستانند که ابوطالب چون درگذشت مؤمن بود و آمنه بنت وهب نیز از یکتاپرستان بود تا پایان

و هم شیخ ابو جعفر طوسى در التبیان 2/398 می‌نویسد: از زبان امام باقر و امام صادق (ع) گزارش کرده‌اند که ابوطالب مسلمان بود و در این زمینه همه شیعیان امامى همداستان‏اند و کسى سر ناسازگارى ندارد و بر سر این دعوى دلیل‏هائى قاطع نیز دارند که هر کس بنگرد درستى دعوی‌شان را خواهد دانست.

و استاد ما طبرسى در مجمع البیان 2/287 می‌نویسد: اهلبیت پیامبر همداستانند که ابوطالب مؤمن بوده و خود این همداستانى دلیلى قاطع است چون ایشان یکى از آن دو چیز سنگین و گران‏اند که پیامبر (ص) دستور داده چنگ به دامن آندو زنند به این گونه که فرموده: اگر دست در دامن آندو زنید هرگز گمراه نشوید

و هم سید فخار ابن معد می‌نویسد: در اثبات ایمان ابو طالب (ع) همین دلیل براى ما بس است که اهلبیت رسول خدا (ص) و علماى شیعه ایشان در مسلمان شمردن او همداستانند و همه یکصدا او را از مؤمنان می‌خوانند هر چند آن همه کارهائى هم از او سر نمی‌زد که جز مؤمنان به انجام آن نمی‌پردازند و آن همه سخنانى هم از زبان وى به در نمی‌آمد که جز مسلمانان بر زبان نمی‌رانند و اگر هم آن همه کارها و سخنان را نمی‌شناختیم که گواهى بر درستى مسلمانى و واقعیت ایمانش بدهد باز همین همداستانى اهلبیت دلیلى بود که می‌توانستیم به آن پشتگرم باشیم و آن را نشانه‌اى براى رسیدن به مقصود بگیریم کتاب الحجة ص 13

و شیخ فتال در روضة الواعظین ص 120 می‌نویسد بدان که گروه راست‏رو شیعه بر این عقیده همداستانند که ابوطالب و عبد اللّه بن عبد المطلب «1» و آمنه بنت وهب مؤمن بودند. همداستانی‌شان نیز دلیلى بر این مدعا است.

و سید بن طاوس در طرائف ص 84 می‌نویسد من چنان یافته‌ام که دانشمندان خاندان پیامبر در اعتقاد بر مسلمانى ابوطالب همداستانند و در ص 87 می‌نویسد شک نیست که این خاندان بهتر از بیگانگان، باطن ابوطالب را می‌شناختند و پیروان خاندان نیز در این عقیده همداستانند و ایشان در این باره نگارش‏ها نیز پرداخته‌اند و ندیدیم و نشنیدیم که در مسلمان شمردن هیچکس خود را نیازمند سختگیری‌هائى ببینند که در مسلمان شمردن ابوطالب روا می‌دارند زیرا شیوه‌اى که از ایشان شناخته‌ایم این است که ایشان به دست آویز ناچیزترین خبر واحدى که بیابند هر کافرى را مسلمان می‌شمارند هر چند که در آن خبر هم جز اشاره کوچکى بر مقصودشان یافت نشود ولى دشمنى اینان با هاشمیان به جائى رسیده که ایمان ابوطالب را منکرند با این که دلائل روشن، آن را ثابت می‌کند. و این خود از شگفتی‌ها است.

و ابن ابى الحدید در شرح خود 3/311 می‌نویسد مردمان درباره ابوطالب سخنان ناساز با هم گفته‌اند شیعیان امامى و هم بیشتر زیدیان می‌گویند او پس از مسلمان شدن در گذشته و برخى از پیشوایان معتزلى ما- همچون شیخ ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسکافى و جز آندو نیز بر همین اعتقادند.

و مجلسى در بحار 9/29 می‌نویسد: شیعیان همداستان‏اند که او مسلمانى گرفته و در همان آغاز کار به پیامبر (ص) گرویده و هرگز بتى نپرستیده بلکه از جانشینان ابراهیم (ع) بوده عقیده به مسلمانى او یکى از نشانه‌هاى معروف تشیع است تا آنجا که مخالفان آن نیز این عقیده را به ایشان نسبت داده‌اند و از طریق شیعه و سنى نیز در اثبات این دعوى اخبار متواتره در دست هست و بسیارى از علما و محدثان ما نگارش‏هاى جداگانه «1» در این باره پرداخته‌اند که اگر کسى کتاب‏هاى رجال را بکاود بر وى پوشیده نخواهد ماند.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏7، ص: 516

