اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۱ خرداد ۱۴۰۲

ویژگی‌های ظاهری سید حمیری

متن فارسی

سید حمیرى، گندم گون و خوش اندام و سپید دندان و پر مو و خوش‏رو و گشاده جبین و درشت شانه و شیرین سخن و خوش گفتار بود و چون در انجمنى به گفتگو می‌پرداخت هر کس از سخن او بهره‌اى می‌برد، وى از خوش بزم‏ترین مردم بود.

شیبان بن محمّد حرّانى که ملقب به بعوضه و از سادات «ازد» بود گفته است:
سید همسایه من بود: وى سیه چرده و با جوانان قبیله نیز همدم بود: و در میان آنان جوانى زنگى رخسار و درشت بینى و بزرگ لب بود.
سید نیز بغلى گندیده داشت این دو با هم مزاح می‌کردند. سید به آن جوان می‌گفت: لب و بینى تو چون زنگیان است و آن جوان می‌گفت: تو نیز زنگى رنگ و گندیده بغلى، پس سید سرود:

روزى که رباح «1» را می‌فروختیم، لبان درشت و بینى زشتش را به تو سپرد سهم من نیز از او بوى بد بغل و رنگ سیاه رسواگر بود.
بیا و معامله‌اى پر سود کن و بینیت را با آغوش من عوض کن، زیرا تو بدبینى تر از همه مردمى و آغوش من نیز بدترین آغوشها است. اغانى جلد 7 صفحه 331، امالى ابن شیخ صفحه 43

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 384

متن عربی

صفته فی خلقته:

کان السیِّد الحمیری أسمر، تامَّ القامة، أشنب «1» ذا وَ فرَةٍ «2»، جمیل الوجه،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 385

رحیب الجبهة، عریض ما بین السالفتین، حسن الألفاظ، جمیل الخطاب، إذا تحدّث فی مجلس قوم أعطى کلَّ رجل فی المجلس نصیبه من حدیثه، و کان من أظرف الناس.

قال شیبان بن محمد الحرّانی- و کان یُلقّب بعُوضة [و صار] «1» من سادات الأزد-: کان السیِّد جاری و کان أدلَم، و کان ینادم فتیاناً من فتیان الحیِّ فیهم فتىً مثلُه أدلَم غلیظ الأنف و الشفتین مُزنّج الخِلقة. و کان السیّد من أنتَنِ الناس إبطین، و کانا یتمازحان، فیقول له السیِّد: أنت زنجیُّ الأنف و الشفتین. و یقول الفتى للسیِّد: أنت زنجیُّ اللون و الإبطین. فقال السیِّد:

أعارَکَ یومَ بِعناهُ رَبَاحٌ «2»             مشافرَهُ و أنفک ذا القبیحا

و کانت حصّتی إبطَیَّ منه             و لوناً حالکاً أمسى فضُوحا

فهل لک فی مُبادَلَتیک إبطی             بأنفک تَحمدُ البیع الربیحا

فإنّک أقبحُ الفتیانِ أنفاً             و إبطی أنتنُ الآباطِ ریحا

 

الأغانی «3» (7/331)، أمالی ابن الشیخ «4» (ص 43).