اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۱ خرداد ۱۴۰۳

نماز خلیفه دوم و سوم

متن فارسی

13 برداشت خلیفه درباره خواندن حمد و سوره در نماز
ملک العلماء در بدایع الصنایع 1/111 می نویسد: عمر (ض) در نماز شام در یکی از دو رکعت نخستین، حمد و سوره نخواند و آن را در واپسین رکعت بلند خواند.
و عثمان (ض) نیز در نماز خفتن در دو رکعت نخست حمد و سوره نخواند و در دو رکعت واپسین، آن را بلند خواند.
و هم در ص 172 می نویسد: آورده اند که عمر (ض) در نماز شام در یکی از دو رکعت نخستین، حمد و سوره نخواند و آن را در رکعت سوم بلند خواند و آورده اند که عثمان (ض) در دو رکعت نخستین حمد و سوره نخواند و در دو رکعت واپسین، آن را بلند خواند.
امینی گوید: آن چه دو خلیفه انجام دادند از دو روی با آئین نامه پیامبر ناسازگار است 1- برگزار کردن یک یا دو رکعت بی خواندن حمد و سوره 2- دوبار خواندن حمد در یک رکعت یا دو رکعت واپسین، یک بارش برای بازیافت
آن چه از دست رفت و دیگری برای آن چه در خود آن رکعت باید خواند- که آئین نامه روشن شده پیامبر از این هر دو شیوه بر کنار است و نمازی که این دو کاستی را داشته باشد پذیرفته نیست، درباره کاستی نخستین دستورهائی رسیده که نمونه هائی از آن را می بینید:
1- عباده پسر صامت آورده است که پیامبر گفت: هر کس سوره حمد و بیشتر از آن را نخواند نمازش درست نیست.
و به یک گزارش: هر کس- پیشنماز باشد یا پسنماز- سوره حمد را نخواند نمازش درست نیست.
و به گزارش دارمی: هر کس سوره حمد را نخواند نمازش درست نیست برگردید به صحیح بخاری 1/302، صحیح مسلم 1/155، صحیح ابو داود 1/131، سنن ترمذی 1/34 و 41، سنن بیهقی 2/38 و 61 و 164، سنن نسائی 2/137 و 138، سنن دارمی 1/283، سنن ابن ماجه 1/276، مسند احمد 5/314 و 321، کتاب الام 1/93، المحلی از ابن حزم 3/236، المصابیح از بغوی 1/57 که جداگانه نیز درستی آن را گواهی کرده، المدونة الکبری 1/70
2- از زبان بوهریره آورده اند که پیامبر گفت: کسی که سوره حمد را نخواند نمازش درست نیست، کمبود دارد، کمبود دارد، کمبود دارد، نارسا است
و به یک گزارش کسی که نمازی بگزارد و در آن سوره حمد را نخواند کمبود دارد- سه بار- و نارسا است.
و به گزارش شافعی: هر نمازی که سوره حمد در آن خوانده نشود کمبود دارد. گزارش.
و به گزارش احمد: هر نمازی که سوره حمد در آن خوانده نشود کمبود دارد، پس آن کمبود دارد، پس آن کمبود دارد.
برگردید به مسند احمد 2/241 و 285، کتاب الام از شافعی 1/93، موطأ مالک 1/81، المدونة الکبری 1/70، صحیح مسلم 1/155 و 156، سنن ابو داود
1/130، سنن ابن ماجه 1/277، سنن ترمذی 1/42، سنن نسائی 2/135، سنن بیهقی 2/38 و 39 و 40 و 159 و 167 و مصابیح السنة 1/57
3- بوهریره آورده است که پیامبر (ص) مرا بفرمود تا بیرون شوم و آواز دهم: نماز درست نیست مگر با خواندن سوره حمد و بیشتر.
گزارش بالا را احمد در مسند 2/428 آورده است و: ترمذی در صحیح خود 1/42، ابو داود در سنن خود 1/130، بیهقی در سنن خود 2/37 و 59، حاکم در مستدرک 1/239 که می نویسد: گزارشی درست است و گردی بر چهره آن ننشسته است.
4- عایشه آورده است که پیامبر گفت: هر کس نمازی بگزارد که سوره حمد را در آن نخواند نمازش کاستی دارد.
گزارش بالا را احمد در مسند خود 6/142 و 275 و ابن ماجه در سنن خود 1/277 آورده است و در کنز العمال نیز (4/95 و 96) آن را از زبان عایشه و پسر عمر و علی و ابو امامه می توان یافت- و به گزارش احمد و ابن ماجه و بیهقی و خطیب و ابن حبان و ابن عساکر و ابن عدی-
5- بو سعید خدری آورده است که پیامبر گفت: هر کس در هر یک از رکعت ها، حمد و سوره را نخواند نمازش درست نیست چه از نمازهای واجب باشد یا نه.
صحیح ترمذی 1/32، سنن ابن ماجه 1/277، کنز العمال 5/95.
6- آورده اند که بو سعید گفت برانگیخته خدا (ص) ما را بفرمود که سوره حمد را با آن چه بتوانیم (از سوره های دیگر) بخوانیم.
سنن بیهقی 2/60، سنن بوداود 1/130، تیسیر الوصول 2/223
7- آورده اند که بوقتاده گفت: راستی این که پیامبر (ص) در دو رکعت نخستین از نماز ظهر و عصر، سوره حمد و سوره ای دیگر را می خواند و در دو رکعت دیگر نیز سوره حمد را.
و در گزارشی از مسلم و بو داود: با ما نماز می گزارد و در دو رکعت نخست
از نماز ظهر و عصر سوره حمد را می خواند و دو سوره دیگر.
