اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۷ اسفند ۱۴۰۲

واجب بودن محبت ابوبکر، عمر، عثمان و علی(ع)

متن فارسی

ابن حجر پس از نوشتن خلاصه سخن ” ابو عمر “می نویسد “: درباره روایت عبد الله ابن عمر چنین نیز گفته شده که لازمه این کهدر آن هنگام (یعنی زمان پیامبر (ص) علی را از دیگران بر تر نمی دانسته اند، آن نیست که هیچ گاه و بعدا برتر ندانسته باشند. وآن اجماع پس از زمانی که ابن عمر معین می کند صورت گرفته است. بنابر این، حدیث عبد الله ابن عمر از نادرستی بیرون میآید “.ابن حجر و کسی که بر سخن ” ابو عمر ” حاشیه زده، ندانسته اند اجماعی که از آن یاد می کنند، بر اساس و به استناد خصال وکردار و سابقه ای صورت گرفته که امیر المومنین علی (ع) در زمان پیامبر (ص)- همان زمان که عبد الله بن عمر از اعلام برتریشبر دیگران خود داری کرده و سکوت نموده-داشته است نه به اعتبار فضائل یا کرداری که بعدها کسب کرده و بروز داده باشد، بهاستناد و بر مبنای همان فضائل و خصالی که قرآن و سنت ازآن تمجید کرده اند. بنابر این اگر از اعلام برتری وی پس از ابو بکر وعمر و عثمان بر دیگران خود داری و سکوت نموده باشند، به معنی این است که او را همواره و بعدها نیز چنین شمرده اند. دراجماعی که صورت گرفته هر گاه او را به خاطر فضائل و خصال وروحیه و تفوق اخلاقیش که در قرآن و سنت به شرح آمده بردیگران برتر دانسته اند چون آن فضائل و خصال را در تمام ادوار حیاتش خواه در دوره پیامبر (ص) و خواه روز وفاتش یا پس از آن داشته برتریش بر همگان همیشگی است و اختصاص به زمان معینی ندارد، و گر نه، درصورتی که او را- در اجماعی که کرده اند- به خاطر سالخوردگی و امثال آن برتر دانسته و ترجیح داده اند، این ملاک ها وموازین چیزی نیست که در تشخیص و تعیین مرتبه اشخاص معتبر باشد. و مانه اینها را به رسمیت می شناسیم و نهاو را با این موازینتباه و سخیف بر دیگران برتری می دهیم و اینها همان ملاک ها و موازین تقلبی و پوچی است که آن جماعت در سقیفه و روزبیعت ابوبکر، به وسیله اش مردم ساده دل را به دام انداختند و تا امروز بر پای خرد ساده لوحان می بندند.
کاش کسی که بر ایراد ” ابو عمر ” بر حدیث عبدالله بن عمر حاشیه زده و توجیهی برای تصحیح حرف عبد الله بن عمر ساخته، اگرنمی خواست به همه آنچه در قرآن درباره مولای متقیان آمده و احادیث صحیح و ثابتی که درباره وی هست باور داشته باشد، حداقل آنچه را علمای حدیث جماعت خودش از قول ” انس ” آورده اند تصدیق می کرد و بر اساس آن، و درباره حدیث عبد الله بنعمر سخن می گفت “. انس ” می گوید “: رسول خدا (ص) فرمود: خدا دوست داشتن ابوبکر و عمر و عثمان و علی را همانگونهبرایتان واجب شمرده که نمازو زکات و روزه و حج را واجب شمرده است. بنابر این، هر کس برتری آنان را انکار نماید، نماز وزکات و روزهو حجش درست و پذیرفته نخواهد بود “چه فرق فاحشی است میان نظر عبد الله بن عمر با عقیده و گفته پدرش عمر درباره علی بن ابی طالب (ع) که ” این مولای من ومولای هر مومنی است. هر که او مولایش نیست مومن نیست “.
(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ،ج10،ص15)

متن عربی

و قال ابن حجر «7» بعد ذکر محصّل کلام أبی عمر هذا: و تعقّب أیضاً بأنّه

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 15

لا یلزم من سکوتهم إذ ذلک عن تفضیله عدم تفضیله علی الدوام، و بأنّ الإجماع المذکور إنّما حدث بعد الزمن الذی قیّده ابن عمر، فیخرج حدیثه عن أن یکون غلطاً. انتهی.

عزب عن ابن حجر و من تعقّب أبا عمر أنّ الإجماع الحادث المذکور لم یکن إلّا لتلکم السوابق التی کان یحوزها مولانا أمیر المؤمنین یوم سکت ابن عمر عن اختیاره و لم تکن لها جدّة؛ و إنّما هی هی التی أثنی علیها الکتاب و السنّة، فیلزم من سکوتهم إذ ذاک عن تفضیله بعد الثلاثة عدم تفضیله علی الدوام، فإن کان مدار الإجماع علی اختیاره علیه السلام یوم اختاروه هو ملکاته، و نفسیّاته، و سبقه فی الفضائل و الفواضل المفصّلة فی الکتاب و السنّة فهی لا تفارقه علیه السلام و هو المختار بها علی الکلّ فی أدوار حیاته یوم فارق النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم الدنیا، و هلمّ جرّا. و إن کان المدار غیر ذلک من الشیخوخة و الکبر و أمثالهما فذلک شی ء لا نعرفه، و لا نفضّله علیه السلام علی غیره بهذه التافهات التی هی شرک القوم اقتنصت بها بسطاء أُمة محمد صلی الله علیه و آله و سلم یوم بیعة أبی بکر حتی الیوم.

و لیت من تعقّب ابن عبد البرّ إن لم یکن یأخذ بکلّ ما جاء فی علیّ أمیر المؤمنین من الکتاب و السنّة الصحیحة الثابتة کان یأخذ بما جاء به قومه عن أنس فحسب ثم یحکم فیما جاء به ابن عمر، قال أنس: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: إنّ اللَّه افترض علیکم حبّ أبی بکر، و عمر، و عثمان، و علیّ، کما افترض الصلاة و الزکاة و الصوم و الحجّ، فمن أنکر فضلهم فلا تقبل منه الصلاة و لا الزکاة و لا الصوم و لا الحج «1».

الریاض النضرة «2» (1/29).

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 16

و شتّان بین رأی ابن عمر و بین قول أبیه فی علیّ علیه السلام: هذا مولای و مولی کلّ مؤمن، من لم یکن مولاه فلیس بمؤمن. راجع ما مضی (1/341) الطبعة الأولی و (1/382) الطبعة الثانیة.