logo-samandehi

پیروی اهل تسنن از افکار ابوبکر در انتخاب خلیفه و امام

پیروی سنیان از برداشت ابوبکر

و بر این بنیادی که از جانشینی پیامبر در می یابیم برداشت خلیفه نخست و پیروان او ستمگرانه نیست و دل را نمی سوزاند که می گویند:گزینش کهتران و برتری دادن ایشان بر کسانی که برترند، درست است و آن را که پس تر راه می پیماید می توان بر پیش افتادگان پیشواگردانید و البته با دست آویزهائی ساختگی و پندارهائی در هم بافته و انگیزه تراشی هائی بی پا و سیاست روز، زیرا کاری است که پرداختن به آن نه به نشانه ای از پاکی روان نیاز دارد و نه به منش های برتر و نه به خوی های بزرگوارانه و نه به سرمایه های ارجمند جان و نه به نشانه ها و بینش ها و نه به پایگاه هائی والا و برداشتن گام هائی بس بلند در راه خدا، و کاری است که سرپرست آن هر چه به جا آرد بازخواست ندارد، اگر هم دستورهای کیش را به دور افکند و آئین های کیفری را به کار نسبت باز بر کنار نمی شود وتا هنگامی که میان توده خود نماز را بر پای بدارد و از او جدائی نمی گزینند و با وی ستیزه نمی کنند-  که گسترده این سخنان را شنیدی-پس چه باز می دارد ما را که بگوئیم چنین کاری که ویژگی هایش آن است گرانبار سنگینش را بر دوش کسانی همچون آن گور کن-  ابوعبیده جراح-  بنهیم ؟ و او را با جامه جانشینی پیامبر بیارائیم ؟ و چه انگیزه ای از خلیفه نخست جلوگیری می کند که چنین کسی-  یا یارهمراهش-  را در آغاز کار بر خود پیش بیاندازد؟ و چرا نباید کسانی را برگزینیم که تنها می توانند آنچه را که اندکی پیشتر نوشتیم به انجام رسانند؟ همان چه امام را برای برپا داشتن آن می گمارند هر چند آنچه را بر گردن اوست با یاری میانجیان و جلو داران خود وکسانی که به کار او می پردازند به جا آرد.  و شاید هم کسی که سر سختی و درشتی و تندخوئی و بی پروائی و همانند های این منش هارا داشته باشد چه بسا اگر سیاست روز بخواهد شایسته تر از دیگران برای کار به شمار رود!در پیش انداختن کهتر بر برتر، بیشتر کسان از خلیفه پیروی کرده اند قاضی در « مواقف » می نویسد:  بیشتر کسان بر آنند که امامت کهتر با بودن برتر رواست زیرا شاید برای امامت شایسته تر از برتر باشد چون آنچه درسرپرستی هر کاری نیازمند آنیم یکی شناختانگیزه هائی است که شایستگی و تباهی کار را در بر دارد و دیگری داشتن نیرو برای برخاستن به آنچه بایسته کار می نماید.  و چه بساکسی که دانش و کردار او کمتر است آشنائی بیشتری با راهبری دارد و بایستگی های آن در وی استوارتر باشد، گروهی نیز دو راهگشوده و گفته اند برگماشتن بر تر-  اگر آشوبی در بر ندارد-  بایسته است وگرنه نه و شریف جرجانی گفته نمونه اش در جائی است که سپاهیان، تن به فرمانبری از کهتر بدهند و نه مهتر . « شرح مواقف » ج 3 ص 279

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 203

رفتن به بالا