برگردید به صحیح بخاری 2/55، صحیح مسلم 1/177، سنن دارمی 1/296، سنن ابو داود 1/128، سنن نسائی 2/165 و 166، سنن ابن ماجه 1/275، سنن بیهقی 2/59 و 63 و 66 و 193، مصابیح السنة 1/57 که جداگانه نیز درستی آن را گواهی کرده است.
8- آورده اند که سمره پسر جندب گفت: وجوب دوبار درنگ را در یادم نگاهداشته ام و به یک گزارش: از برانگیخته خدا (ص) وجوب دوبار درنگ را در یاد نگاهداشته ام یک بار هنگامی که پیشنماز تکبیر می گوید و سپس خواهد به خواندن نماز پردازد و یک بار هنگامی که سوره حمد و سوره ای دیگر را به پایان برده و خواهد به رکوع رود.
سنن بوداود 1/124، صحیح ترمذی 1/34، سنن دارمی 1/283، سنن ابن ماجه 1/278، سنن بیهقی 2/196، مستدرک حاکم 1/215، مصابیح السنة 1/56، تیسیر الوصول 2/229
9- رفاعه پسر رافع آورده است که مردی بیامد و در مسجد نزدیک برانگیخته خدا (ص) نماز گزارد سپس بیامد و بر پیامبر (ص) درود فرستاد پس پیامبر (ص) او را گفت: نمازت را دوباره بخوان که به راستی تو نماز نخواندی پس او برگشت و همان گونه که نخست نماز خوانده بود نماز گزارد پس پیامبر (ص) گفت: نمازت را دوباره بخوان که به راستی تو نماز نخواندی او گفت ای برانگیخته خدا به من بیاموز که چگونه نماز بگزارم گفت: چون رو به قبله آوردی پس تکبیر بگوی و آنگاه سوره حمد و آن چه را خدا خواهد بخوان، و چون به رکوع رفتی دو کف دستت را بر کنده زانویت بگذار و کشیدن پشت خود و رکوع خود را نیکو بنمای و چون برخاستی، استخوان های پشت- از شانه تا ران ها- را بر پای دار و سرت را بلند کن تا استخوان ها به سربندها برگردد پس چون پیشانی بر زمین نهادی نیکو سجده کن و چون سر برداشتی بر ران راستت بنشین و سپس در هر
رکعت و هر سجده ای چنین کن تا آرام بگیری و به گزارش احمد: و چون نماز را به این گونه به پایان بردی به راستی که آن را کامل گردانیدی و هر یک از این کارها را که انجام ندادی در نمازت کاستی پدید آوردی
سنن بوداود 1/137، سنن بیهقی 2/345، مسند احمد 4/340، کتاب الام از شافعی 1/88، مستدرک حاکم 1/242 و 241، المحلی از ابن حزم 3/256
مانند گزارش یاد شده را- البته از زبان بوهریره- هم بخاری در صحیح خود 1/314 آورده است و هم مسلم در صحیح خود 1/117، چنان که بیهقی نیز در سنن خود 2/37 و 122 و 62 آن را از زبان بخاری و مسلم بازگو کرده است.
10- از زبان وائل پسر حجر آورده اند که گفت: من نزد پیامبر (ص) بودم که ظرفی آوردند- تا آن جا که گفت: پس وی در محراب شد و مردمان در پی او و از چپ و راست او صف بستند، پس دو دست خود را بلند کرد تا در برابر نرمه گوشش نهاد و سپس دست راستش را بر دست چپش و نزدیک سینه اش نهاد و آن گاه آغاز به خواندن کرد و سوره حمد را بلند خواند و چون خواندن حمد را به پایان برد گفت: آمین (چنین باد!) تا کسانی که پشت سرش بودند شنیدند سپس سوره ای دیگر خواند و آن گاه دو دست خود را به تکبیر گفتن بلند کرد تا در برابر نرمه گوشش نهاد و آن گاه پشت خم کرد و دو دست خود را بر کنده زانو نهاد- تا آن جا که گفت: سپس چهار رکعت نماز بگزارد و در همه آن ها همان کرد که در این یکی کرده بود. مجمع الزوائد 2/134.
11- آورده اند که عبد الرحمن پسر ابزی گفت: آیا نماز برانگیخته خدا را به شما ننمایم؟ گفتیم آری بنما. پس برخاست و تکبیر گفت و آنگاه حمد و سوره خواند، سپس پشت خم کرد و هر دو دست را بر کنده های دو زانو نهاد تا هر اندامی جای خود را گرفت، سپس سر برداشت تا هر اندامی جای خود را گرفت سپس سر به زمین نهاد تا هر اندامی جای خود را گرفت سپس سر برداشت تا هر اندامی جای خود را گرفت سپس سر بر زمین نهاد تا هر اندامی جای خود را
گرفت سپس سر برداشت و در رکعت دوم نیز همان کرد که در رکعت نخست کرده بود و آن گاه گفت: نماز گزاردن برانگیخته خدا به این گونه بود.
گزارش بالا را احمد در مسند 3/407 آورده و هیثمی نیز در مجمع الزوائد 2/130 آن را یاد کرده و گوید: گزارش های بازگو گران آن شایسته پشت گرمی است.
12- آورده اند که عبد الرحمن پسر غنم گفت: ابو ملک اشعری به تبار خویش گفت: برخیزید تا همان گونه که پیامبر (ص) نماز می گزارد با شما نماز بخوانم پس ما پشت سر او صف بستیم و او تکبیر گفت سپس سوره حمد را بخواند تا پشت سری هایش بشنیدند آن گاه خدا را تکبیر گفت و به رکوع رفت سپس سر برداشت و تکبیر گفت و در همه نمازش چنین کرد.
چهره گسترده گزارش از زبان احمد:
