logo-samandehi

هر که ابوبکر را در خواب دید یقینا او را دیده است

4- احمد پسر عبید پسر ناصح نحوى که یاقوت در المعجم 3/228 او را یاد کرده و مى نویسد گفته اند که سخن او در آن چه بازگو مى کند سست است و به گفته حافظ ابن عدى: وى از زبان اصمعى و قرقسانى گزارش هائى ناستوده بازگو مى کرده.

و حافظ ابو احمد گفته: در بیشتر گزارش هاى وى از او پیروى نشده است و ابن حجر در تهذیب التهذیب 1/60 سخن ابن عدى و ابو احمد را آورده و مى افزاید حاکم ابو عبد اللّه گفته: استادان ما از بازگو گرى از زبان او خوددارى نموده اند و ابن حبان گفته: چه بسا ناسازگارى نموده و ذهبى گفته: سخن او پشتوانه نیست.

و سیوطى در بغیه الوعاة 5/144 مى نویسد: ابن عیسى گفته که وى گزارش هائى ناستوده داشته و از زبان مردانى شایسته پشتگرمى آورده است که حذیفه گفت شنیدم برانگیخته خدا (ص) مى گفت هر که مرا در خواب دید به راستى مرا دیده که البته اهریمن نتواند خود را مانند من بنماید و هر که ابوبکر راست رو را در خواب دید به راستى او را دیده زیرا البته اهریمن نتواند خود را مانند او بنماید.

امینى گوید: اینان هیچ ویژگى اى براى پیامبران -برگزیدگان آدمیان- نگذاشتند مگر آن که مردمانى را انباز ایشان در آن ها گردانیدند که در دورى از همه گناهان و در پاکى و سرمایه هاى روانى بزرگوارانه و در خوى هاى برتر همانند ایشان نبودند.

بخارى و مسلم این سخن پیامبر را «هر که مرا در خواب دید به راستى مرا دیده زیرا اهریمن خود را مانند من ننماید» آورده اند و پاسداران گزارش ها با زنجیره هائى درست که جاى ناخن زدن ندارد آن را گزارش کرده اند و چنان چه در شرح مناوى آمده سیوطى آن را متواتر شمرده و پیشوایان این هنر نیز آن را از برترى ها و ویژگى هائى که تنها در برانگیخته خدا (ص) است دانسته اند و در روشنگرى رازهاى آن به گستردگى سخن گفته اند و سیوطى نیز در الخصایص الکبرى 2/258 آن را از ویژگى هاى وى شمرده و بخشى نگاشته است زیر نشانى «و از ویژگى هاى او آن است که هر کس او را (ص) در خواب دید به راستى او را دیده» و هیچ یک از روشنگران این گزارش را -چه از پیشینیان دور و چه از پسینیانشان- نیافتم از آن گزارش ساختگى که خطیب در سده پنجم آورده است نشانى داده باشد که گوئى همگى از آن روى گردانیده و ساختگى و دروغ بودن آن را دریافتند جز این که خطیب خوش مى داشته آن را بازگو کند و چنان چه برنامه او در بازگوگرى گزارش ها در برترى این و آن -به جز آنجا که از خاندان پاک پیامبر باشد!- است به هیچ روى سخنى در کژى و کاستى هاى زنجیره آن نگفته است و شگفت تر آن که ابن حجر نیز در لسان المیزان 2/403 در سرگذشت خلف پسر عامر مى نویسد: وى از محمد پسر اسحاق پسر مهران با زنجیره اى درست گزارش کرده است …» با آن که خود وى سرگذشت سه تن از میانجیان زنجیره را به گونه اى که شنیدى نوشته است.

بدین گونه است که دست تبهکارانى که به گزاف گوئى در برتر شمارى این و آن مى پردازند بر سپرده هاى کیش و دانش داغ مى نهد. پس واى بر ایشان از آنچه دستشان نوشت و واى بر ایشان از آن چه به دست مى آرند «1»

(الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 71

رفتن به بالا