logo-samandehi

گناه در رحبه و طلب مغفرت در بغداد

ابوعمرو بن علوان می گوید: روزی به خاطر حاجتی به بازار رفتم، جنازه ای را دیدم. دنبالش به راه افتادم. تا بر آن نماز بخوانم و مانده تا مرده را دفن کردند. در این هنگام بدون تعمد چشمم به زن روبازی افتاد، میل کردم که او را همچنان نگاه کنم، اما منصرف شدم و استغفار کردم بعد با خودم گفتم که به دیدن شیخ بزرگ جنید بروم. به سوی بغداد حرکت کردم. هنگامی که نزدیک حجره اش رسیدم و در زدم، به من گفت: ای ابوعمرو داخل شو، در رحبه گناه می کنی و ما در بغداد برایت طلب مغفرت می نمائیم.

  الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 96

رفتن به بالا