راستی این که بوملک اشعری تبار خویش را فراهم آورد و گفت: ای گروه اشعریان! فراهم آئید و فرزندان و زنانتان را گرد آرید تا نمازی را که پیامبر (ص) در مدینه برای ما خواند به شما بیاموزم پس گرد آمدند و زنان و فرزندانشان را فراهم آوردند پس او وضو گرفت و چگونگی وضو ساختن را به ایشان بنمود و وضو را به جای هایش نگاهداشت تا چون سایه برگشت و درهم شکست برخاست و اذان گفت و مردان هر چه نزدیکتر به یکدیگر صف بستند و پسران در پشت سر ایشان صف بستند و زنان پشت سر پسران صف بستند، پس نماز را آغاز کرده پیش افتاد و هر دو دست را بلند کرده و تکبیر گفت و آن گاه سوره حمد و سوره ای دیگر را- که می توانست- بخواند. آن گاه تکبیر گفته به رکوع رفت و سه بار گفت: سبحان اللّه و بحمده سپس گفت: سمع اللّه لمن حمده (خدا می شنود هر کس او را بستاید) و راست بایستاد و آن گاه تکبیر گفت و به خاک افتاده سر بر زمین نهاد، سپس تکبیر گفته سر برداشت، سپس تکبیر گفته سر بر
زمین نهاد سپس تکبیر گفته بر پای خاست پس در رکعت نخست شش بار تکبیر گفت و چون برخاست تا رکعت دوم را آغاز کند تکبیر گفت و چون نماز خویش بگزارد چهره خویش را به سوی تبار خود کرد و گفت: تکبیر گفتن مرا داشته باشید و رکوع و سجود را از من بیاموزید که به راستی نمازی که برانگیخته خدا (ص) در چنین هنگامی از روز برای ما می خواند به همین گونه بوده است.
گزارش بالا را هم احمد در المسند 5/343 آورده است و هم- به گزارش کنز العمال 4/221- عبد الرزاق و عقیلی، چنان که هیثمی نیز در المجمع 2/130 آن را آورده است.
13- بو حنیفه و بو معاویه و ابن فضیل و بو سفیان از زبان بو نضره- و او از زبان بو سعید- آورده اند که پیامبر (ص) گفت: هر کس در همه رکعت ها برای خدا حمد و نیز یک سوره دیگر نخواند نمازش درست نیست چه از نمازهای واجب باشد یا نه- احکام القرآن از جصاص 1/23
14- انس پسر مالک گفت: پیامبر (ص) و بوبکر و عمر قرائت را با این فراز آغاز می کردند: الحمد للّه رب العالمین (ستایش خدا را که پروردگار جهانیان است) کتاب الام از شافعی 1/93
15- آورده اند که علی پسر ابو طالب گفت: از آئین نامه پیامبر است که پیشنماز در دو رکعت نخست از نماز ظهر سوره حمد را با یک سوره دیگر در پیش خود آهسته بخواند و کسانی که پشت سر اویند نیز خاموش باشند و در پیش خود بخوانند و او در دو رکعت دیگر سوره حمد را در هر رکعت بخواند و از خدا آمرزش بخواهد و او را یاد کند و در نماز عصر نیز چنین کند.
چنان که در کنز العمال 4/251 می خوانیم، گزارش بالا را سیوطی- با همین پرداخت- از زبان بیهقی بازگو کرده است. و در سنن بیهقی 2/168 به این گونه آمده است که: او دستور می داد یا وامی داشت که پشت سر پیشنماز در دو رکعت نخست از نماز ظهر و عصر سوره حمد و یک سوره دیگر خوانده شود و در دو
رکعت پس از آن نیز سوره حمد خوانده شود. گزارشی هم که حاکم در المستدرک 1/239 آورده، پرداختش نزدیک به همین است.
16- آورده اند که عایشه گفت: پیامبر (ص) نماز را با تکبیر آغاز می کرد و قرائت را با این فراز: ستایش خدای را، پروردگار جهانیان.
برگردید به صحیح مسلم 1/42، سنن ابو داود 2/125، سنن ابن ماجه 1/271، سنن بیهقی 2/113
17- آورده اند که بوهریره گفت در هر نمازی باید حمد و سوره خواند آن چه برانگیخته خدا (ص) به ما شنوانید به شما می شنوانیم و آن چه از ما پوشیده داشت (آهسته خواند) از شما پوشیده می داریم و بر بنیاد گزارشی: هر نمازی حمد و سوره دارد.
مسند احمد 2/348، صحیح مسلم 1/116، سنن ابو داود 1/127، سنن نسائی 2/163، سنن بیهقی 2/40 به گزارش از مسلم و در ص 61 به گزارش از بخاری، تیسیر الوصول 2/228.
18- آورده اند که بوهریره گفت: راستی این که پیامبر (ص) قرائت را با این فراز آغاز می کرد: ستایش خدای را پروردگار جهانیان. این گزارش را ابن ماجه در سنن خود 1/271 آورده است.
و از زبان انس پسر مالک نیز- همراه با افزونی هائی- به خامه دارمی در سنن وی 1/83 و نسائی در سنن وی 2/133 و شافعی در کتاب الام 1/93 بازگو شده است.
19- عمرو پسر شعیب از پدرش از نیایش عبد اللّه پسر عمرو پسر عاصی گزارش کرده است که پیامبر گفت: هر نمازی که سوره حمد در آن خوانده نشود کمبود دارد، کمبود دارد، کمبود دارد و به گزارش احمد: کمبود دارد.
پس آن کمبود دارد پس آن کمبود دارد.
گزارش بالا را احمد در المسند 2/204 و 215 و ابن ماجه در سنن خود
1/278 آورده اند.
20- بوداود در سنن خود 1/119 از زبان علی پسر ابو طالب (ض) آورده است که برانگیخته خدا (ص) چون به نماز برمی خاست تکبیر می گفت و هر دو دست خود را تا کنار دو شانه اش بالا می برد و چون خواندن حمد و سوره را هم به پایان می برد و چون می خواست به رکوع رود نیز به همین گونه رفتار می کرد.
