اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۷ اسفند ۱۴۰۲

نماز گزاردن ابوبکر بر جنازه فاطمه(س)

متن فارسی

بر بنیاد آنچه در ” سیره حلبی ” ج 3 ص 390 آمده، واقدی می نویسد نزد ما ثابت‌است که علی کرم الله وجهه خودش او (ض) را شبانه دفن کرد و بروی نماز گزارد و عباس و فضل نیز با او بودند و کسی دیگر را خبر نکردند .  و هم ابن‌حجر در اصابه 379 / 4 و زرقانی در شرح مواهب 207 / 3 می نویسند واقدی از طریق شعبی آورده است که ابوبکر بر فاطمه نماز گزارد و این حدیث هم ضعیف‌است و هم زنجیره اش گسیختگی دارد . ونیز برخی از متروکان از مالک و او ازجعفر بن محمد و او از پدرش مانند حدیث بالا را روایت کرده اند ولی دارقطنی و ابن عدی سخن آنان را بی پایه شمرده اند و بخاری از عایشه روایت کرده که چون فاطمه درگذشت همسرش علی شبانه او را دفن کرد و بوبکر را خبر نکرد و خود بر وی نماز گزارد .
امینی‌گوید: حدیث مالک از جعفر بن محمد را در ج 5 ص 350 ط 2 با این عبارت آوردیم: ” شب بود که فاطمه درگذشت پس بوبکر و عمر و گروهی بسیار بیامدند بوبکر به علی گفت پیش بیفت ونماز بگزار گفت نه بخدا من پیش نمی افتم تو جانشین رسول خدایی پس بوبکر جلو افتاد و بانگ به چهار تکبیر برداشته بر او نماز گزارد ” ما همانجاروشن کردیم که این روایت از بافته های عبد الله بن محمد قدامی مصیصی است که ذهبی نیز در میزان – 7 / 2 – آن را از گرفتاری های آفریده شده با دست او می داند . آن را از گرفتاری های آفریده شده با دست او می داند.
و برای همان خشمناکی فاطمه بود که در آن روز راه نداد عایشه- گرامی دختر بوبکر- به خانه وی در آید- تا چه رسد به پدرش- که چون خواست وارد شود اسماء جلوی او را گرفت و گفت داخل مشو او شکایت به بوبکر برد و گفت این زن خثعمی میان ما و دختر رسول خدا (ص) مانع می شود پس بوبکر بر در خانه ایستاد و گفت: اسماء چه تو را بر آن داشته که نگذاری زنان پیامبر (ص) درخانه رسول خدا (ص) وارد شوند و برای فاطمه هودج عروسان را درست کرده ای؟
گفت او خودش به من دستور داده که هیچکس را به خانه او راه ندهم و چنان چیزی برای او بسازم.
بنگرید به استیعاب 2/772، ذخائر العقبی ص 53 اسد الغابة 5/524، تاریخ الخمیس 1/313، کنز العمال 7/114، شرح صحیح مسلم از سنوسی 6/281 و شرح مسلم از آبی 6/282، اعلام النساء 3/1221.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 7 ص 305)

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 305

بلغت من موجدتها أنّها أوصت بأن تُدفَن لیلًا، و أن لا یدخل علیها أحد، و لا یصلّی علیها أبو بکر، فدفنت لیلًا و لم یشعر بها أبو بکر، و صلّی علیها علیّ و هو الذی غسّلها مع أسماء بنت عمیس «1».

و قال الواقدی کما فی السیرة الحلبیّة «2» (3/390): ثبت عندنا أنّ علیّا- کرّم اللَّه وجهه دفنها لیلًا و صلّی علیها و معه العبّاس و الفضل، و لم یُعلموا بها أحداً.

و قال ابن حجر فی الإصابة (4/379)، و الزرقانی فی شرح المواهب (3/207): روی الواقدی من طریق الشعبی قال: صلّی أبو بکر علی فاطمة. و هذا فیه ضعف و انقطاع، و قد روی بعض المتروکین عن مالک عن جعفر بن محمد عن أبیه نحوه و وهّاه الدارقطنی و ابن عدی «3»، و قد روی البخاری عن عائشة: أنّها لمّا توفّیت دفنها زوجها علیّ لیلًا، و لم یؤذن بها أبا بکر، و صلّی علیها.

قال الأمینی: حدیث مالک عن جعفر بن محمد أسلفناه فی الجزء الخامس صحیفة (350) و لفظه: توفّیت فاطمة لیلًا، فجاء أبو بکر و عمر و جماعة کثیرة، فقال أبو بکر لعلیّ: تقدّم فصلِّ. قال: لا و اللَّه لا تقدّمت و أنت خلیفة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، فتقدّم أبو بکر فصلّی أربعاً. و قد بیّنا هنالک أنّه من موضوعات عبد اللَّه بن محمد القدامی المصّیصی کما عدّه الذهبی فی المیزان «4» (2/7) من مصائبه.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 306

و من جرّاء تلک الموجدة منعت عن أن تدخلها یوم ذاک عائشة کریمة أبی بکر فضلًا عن أبیها، فجاءت تدخل فمنعتها أسماء فقالت: لا تدخلی. فشکت إلی أبی بکر و قالت: هذه الخثعمیّة تحول بیننا و بین بنت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، فوقف أبو بکر علی الباب و قال: یا أسماء ما حملک علی أن منعت أزواج النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم أن یدخلن علی بنت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم، و قد صنعتِ لها هودج العروس؟ قالت: هی أمرتنی أن لا یدخل علیها أحد، و أمرتنی أن أصنع لها ذلک.

راجع «1»: الاستیعاب (2/772)، ذخائر العقبی (ص 53)، أُسد الغابة (5/524)، تاریخ الخمیس (1/313)، کنز العمّال (7/114)، شرح صحیح مسلم للسنوسی (6/281)، شرح الآبی لمسلم (6/282)، أعلام النساء (3/1221).