اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ فروردین ۱۴۰۳

ولادت و وفات شریف مرتضى

متن فارسی

سرورمان شریف مرتضی در رجب سال 355 پا بجهان نهاد، و در روز یکشنبه 25 ربیع الاول سال 436 دارفانی را وداع گفت، این گفت مؤرخین است جز اینکه اختلاف ناچیزی در سخن برخی مشهود است که مورد توجه قرار نگرفته است، «3» فرزندش بر او نماز خواند و پیکر شریف او را ابو الحسین نجاشی در معیت شریف ابو یعلی محمد بن حسن جعفری و سلار بن عبد العزیز دیلمی غسل دادند (رک:رجال نجاشی 193) و غروب همان روز در خانه خودش بامانت بخاک رفت، سپس به بارگاه مقدس حسینی منتقل و در کنار پدر و برادرش شریف رضی دفن شد، مقبره مخصوص آنان در حائر شریف حسینی معروف و مشهور بوده است، آن چنانکه در عمدة الطالب و صحاح الاخبار و درجات الرفیعه یاد شده است.

درباره سید مرتضی سخنان بی‌اساسی هم گفته شده، از جمله: نسبت اعتزال و یا تمایل باین مذهب را بدو بسته‌اند، و یا گویند کتاب «نهج البلاغه» از ساخته‌ های او است از متقدمین: مانند ابن حزم و ابن جوزی و ابن خلکان و ابن کثیر و ذهبی، و برخی از متأخرین هم بر قالب آنان خشت زده‌اند «1». و از آنجا که بر این سخنان واهی خود گواهی اقامه نکرده‌اند، و تألیفات شریف مرتضی باعتراف محققین و صاحب نظران بر خلاف این دعاوی صراحت کامل دارد، از بحث کردن در پیرامون آن خودداری کردیم، چنانکه در شرح حال شریف رضی، چگونگی جمع ‏آوری کتاب «نهج البلاغه» را بوسیله او باثبات رساندیم.

ابن کثیر، در «بدایه و نهایه» ج 12/53 بهنگام ترجمه شریف مرتضی، نسبتهای ناروا و دشنامهای شرم‏آوری به ابن خلکان داده است که چرا شریف مرتضی را باثنا و ستایش یاد کرده، آنچنانکه سایر بزرگان شیعه را نیز به نیکی یاد می‌کرده است، البته «از کوزه همان برون تراود که در اوست» ما در اینجا به یاوه‌های او پاسخ دیگری نمی‌دهیم، جز آنچه قرآن مجید فرماید: (و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما).

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 371

متن عربی

ولادته و وفاته:

وُلد سیّدنا المرتضى فی رجب سنة (355) و توفّی یوم الأحد (25) ربیع الأوّل سنة (436) و على هذا جلُّ المؤرِّخین لو لا کلّهم. نعم؛ هناک خلاف یسیر ( «3») لا یُعبأ به، و صلّى علیه ابنه، و تولّى غسله أبو الحسین النجاشی و معه الشریف أبو یعلى محمد ابن الحسن الجعفری و سلّار بن عبد العزیز الدیلمی کما فی رجال النجاشی ( «4») (ص 193)، و دفن فی داره عشیّة ذلک النهار، ثمّ نُقل إلى الحائر المقدّس و دُفن فی مقبرتهم، و کان قبره هناک کقبر أبیه و أخیه الشریف الرضی ظاهراً معروفاً مشهوراً،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 371

کما فی عمدة الطالب ( «1»)، و صحاح الأخبار، و الدرجات الرفیعة ( «2»).

و هناک فتاوى مجرّدة من قذف سیّدنا المترجم بالاعتزال تارةً و بالمیل إلیه أخرى، و بنسبة وضع کتاب نهج البلاغة إلیه طوراً من أبناء حزم و جوزیٍّ و خلّکان و کثیر و الذهبیّ و من لفّ لفّهم من المتأخِّرین ( «3»)، و بما أنّها دعاوى فارغة غیر مدعومة بشاهد، و کتب سیّدنا الشریف تهتف بخلافها، و من عرفه من المنقِّبین لا یشکُّ فی ذلک، و قد أثبتنا نسبة نهج البلاغة إلى الشریف الرضی بترجمته، نضرب عن تفنید تلکم الهَلْجات ( «4») صفحاً.

و لابن کثیر فی البدایة و النهایة ( «5») (12/53) عند ذکر السیّد سباب مقذع، و تحامل على ابن خلّکان فی ثنائه علیه جریاً على عادته المطّردة مع عظماء الشیعة- و کلُّ إناء بالذی فیه ینضحُ، و نحن لا نقابله إلّا بما جاء به الذکر الحکیم: (وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) ( «6»).