21- بو حمید ساعدی در میان ده کس از یاران برانگیخته خدا (ص) بود (و یکی شان بوقتاده) پس بوحمید گفت: من نماز گزاردن برانگیخته خدا (ص) را به شما می آموزم برانگیخته خدا چون به نماز برمی خاست هر دو دستش را بلند می کرد تا در برابر شانه اش می نهاد سپس می خواند تا هر استخوانی به گونه درست سر جایش آرام می گرفت سپس می خواند و سپس تکبیر می گفت و سپس هر دو دست را بلند می کرد تا در برابر شانه هایش می نهاد و آن گاه به رکوع می رفت- سپس چگونگی رکوع و سجود او را یاد کرد- و آن گاه گفت: در رکعت دوم نیز همین گونه رفتار می کرد.
سنن بو داود 1/116، سنن دارمی 1/313، سنن ابن ماجه 1/283- که پاره ای از آن را آورده، سنن بیهقی 2/72، مصابیح السنة 1/54
22- آورده اند که جابر پسر عبد اللّه گفت: در دو رکعت نخست، سوره حمد و سوره ای دیگر خوانده می شود و در دو رکعت پس از آن، سوره حمد.
و گفت: ما چنان گزارش می کردیم که نماز درست نیست مگر با خواندن سوره حمد و بیش از آن. و به گزارش طبرانی: شیوه قرائت در نماز آن است که در دو رکعت نخست سوره حمد خوانده شود و یک سوره دیگر و در دو رکعت پس از آن نیز سوره حمد.
سنن بیهقی 2/63 که می گوید: از زبان علی پسر ابو طالب و عبد اللّه پسر مسعود و عایشه هم گزارش هائی که گواه این زمینه باشد بازگو کرده ایم. و باز به گونه ای که در کنز العمال 4/209 و 250 می خوانیم ابن ابی شیبه نیز آن را بازگو کرده و به گونه ای که در مجمع الزوائد 2/115 می خوانیم طبرانی هم به همان گونه یاد شده آن را گزارش کرده است.
23- جابر پسر عبد اللّه گفت: هر کس یک رکعت نماز بخواند و سوره حمد را در آن نخواند نماز نخوانده است مگر پسنماز باشد
صحیح ترمذی 1/42 که جداگانه نیز درستی آن را گواهی کرده، موطأ مالک 1/80، المدونة الکبری از مالک 1/70، سنن بیهقی 2/160، تیسیر الوصول 2/223
24- از زبان عبد اللّه پسر عمر آورده اند که پیامبر گفت: هر کس در نمازی که بر او نوشته شده- یا برای ستودن خدا می خواند- باید سوره حمد را همراه با (سوره دیگر از) قرآن بخواند و هر نمازی که حمد را در آن نخوانند (این را سه بار گفت:) کمبود دارد
گزارش بالا را نگارنده کنز العمال در 4/96 از زبان عبد الرزاق بازگو کرده و نیکو شمرده است.
25- از زبان بوهریره آورده اند که پیامبر گفت نماز کسی که سوره حمد در آن نخواند پذیرفته نیست.
و به گزارش دار قطنی: که جداگانه نیز درستی آن را گواهی کرده: نمازی که مرد سوره حمد را در آن نخواند پذیرفته نیست و به گزارش احمد: نمازی که در آن سوره حمد خوانده نشود پذیرفته نیست.
کنز العمال 4/96 به گزارش از گروهی از پاسداران گزارش ها.
26- آورده اند که بودرداء گفت: در دو رکعت نخست از نمازهای: ظهر و عصر و عشاء در هر رکعت سوره حمد و یک سوره دیگر بخوان و در واپسین رکعت از نماز مغرب هم سوره حمد را. کنز العمال 4/207
27- از زبان حسین پسر عرفطه آورده اند که پیامبر گفت چون در نماز به پا خاستی بگو: بسم اللّه الرحمن الرحیم، الحمد للّه رب العالمین … (به نام
خداوند بخشاینده بخشایشگر، ستایش خدای را پروردگار جهانیان …) تا آن را به پایان رسانی (و سپس:) قل هو اللّه احد … (بگو او است خداوند یگانه تا پایان آن. به نوشته کنز العمال 4/96 این گزارش را دارقطنی بازگو کرده است.
28- آورده اند که پسر عباس گفت: هیچ نمازی مگزار مگر آن که سوره حمد و یک سوره در آن بخوانی و خواندن سوره حمد را در هیچ رکعتی فرو مگذار. این گزارش را نیز به گونه ای که در الکنز 4/208 می خوانیم عبد الرزاق بازگو کرده است.
29- آورده اند که ابن سیرین گفت: راستی این که پسر مسعود در نماز ظهر و عصر در هر یک از دو رکعت نخست، سوره حمد و یک سوره دیگر می خواند و در دو رکعت واپسین نیز سوره حمد را
گزارش بالا را هیثمی در مجمع الزوائد 2/117 آورده و می نویسد:
میانجیان زنجیره آن، شایسته پشتگرمی اند جز این که پسر سیرین خودش چیزی از ابن مسعود نشنیده است.
30- زید پسر ثابت گفت: خواندن حمد و سوره، برنامه پیامبر است و تو با برداشت خود، با مردم ناسازگاری ننمای. این گزارش را نیز چنان چه در مجمع الزوائد 2/115 می خوانیم طبرانی در الکبیر آورده است.
این بود آئین نامه پیامبر اسلام در خواندن سوره حمد در هر رکعت- چه در نمازهای واجب باشد و چه به جز آن- و دستورهای پیشوایان کیش ها نیز بر همین بنیاد است و این هم گفته های یک پهلو و روشن ایشان:

