اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

انتقاد علامه امینی از کتاب «الوشیعه فی نقد عقائد الشیعه»

متن فارسی

هیچ مایل نبودم نامی از این کتاب به میان آید و کمترین آوائی از آن بگوش برسد، زیرا بیش از آنکه آن را نام تألیف نهیم، شایسته است نام رسوائی و فضیحت بر آن اطلاق گردد، ولی چاپ و انتشار کتاب مرا بر آن داشت تا جامعه را در جریان ارزش نویسنده‌اش قرار دهم و نمونه‌ای از صفحات تیره‌اش را بر آنان فرو خوانم که هر برگش ننگی بر امت اسلامی و هر صفحه‌اش فضیحتی زننده‌تر برای قوم اوست.

من نمی‌دانم درباره کتاب مردی که، کتاب الهی و سنت پیامبرش (ص) را پشت سر انداخته و خود سرانه به حکم و نقد و ایرادی پردازد چه نویسم؟ درباره کسی که ناروا سخن می‌گوید، و دروغ می‌بافد، نسبت نادرست می‌بندد و لقب ناسزا می‌سازد، و با کتاب خدا بازی می‌کند و با رأی ناچیز خود آن را تفسیر می‌نماید، و هر چه بعقل ضعیفش می‌رسد، هر طوری بخواهد توجیه می‌کند، مثل این که قرآن امروز نازل شده و کسی از پیش، آن را نشناخته و در زمینه آیات قرآن سخنی نرسیده و تا کنون هیچ گونه تفسیری از آن نگارش نیافته و حدیثی درباره آن نرسیده است. و گویا این مرد قانون تازه‌ای، و نظریه جدیدی، و دین و مذهب نوی، از خود ساخته که با هیچ کدام از مبادی اسلام، و هیچ یک از مطالب کتاب و سنت، تطبیق نمی‌کند.

برای نوشته نابخردی که پندارد امت با پیامبرش در همه امتیازات و فضائل و کمالات رسالت برابر است و در خصوصی‌ترین خصائص نبوت، شریک اوست، و رسالت امت با رسالت پیامبر در یک سوره بدون فصل بهم پیوسته است، چه ارزشی میتوان قائل شد؟ او که به آیه: لَقَدْ جاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکمْ»«1» و آیه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ‏«2» بر رسالت امت استدلال می‌کند سخن با او درباره این یاوه سرائی‌ها، موکول به فرصت گسترده‌تری است و شاید چنین فرصتی در آینده دست دهد چنانکه علامه فقید شیخ مهدی حجّار نجفی ساکن معقل «3» برخی از وقت خود را به ابطال سخنان بی‌پایه‌اش مصروف داشت.

اگر در کتاب این مرد، جز یاوه‌های مربوط به امت دیده نمی‌شد، برای شناخت نادانی و رفتار زشتش کافی بود.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 441

متن عربی

16- الوشیعة فی نقد عقائد الشیعة تألیف موسى جار اللَّه

کنت أودُّ أن لا أُحدث لهذا الکتاب ذکراً، و أن لا یسمع أحد منه رِکزاً؛ فإنَّه فی الفضائح أکثر منه فی عداد المؤلَّفات، لکنّ طبع الکتاب و انتشاره حدانی إلى أن أُوقف المجتمع على مقدار الرجل، و على أنموذج ممّا سوّد به صحائفه، و کلّ صحیفةٍ منه عار على الأمّة و على قومه أشدّ شناراً.

لست أدری ما أکتب عن کتاب رجل نبذ کتاب اللَّه و سنّة نبیِّه وراءه ظهریّا،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 441

فجاء یحکم و ینقد، و یتحکّم و یفنِّد، و ینبر و ینبز، و یعبث بکتاب اللَّه و یفسِّره برأیه الضئیل؛ و عقلیّته السقیمة کیف شاء و أراد، فکأنّ القرآن قد نزل الیوم و لم یسبقه إلى معرفته أحد، و لم یأت فی آیه قولٌ، و لم یُدوَّن فی تفسیره کتابٌ، و لم یرد فی بیانه حدیث، و کأنَّ الرجل قد أتى بشرعٍ جدید، و رأی حدیث، و دین مخترَع، و مذهب مبتدع، لا یساعده أیُّ مبدأ من مبادئ الإسلام، و لا شی‏ء من الکتاب أو السنّة.

ما قیمة مغفَّل و کتابه و هو یرى الأمّة شریکة لنبیّها فی کلّ ما کان له، و فی کلِّ فضیلة و کمال تستوجبها الرسالة، و شریکة لنبیّها فی أخصّ خصائص النبوّة، و یرى رسالة الأمّة متّصلة تمام الاتصال برسالة نبیّها، و یحسب سورة القدر سورة رسالة الأمة متصلة بسورة رسالة النبیِّ من غیر فصل، و یستدلُّ على رسالة الأمّة بقوله تعالى: (لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ‏) «1». و بقوله: (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ‏) «2».

و الکلام معه فی هذه الأساطیر کلّها یستدعی فراغاً أوسع من هذا، و لعلّه یُتاح لنا فی المستقبل الکشّاف إن شاء اللَّه تعالى، و قد أغرق نزعاً فی تفنید أباطیله العلّامة المبرور الشیخ مهدی الحجّار النجفی نزیل المعقل «3».

و لو لم یکن للرجل فی طیّ کتابه إلا أساطیره الراجعة إلى الأمّة لکفاه جهلًا و سوأة