اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۳ اسفند ۱۴۰۲

کفش‌ها و کمانت را نفروش

متن فارسی

 ابو الفتح قواس مى‏‌گوید: زمانى آن چنان فقیر و بیچاره شده بودم که در خانه‏‌ام جز کمان و کفشم که مورد استفاده‌‏ام بود چیز دیگرى نبوده است، تصمیم گرفتم آنها را بفروشم. در آن روزى که مى‏‌خواستم آنها را بفروشم، روزى بوده که «ابى الحسین بن سمعون» جلوس داشته است، با خود گفتم اول به مجلس مزبور مى‏‌روم، آنگاه برمى‏‌گردم و کمان و کفشم را مى‏‌فروشم (باید توجه داشت که قواس کمتر پیش مى‌‏آمد که از رفتن به مجلس ابن سمعون تخلف کند) و چنان کردم و به مجلس مزبور وارد شدم، هنگامى که مى‏‌خواستم از مجلس بیرون آیم، ابو الحسین مرا صدا زد و گفت: «ابو الفتح کفش‏ها و کمانت را نفروش، زیرا خداوند به زودى از پیشش، روزیت خواهد داد»

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 97

متن عربی

5- قال أبو الفتح القوّاس: لحقتنی إضاقة وقتاً من الزمان، فنظرت فلم أجد فی البیت غیر قوس لی و خفّین کنت ألبسهما، فأصبحت و قد عزمت على بیعهما، و کان یوم مجلس أبی الحسین بن سمعون، فقلت فی نفسی: أحضر المجلس ثمّ أنصرف فأبیع الخفّین و القوس. قال: و کان القوّاس قلَّ ما یتخلّف عن حضور مجلس ابن سمعون، قال أبو الفتح: فحضرت المجلس، فلمّا أردت الانصراف نادانی أبو الحسین: یا أبا الفتح لا تبع الخفّین لا تبع القوس فإنَّ اللَّه سیأتیک برزق من عنده. تاریخ بغداد (1/275).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 97