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 248

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 248

 

13- رأی الخلیفة فی القراءة

قال ملک العلماء فی بدائع الصنائع (1/111): إنّ عمر رضی الله عنه ترک القراءة فی المغرب فی إحدی الأُولیین فقضاها فی الرکعة الأخیرة و جهر، و عثمان رضی الله عنه ترک القراءة فی الأولیین من صلاة العشاء فقضاها فی الأُخریین و جهر.

و قال فی صفحة (172): روی عن عمر رضی الله عنه أنّه ترک القراءة فی رکعة من صلاة المغرب فقضاها فی الرکعة الثالثة و جهر. و روی عن عثمان رضی الله عنه أنّه ترک السورة فی الأُولیین فقضاها فی الأُخریین و جهر.

قال الأمینی: إنّ ما ارتکبه الخلیفتان مخالف للسنّة من ناحیتین، الأولی: الاجتزاء برکعة لا قراءة فیها. و الثانیة: تکریر الحمد فی الأخیرة أو الأُخریین بقضاء الفائتة مع صاحبة الرکعة، و کلاهما خارجان عن السنّة الثابتة لا یجتزأ بالصلاة التی یکونان فیها، أمّا الناحیة الأولی فإلیک نبذة ممّا ورد فیها:

1-عن عبادة بن الصامت مرفوعاً: «لا صلاة لمن لم یقرأ بأمّ القرآن فصاعداً».

و فی لفظ: «لا صلاة لمن لم یقرأ بفاتحة الکتاب إمام أو غیر إمام».

و فی لفظ الدارمی: «من لم یقرأ بأمّ الکتاب فلا صلاة له».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 249

راجع «1»: صحیح البخاری (1/302)، صحیح مسلم (1/155)، صحیح أبی داود (1/131)، سنن الترمذی (1/34، 41)، سنن النسائی (2/137، 138)، سنن الدارمی (1/283)، سنن ابن ماجة (1/276)، سنن البیهقی (2/38، 61، 164)، مسند أحمد (5/314، 321)، کتاب الأُمّ (1/93)، المحلّی لابن حزم (3/236)، المصابیح للبغوی (1/57) و صحّحه، المدوّنة الکبری (1/70).

 

2-عن أبی هریرة مرفوعاً: «لا صلاة لمن لا یقرأ فیها بأمّ القرآن فهی خداج، فهی خداج، فهی خداج، غیر تمام».

و فی لفظ: «من صلّی صلاة لم یقرأ فیها بفاتحة الکتاب، فهی خداج- ثلاثاً- غیر تمام».

و فی لفظ الشافعی: «کلّ صلاة لم یقرأ فیها بأمّ القرآن فهی خداج». الحدیث.

و فی لفظ أحمد: «أیّما صلاة لا یقرأ فیها بفاتحة الکتاب فهی خداج، ثمّ هی خداج، ثمّ هی خداج».

راجع «2»: مسند أحمد (2/241، 285)، کتاب الأُمّ للشافعی (1/93)، موطّأ مالک (1/81) المدوّنة الکبری (1/70)، صحیح مسلم (1/155، 156)، سنن أبی داود (1/130)، سنن ابن ماجة (1/277)، سنن الترمذی (1/42)، سنن النسائی (2/135)،

 

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 250

سنن البیهقی (2/38، 39، 40، 159، 167)، مصابیح السنّة (1/57).

3-عن أبی هریرة قال: إنّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم أمره أن یخرج فینادی: لا صلاة إلّا بقراءة فاتحة الکتاب. فما زاد.

أخرجه «1» أحمد فی المسند (2/428)، الترمذی فی صحیحه (1/42)، أبو داود فی سننه (1/130)، البیهقی فی سننه (2/37، 59)، و الحاکم فی المستدرک (1/239) و قال: صحیح لا غبار علیه.

4-عن عائشة مرفوعاً: «من صلّی صلاة لم یقرأ فیها بأمّ القرآن فهی خداج».