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏7، ص: 516

4- ما أسنده إلیه من لاث به و بخع له

هؤلاء شیعة أهل البیت علیهم السلام لا یشکّ أحد منهم فی إیمان أبی طالب علیه السلام و یرونه فی أسمى مراقیه و على صهوته العلیا آخذین ذلک یداً عن ید حتى ینتهی الدور إلى الصحابة منهم و التابعین لهم بإحسان، و مذعنین فی ذلک بنصوص أئمّتهم علیهم السلام بعد ما ثبت عن جدّهم الأقدس رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم، قال المعلّم الأکبر شیخنا المفید فی أوائل المقالات «1» (ص 45): اتّفقت الإمامیّة على أنّ آباء رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم من لدن آدم إلى عبد اللَّه مؤمنون باللَّه موحّدون. إلى أن قال: و أجمعوا على أنّ عمّه أبا طالب مات مؤمناً، و أنّ آمنة بنت وهب کانت على التوحید. إلخ.

و قال شیخ الطائفة أبو جعفر الطوسی فی التبیان «2» (2/398): عن أبی عبد اللَّه و أبی جعفر علیهما السلام أنّ أبا طالب کان مسلماً، و علیه إجماع الإمامیّة لا یختلفون فیه، و لها على ذلک أدلّة قاطعة موجبة للعلم.

و قال شیخنا الطبرسی فی مجمع البیان «3» (2/287): قد ثبت إجماع أهل البیت على إیمان أبی طالب و إجماعهم حجّة؛ لأنّهم أحد الثقلین اللذین أمر النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم بالتمسّک بهما

بقوله: «إن تمسّکتم بهما لن تضلّوا».

و قال سیّدنا ابن معد الفخار: لقد کان یکفینا من الاستدلال على إیمان أبی طالب علیه السلام إجماع أهل بیت رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم و علیهم أجمعین و علماء شیعتهم على إسلامه و اتّفاقهم على إیمانه، و لو لم یرد عنه من الأفعال التی لا یفعلها إلّا المؤمنون،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏7، ص: 517

و الأقوال التی لا یقولها إلّا المسلمون، ما یشهد له بصحّة الإسلام و تحقیق الإیمان، إذ کان إجماعهم حجّة یعتمد علیها و دلالة یصمد إلیها. کتاب الحجّة «1» (ص 13).

و قال شیخنا الفتّال فی روضة الواعظین «2» (ص 120): اعلم أنّ الطائفة المحقّة قد أجمعت على أنّ أبا طالب، و عبد اللَّه بن عبد المطّلب، و آمنة بنت وهب، کانوا مؤمنین و إجماعهم حجّة.

و قال سیّدنا الحجّة ابن طاووس فی الطرائف «3» (ص 84): إنّنی وجدت علماء هذه العترة مجمعین على إیمان أبی طالب. و قال «4» فی (ص 87): لا ریب أنّ العترة أعرف بباطن أبی طالب من الأجانب، و شیعة أهل البیت علیهم السلام مجمعون على ذلک، و لهم فیه مصنّفات، و ما رأینا و لا سمعنا أنّ مسلماً أُحوِجوا فیه إلى مثل ما أُحوِجوا فی إیمان أبی طالب، و الذی نعرفه منهم أنَّهم یثبتون إیمان الکافر بأدنى سبب، و بأدنى خبر واحد و بالتلویح، و قد بلغت عداوتهم لبنی هاشم إلى إنکار إیمان أبی طالب مع ثبوت ذلک علیه بالحجج الثواقب، إنّ هذا من جملة العجائب.

و قال ابن أبی الحدید فی شرحه «5» (3/311): اختلف الناس فی إیمان أبی طالب؛ فقالت الإمامیّة و أکثر الزیدیّة: ما مات إلّا مسلماً، و قال بعض شیوخنا المعتزلة بذلک؛ منهم الشیخ أبو القاسم البلخی و أبو جعفر الإسکافی و غیرهما.

و قال العلّامة المجلسی فی البحار «6» (9/29): قد أجمعت الشیعة على إسلامه و أنّه

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏7، ص: 518

قد آمن بالنبی صلى الله علیه و آله و سلم فی أوّل الأمر، و لم یعبد صنماً قطّ، بل کان من أوصیاء إبراهیم علیه السلام و اشتهر إسلامه من مذهب الشیعة حتى إنّ المخالفین کلّهم نسبوا ذلک إلیهم و تواترت الأخبار من طرق الخاصّة و العامّة فی ذلک، و صنّف کثیر من علمائنا و محدّثینا کتاباً مفرداً»

 فی ذلک، کما لا یخفى على من تتبّع کتب الرجال.