اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

چگونگی تولد علی(ع) از زبان پیامبر(ص)

متن فارسی

از زبان جابر بن عبد الله آورده اند که گفت رسول خدا (ص) را از چگونگی زاده شدن علی‌بن ابیطالب بپرسیدم. گفت مرا از بهترین کودکی که زاده شد پرسش کردی که زاییده شدنش در رویدادی همانند با زاده شدن مسیح (ع) بود. خدای تبارک و تعالی علی را از نور من آفرید و مرا از نور علی آفرید و ماهر دو از یک نوریم. سپس خدای عز و جل ما را از صلب آدم (ع) از صلب های پاک به رحم‌های پاکیزه منتقل کرد و من از صلب هیچ کس انتقال نیافتم مگر علی هم با من بود و ما به همین گونه بودیم تا مرا در بهترین رحم ها که از آمنه بودسپرد و علی را نیز در بهترین رحم ها که از فاطمه بنت اسد بود و در روزگارما مردی پرهیزگار و خداپرست بود که او را مبرم بن دعیب بن شقبان گفتند که 270 سال خدای تعالی را پرستیده و چیزی از او نخواسته بود پس خداوند ابوطالب را به سوی او فرستاد و چون مبرم او را دید به سوی او برخاست و سرش را ببوسید و او را پیش روی خود نشانید سپس او را گفت تو کیستی؟ گفت مردی از تهامیان. پرسید از کدام خاندان تهامی؟ گفت از هاشمیان. پس آن‌پارسا برجست و سر او را ببوسید و گفت‌ای مردم به راستی خدای علی اعلی چیزی‌به دل من الهام کرده. ابوطالب گفت چیست؟ گفت از پشت تو  فرزندی زاییده شود که دوست خدای عز و جل است . پس چون شبی که علی در آن زاده شد فرا رسید زمین درخشندگی یافت و ابوطالب بیرون شده می گفت ای مردمان، دوست خدادر خانه کعبه زاده شد. پس چون بامداد شد به خانه کعبه درآمد و می گفت: ” ای پروردگار این تاریکی آغاز شب و ماه درخشان روشن از کار پنهانی خویش برای ما آشکار کن که درباره نام این کودک چه می بینی ” . پس آوازسروشی را شنید که می گوید: ” ای خاندان پیامبر برگزیده شما را با دادن فرزندی پاک ویژگی بخشیدیم به راستی که نامش را از والایی، علی نهادیم و این علی از نام خداوند علی گرفته شده ” گزارش بالا را حافظ کنجی‌شافعی در ص 260 از کفایه الطالب آورده و گوید: تنها گزارشگر آن، مسلم بن خالد زنجی استاد شافعی است وتنها بازگوگر آن از زبان زنجی نیز عبد العزیز بن عبد الصمد است که نزد ما مشهور است .

 

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 7 ص 467)

 

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 467

فاستسقاء عبد المطلّب و ابنه سیّد الأبطح بالنبیّ الأعظم یوم کان صلی الله علیه و آله و سلم رضیعاً یافعاً یُعرب عن توحیدهما الخالص، و إیمانهما باللَّه، و عرفانهما بالرسالة الخاتمة، و قداسة صاحبها من أوّل یومه، و لو لم یکن لهما إلّا هذان الموقفان لکفیاهما، کما یکفیان الباحث عن دلیل آخر علی اعتناقهما الإیمان.

3- أبو طالب فی مولد أمیر المؤمنین علیه السلام:

عن جابر بن عبد اللَّه قال: سألت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم عن میلاد علیّ بن أبی طالب فقال: «لقد سألتنی عن خیر مولود ولد فی شبه المسیح علیه السلام، إنّ اللَّه تبارک و تعالی خلق علیّا من نوری و خلقنی من نوره و کلانا من نور واحد، ثمّ إنّ اللَّه عزّ و جلّ نقلنا من صلب آدم علیه السلام فی أصلاب طاهرة إلی أرحام زکیّة، فما نُقلت من صلب إلّا و نقل علیّ معی، فلم نزل کذلک حتی استودعنی خیر رحم و هی آمنة. و استودع علیّا خیر رحم و هی فاطمة بنت أسد». و کان فی زماننا رجل زاهد عابد یقال له المبرم بن دعیب بن الشقبان قد عبد اللَّه تعالی مائتین و سبعین سنة لم یسأل اللَّه حاجة، فبعث اللَّه إلیه أبا طالب، فلمّا أبصره المبرم قام إلیه و قبّل رأسه و أجلسه بین یدیه ثمّ قال: من أنت؟ فقال: رجل من تهامة. فقال: من أیِّ تهامة؟ فقال: من بنی هاشم. فوثب العابد فقبّل رأسه ثمّ قال: یا هذا إنّ العلیّ الأعلی ألهمنی إلهاماً. قال أبو طالب: و ما هو؟ قال: ولد یولد من ظهرک و هو ولیّ اللَّه. فلمّا کان اللیلة التی ولد فیها علیّ أشرقت الأرض، فخرج أبو طالب و هو یقول: أیّها الناس ولد فی الکعبة ولیّ اللَّه، فلمّا أصبح دخل الکعبة و هو یقول:

          یا ربَّ هذا الغسق الدجیِّ             و القمرِ المنبلجِ المُضیِ

             بیِّن لنا من أمرک الخفیِّ             ما ذا تری فی اسم ذا الصبیِ

قال: فسمع صوت هاتف یقول:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 468

         یا أهل بیت المصطفی النبیِّ             خصصتمُ بالولدِ الزکیِ

             إنَّ اسمه من شامخِ العلیِّ             علیٌّ اشتقَّ من العلیِ

أخرجه الحافظ الکنجی الشافعی فی کفایة الطالب «1» (ص 260)

و قال: تفرّد به مسلم بن خالد الزنجی و هو شیخ الشافعی، و تفرّد به عن الزنجی عبد العزیز بن عبد الصمد و هو معروف عندنا.