أخرجه «2» أحمد فی مسنده (6/142، 275)، و ابن ماجة فی سننه (1/277). و یوجد فی کنز العمّال (4/95، 96) من طریق عائشة، و ابن عمر، و علیّ، و أبی أمامة نقلًا عن أحمد، و ابن ماجة، و البیهقی، و الخطیب، و ابن حبّان، و ابن عساکر، و ابن عدی.

 

5-عن أبی سعید الخدری مرفوعاً: «لا صلاة لمن لم یقرأ فی کلّ رکعة الحمد و سورة فی فریضة أو غیرها» «3». صحیح الترمذی (1/32)، سنن ابن ماجة (1/277)، کنز العمّال (5/95).

6-عن أبی سعید قال: أمرنا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أن نقرأ بفاتحة الکتاب و بما تیسّر «4».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 251

سنن البیهقی (2/60)، سنن أبی داود (1/130)، تیسیر الوصول (2/223).

7-عن أبی قتادة قال: إنّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم کان یقرأ فی الرکعتین الأُولیین من الظهر و العصر بفاتحة الکتاب و سورة، و فی الأُخریین بفاتحة الکتاب.

و فی لفظ لمسلم و أبی داود: کان یصلّی بنا فیقرأ فی الظهر و العصر فی الرکعتین الأُولیین بفاتحة الکتاب و سورتین.

راجع «1»: صحیح البخاری (2/55)، صحیح مسلم (1/177)، سنن الدارمی (1/296)، سنن أبی داود (1/128)، سنن النسائی (2/165، 166)، سنن ابن ماجة (1/275)، سنن البیهقی (2/59، 63، 66، 193)، مصابیح السنّة (1/57) و صحّحه.

 

8-عن سمرة بن جندب قال: حفظت سکتتین فی الصلاة. و فی لفظ: حفظت سکتتین عن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: سکتة إذا کبّر الإمام حتی یقرأ، و سکتة إذا فرغ من فاتحة الکتاب و سورة عند الرکوع «2».

سنن أبی داود (1/124)، صحیح الترمذی (1/34)، سنن الدارمی (1/283)، سنن ابن ماجة (1/278)، سنن البیهقی (2/196)، مستدرک الحاکم (1/215)، مصابیح السنّة (1/56)، تیسیر الوصول (2/229).

9-عن رفاعة بن رافع قال: جاء رجل یصلّی فی المسجد قریباً من رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم ثمّ جاء فسلّم علی النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فقال له النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم: «أعد صلاتک

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 252

فإنّک لم تصلّ». فعاد فصلّی کنحو ممّا صلّی، فقال النبیّ، صلی الله علیه و آله و سلم: «أعد صلاتک فإنّک لم تصلّ». فقال: علّمنی یا رسول اللَّه کیف أُصلّی؟ قال: «إذا توجّهت إلی القبلة فکبّر ثمّ اقرأ بأمّ القرآن و ما شاء اللَّه أن تقرأ، فإذا رکعت فاجعل راحتیک علی رکبتیک و مکّن رکوعک و امدد ظهرک فإذا رفعت فأقم صلبک، و ارفع رأسک حتی ترجع العظام إلی مفاصلها، فإذا سجدت فمکّن سجودک، فإذا رفعت فاجلس علی فخذک الیسری، ثمّ اصنع ذلک فی کلّ رکعة و سجدة حتی تطمئنّ» و فی لفظ أحمد: «فإذا أتممت صلاتک علی هذا فقد أتممتها، و ما انتقصت من هذا من شی ء فإنّما تنقصه من صلاتک» «3».

سنن أبی داود (1/137)، سنن البیهقی (2/345)، مسند أحمد (4/340)، کتاب الأُم للشافعی (1/88)، مستدرک الحاکم (1/241، 242)، المحلّی لابن حزم (3/256).

و أخرج البخاری مثله من طریق أبی هریرة فی صحیحه (1/314)، و کذلک مسلم فی صحیحه (1/117)، و ذکره البیهقی فی سننه (2/37، 62، 122) نقلًا عن الشیخین.

10-عن وائل بن حجر قال: شهدت النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و أُتی بإناء- إلی أن قال: فدخل فی المحراب فصفّ الناس خلفه و عن یمینه و عن یساره ثمّ رفع یدیه حتی حاذتا شحمة أذنیه، ثمّ وضع یمینه علی یساره و عند صدره، ثمّ افتتح القراءة فجهر بالحمد، ثمّ فرغ من سورة الحمد فقال: آمین. حتی سمع من خلفه، ثمّ قرأ سورة أخری، ثمّ رفع یدیه بالتکبیر حتی حاذتا بشحمة أُذنیه، ثمّ رکع فجعل یدیه علی رکبتیه- إلی أن قال: ثمّ صلّی أربع رکعات یفعل فیهنّ ما فعل فی هذه. مجمع الزوائد (2/134).

11-عن عبد الرحمن بن أبزی قال: ألا أریکم صلاة رسول اللَّه؟ فقلنا: بلی.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 253

فقام فکبّر ثمّ قرأ، ثمّ رکع فوضع یدیه علی رکبتیه حتی أخذ کلّ عضو مأخذه، ثمّ رفع حتی أخذ کلّ عضو مأخذه، ثمّ سجد حتی أخذ کلّ عضو مأخذه، ثمّ رفع حتی أخذ کلّ عضو مأخذه، ثمّ سجد حتی أخذ کلّ عضو مأخذه، ثمّ رفع فصنع فی الرکعة الثانیة کما صنع فی الرکعة الأولی. ثمّ قال: هکذا صلاة رسول اللَّه.

