اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۱ خرداد ۱۴۰۳

پاسخ کوبنده جاریه بن قدامه به معاویه

متن فارسی

حافظ ابن عساکر در تاریخش روایتی ثبت کرده از طریق عبد الملک بن عمیر. می گوید: جاریه بن قدامه سعدی نزد معاویه آمد. معاویه از او پرسید: تو کیستی؟ گفت جاریه بن قدامه. گفت: تو مگر زنبوری بیش هستی؟ گفت: تو مرا به گزنده شیرین دهان تشبیه می کنی، به خدا معاویه ماده سگی بیش نیست که عوعو کنان سگهای نر را بسوی خویش می خواند، و امیه جز تصغیر ” امه “(یعنی کنیز) نیست. 
از قول فضل بن سوید نیز می نویسد: جاریه بن قدامه به نمایندگی نزد معاویه رفت. معاویه به او گفت: تو همراه علی بن ابی طالب براه افتاده ای و شعله آتش افروخته و در دهکده های عربی گشته و خونشان را ریخته ای. جاریه گفت معاویه دست از علی بردار. علی را ازوقتی دوستدارش گشته ایم هرگز بد خواهش نشده ایم و از وقتی همراهش شدهایم دورنگی و دغلی با وی ننموده ایم. معاویه گفت: وای بر تو جاریه خانواده ات وقتی اسمت را جاریه (کنیز) گذاشتند چقدر به تو اهانت نمودند گفت: تو ای معاویه چقدر حقیرت شمردند خانواده ات وقتی که معاویه نامت دادند  … این را به تمامی و با آن قبلی سیوطی در تاریخ الخلفا نوشته است. ابن عبد ربه به این عبارت نوشته است: معاویه به جاریه گفت: خانواده ات وقتی اسمت راجاریه گذاشتند جقدر به تو اهانت نمودند گفت: تو را خانواده ات چقدر حقیر شمردند که معاویه نام دادند که به سگ ماده می گویند. گفت: ای بی مادر گفت مادرم مرا برای شمشیرهائی به دنیا آورده که وقتی به نزدت آمدیم در دست داشتیم. گفت: مرا تهدید می کنی؟ گفت: (به خدا دل هائی که با آن به تو کینه می ورزیدیم هنوز در اندرون ما است و شمشیرهائی که به وسیله اش باتو جنگیدیم در دستمان است) تو به زورکشورمان را نگشوده ای و با قدرت قهریه بر ما تسلط نیافته ای، بلکه عهد با ما بسته ای و التزام سپرده ای و در ازایش تعهد اطاعت وفرمانبرداری کرده ایم، اگر به تعهدتوفا کنی به عهدمان وفا خواهیم نمود و در صورتی که جز این باشد و به کار دیگری متوسل شوی باید بدانی که ما که اینجا آمده ایم مردانی سر سخت و پرخاشگر و زبان آورانی قاطع را پشت سر نهادیم. معاویه گفت: خدادر میان مردم مثل تو را زیاد نکند. گفت: حرف خردمندانه بزن و احترام ما را نگهدار و چنین نفرین زشتی نکن
 

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 243 و 244

متن عربی

68- أخرج الحافظ ابن عساکر فی تاریخه «3» من طریق عبد الملک بن عمیر قال: قدم جاریة بن قدامة السعدی علی معاویة، فقال: من أنت؟ قال: جاریة بن قدامة. قال: و ما عسیت أن تکون هل أنت إلّا نحلة؟ قال: لا تقل فقد شبّهتنی بها حامیة اللسعة حلوة البصاق، و اللَّه ما معاویة إلّا کلبة تعاوی الکلاب، و ما أُمیّة إلّا تصغیر أَمة.

و أخرج عن الفضل بن سوید قال: وفد جاریة بن قدامة علی معاویة، فقال له معاویة: أنت الساعی مع علیّ بن أبی طالب، و الموقد النار فی شعلک، تجوس قری عربیّة تسفک دماءهم؟ قال جاریة: یا معاویة دع عنک علیّا فما أبغضنا علیّا منذ

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 244

أحببناه، و لا غششناه منذ صحبناه. قال: ویحک یا جاریة ما کان أهونک علی أهلک إذ سمّوک جاریة! قال: أنت یا معاویة کنت أهون علی أهلک إذ سمّوک معاویة. إلی آخره. و ذکره بطوله و ما قبله السیوطی فی تاریخ الخلفاء «1» (ص 133).

و فی لفظ ابن عبد ربّه: قال معاویة لجاریة: ما کان أهونک علی أهلک إذ سمّوک جاریة! قال: ما کان أهونک علی أهلک إذ سمّوک معاویة و هی الأُنثی من الکلاب! قال: لا أُمّ لک. قال: أُمّی ولدتنی للسیوف التی لقیناک بها فی أیدینا، قال: إنّک لتهدّدنی؟- قال: أما و اللَّه إنّ القلوب التی أبغضناک بها لبین جوانحنا، و السیوف التی قاتلناک بها لفی أیدینا- إنّک لم تفتتحنا قسراً، و لم تملکنا عنوة، و لکنک أعطیتنا عهداً و میثاقاً، و أعطیناک سمعاً و طاعة، فإن وفیت لنا وفینا لک، و إن فزعت إلی غیر ذلک فإنّا ترکنا وراءنا رجالًا شداداً و ألسنة حِداداً. قال له معاویة: لا کثّر اللَّه فی الناس أمثالک. قال جاریة: قل معروفاً و راعنا فإنّ شرّ الدعاء المحتطب.

العقد الفرید «2» (2/143) فی مجاوبة الأُمراء و الردّ علیهم، و ذکره الأبشیهی قریباً من هذا اللفظ فی المستطرف «3» (1/73) و ما ذکرناه بین الخطّین من لفظه.