أخرجه أحمد فی المسند «1» (3/407)، و ذکره الهیثمی فی مجمع الزوائد (2/130)

 

فقال: رجاله ثقات.

12-عن عبد الرحمن بن غنم قال: إنّ أبا مالک الأشعری قال لقومه: قوموا حتی أُصلّی بکم صلاة النبیّ، صلی الله علیه و آله و سلم، فصففنا خلفه و کبّر ثمّ قرأ بفاتحة الکتاب فسمع من یلیه، ثمّ کبّر فرکع، ثمّ رفع رأسه فکبّر، فصنع ذلک فی صلاته کلّها.

صورة مفصّلة بلفظ أحمد:

إنّ أبا مالک الأشعری جمع قومه فقال: یا معشر الأشعریّین اجتمعوا و اجمعوا نساءکم و أبناءکم أعلّمکم صلاة النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم صلّی لنا بالمدینة. فاجتمعوا و جمعوا نساءهم و أبناءهم، فتوضّأ و أراهم کیف یتوضّأ، فأحصی الوضوء إلی أماکنه حتی لمّا أن فاء الفی ء و انکسر الظلّ قام فأذّن، و صفّ الرجال فی أدنی الصفّ، و صفّ الولدان خلفهم، و صفّ النساء خلف الولدان، ثمّ أقام الصلاة فتقدّم فرفع یدیه و کبّر فقرأ بفاتحة الکتاب و سورة یسرّ بهما «2»، ثمّ کبّر فرکع فقال: سبحان اللَّه و بحمده. ثلاث مرّات ثمّ قال: سمع اللَّه لمن حمده، و استوی قائماً، ثمّ کبّر و خرّ ساجداً، ثمّ کبّر فرفع رأسه، ثمّ کبّر فسجد، ثمّ کبّر فانتهض قائماً، فکان تکبیره فی أوّل رکعة ستّ تکبیرات و کبّر حین قام إلی الرکعة الثانیة، فلمّا قضی صلاته أقبل علی قومه بوجهه

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 254

فقال: احفظوا تکبیری و تعلّموا رکوعی و سجودی؛ فإنّها صلاة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم التی کان یصلّی لنا کذی الساعة من النهار.

أخرجه «1» أحمد فی المسند (5/343)، و عبد الرزّاق و العقیلی کما فی کنز العمّال (4/221)، و ذکره الهیثمی فی المجمع (2/130).

13-أخرج أبو حنیفة و أبو معاویة و ابن فضیل و أبو سفیان عن أبی نضرة، عن سعید، عن النبیّ علیه السلام قال: «لا تجزی صلاة لمن لم یقرأ فی کلّ رکعة بالحمد للَّه و سورة فی الفریضة و غیرها». أحکام القرآن للجصّاص «2» (1/23).

 

14-عن أنس بن مالک: کان النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و أبو بکر و عمر یستفتحون القراءة بالحمد للَّه ربّ العالمین. کتاب الأُمّ للشافعی «3» (1/93).

 

15-عن علیّ بن أبی طالب قال: «من السنّة أن یقرأ الإمام فی الرکعتین الأُولیین من صلاة الظهر بأمّ الکتاب و سورة سرّا فی نفسه، و ینصت من خلفه و یقرءون فی أنفسهم، و یقرأ فی الرکعتین الأُخریین بفاتحة الکتاب فی کلّ رکعة و یستغفر اللَّه و یذکره و یفعل فی العصر مثل ذلک».

بهذا اللفظ حکاه السیوطی عن البیهقی کما فی کنز العمّال «4» (4/251) و فی السنن الکبری للبیهقی (2/168) لفظه: إنّه کان یأمر أو یحثّ أن یقرأ خلف الإمام فی الظهر و العصر فی الرکعتین الأُولیین بفاتحة الکتاب و سورة، و فی الرکعتین الأُخریین بفاتحة الکتاب. و قریباً من هذا اللفظ أخرجه الحاکم فی المستدرک «5» (1/239).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 255

16-عن عائشة قالت: کان النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم یفتتح الصلاة بالتکبیر و القراءة بالحمد للَّه ربّ العالمین.

راجع «1»: صحیح مسلم (1/142)، سنن أبی داود (2/125)، سنن ابن ماجة (1/271)، سنن البیهقی (2/113).

17-عن أبی هریرة قال: فی کلّ الصلاة یُقرأ، فما أسمعنا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أسمعناکم، و ما أخفی علینا أخفینا علیکم. و فی لفظ: فی کلّ صلاة قراءة «2».

مسند أحمد (2/348)، صحیح مسلم (1/116)، سنن أبی داود (1/127)، سنن النسائی (2/163)، سنن البیهقی (2/40) عن مسلم، و فی (ص 61) عن البخاری، تیسیر الوصول (2/228).

18-عن أبی هریرة قال: إنّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم کان یفتتح القراءة بالحمد للَّه ربّ العالمین. أخرجه «3» ابن ماجة فی سننه (1/271).

 

و أخرجه الدارمی من طریق أنس بن مالک مع زیادة فی سننه (1/283)، و النسائی فی سننه (2/133)، و الشافعی فی کتاب الأمّ (1/93).

19-عن عمرو بن شعیب، عن أبیه، عن جدّه عبد اللَّه بن عمرو بن العاصی مرفوعاً: «کلّ صلاة لا یُقرأ فیها بفاتحة الکتاب فهی خداج، فهی خداج، فهی خداج». و فی لفظ أحمد: «فهی خداج، ثمّ هی خداج، ثمّ هی خداج».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 256

أخرجه «1»: أحمد فی المسند (2/204، 215)، و ابن ماجة فی سننه (1/278).

 

20-أخرج أبو داود فی سننه «2» (1/119) من طریق علیّ بن أبی طالب رضی الله عنه عن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أنّه کان إذا قام إلی الصلاة کبّر و رفع یدیه حذو منکبیه، و یصنع [مثل ] «3» ذلک إذا قضی قراءته و إذا أراد أن یرکع.

21-کان أبو حمید الساعدی فی عشرة من أصحاب رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم منهم أبو قتادة، فقال أبو حمید: أنا أعلمکم بصلاة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، کان رسول اللَّه إذا قام إلی الصلاة یرفع یدیه حتی یحاذی بهما منکبیه، ثمّ یکبّر حتی یقرّ کلّ عظم فی موضعه معتدلًا، ثمّ یقرأ ثمّ یکبّر فیرفع یدیه حتی یحاذی بهما منکبیه ثمّ یرکع- ثمّ ذکر کیفیّة الرکوع و السجدتین- فقال: ثمّ یصنع فی الرکعة الأخری مثل ذلک «4».

سنن أبی داود (1/116)، سنن الدارمی (1/313)، سنن ابن ماجة (1/283) و ذکر شطراً منه، سنن البیهقی (2/72)، مصابیح السنّة (1/54).

22-عن جابر بن عبد اللَّه قال: یقرأ فی الأُولیین بفاتحة الکتاب و سورة و فی الأُخریین بفاتحة الکتاب. قال: و کنّا نحدّث أنّه لا صلاة إلّا بفاتحة الکتاب فما فوق ذاک. و فی لفظ الطبرانی: سنّة القراءة فی الصلاة أن یقرأ فی الأُولیین بأُمّ القرآن و سورة، و فی الأخریین بأُمّ القرآن.

سنن البیهقی (2/63) فقال: و روینا ما دلّ علی هذا عن علیّ بن أبی طالب و عبد اللَّه بن مسعود و عائشة. و أخرجه «5» ابن أبی شیبة کما فی کنز العمّال: (4/209،

 

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 257

250)، و رواه الطبرانی باللفظ المذکور کما فی مجمع الزوائد (2/115).

23- عن جابر بن عبد اللَّه: من صلّی رکعة لم یقرأ فیها بأُمّ القرآن فلم یصلّ، إلّا وراء إمام «1».

صحیح الترمذی (2/42)، و صحّحه، موطّأ مالک (1/80)، المدوّنة الکبری لمالک (1/70)، سنن البیهقی (2/160)، تیسیر الوصول (2/223).

24-عن عبد اللَّه بن عمر مرفوعاً: «من صلّی مکتوبة أو سبحة فلیقرأ بأُمّ القرآن و قرآن معها، و من صلّی صلاة لم یقرأ فیها فهی خداج- ثلاثا-».

أخرجه» عبد الرزاق کما فی کنز العمّال (4/96) و حسّنه.

 

25-عن أبی هریرة مرفوعاً: «لا تجزئ صلاة لمن لم یقرأ فیها بفاتحة الکتاب».

و فی لفظ الدارقطنی «3» و صحّحه: «لا تجزئ صلاة لا یقرأ الرجل فیها فاتحة الکتاب». و فی لفظ أحمد «4»: «لا تُقبل صلاة لا یُقرأ فیها بأمّ الکتاب».

کنز العمّال «5» (4/96) نقلًا عن جمع من الحفّاظ.

 

26- عن أبی الدرداء: أقرأ فی الرکعتین الأُولیین من الظهر و العصر و العشاء الآخرة فی کلّ رکعة بأمّ القرآن و سورة، و فی الرکعة الآخرة من المغرب بأمّ القرآن. کنز العمّال «6» (4/207).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 258

27-عن حسین بن عرفطة مرفوعاً: «إذا قمت فی الصلاة فقل: بسم اللَّه الرحمن الرحیم، ألحمد للَّه ربّ العالمین. حتی تختمها، قل هو اللَّه أحد إلی آخرها». أخرجه الدارقطنی «1» کما فی کنز العمّال «2» (4/96).

28- عن ابن عبّاس: «لا تصلّینّ صلاة حتی تقرأ بفاتحة الکتاب و سورة، و لا تدع أن تقرأ بفاتحة الکتاب فی کلّ رکعة» «3». أخرجه عبد الرزّاق کما فی الکنز (4/208).

29- عن ابن سیرین قال: إنّ ابن مسعود کان یقرأ فی الظهر و العصر فی الرکعتین الأُولیین بفاتحة الکتاب و سورة فی کلّ رکعة، و فی الأُخریین بفاتحة الکتاب.

ذکره الهیثمی فی مجمع الزوائد (2/117) فقال: رجاله ثقات إلّا أنّ ابن سیرین لم یسمع من ابن مسعود.

30- عن زیدین ثابت قال: القراءة سنّة، لا تخالف الناس برأیک. أخرجه الطبرانی فی الکبیر «4». کما فی مجمع الزوائد (2/115).

هذه سنّة نبیّ الإسلام فی قراءة الفاتحة فی کلّ رکعة من الفرائض و النوافل، و علی هذه فتاوی أئمّة المذاهب، و إلیک نصوصها: