اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

دروغ های ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه – شیعیان نماز جمعه و نماز جماعت و حج انجام نمی دهند!!!

متن فارسی

10- می گوید: رافضیان مساجد را که خداوند امر کرده احترام بگذارند و نامش را در آن ها برند، رها کرده نه نماز جمعه می خوانند و نه نماز جماعت، و احترامی برای مساجدشان نیست اگر هم در آن نماز بگذارند، فرادی نماز می گزارند نه بجماعت ولی مشاهد و آثاری که بر فراز گورها بنا کرده اند، احترام فراوان می نهند، و مانند مشرکان در آنجا عکوف کرده به شیوه حاجیان که برای زیارت بیت عتیق به مکه می روند، آنجا را مقصد و مقصود، قرار می دهند.
تا جائیکه برخی از آنها زیارت آن اماکن را، از زیارت کعبه و انجام عمل حج برتر می دانند بلکه اگر کسی با زیارت آنها خود را از زیارت حج واجب، مستغنی نکند او را ناسزا می گویند. چنانکه اگر به جای جمعه و جماعت به مشاهد نرود مشمول بدگوئی خواهد بود، و این خود نمونه ای از دین مسیحیان و مشرکان است 1 ر 131.
و در 2 ر 39 گوید: رافضیان مشاهد (قبوری) را که خدا و پیامبرش ساختمان آنها را حرام کرده اند، مانند خانه های بت پرستان می سازند. و برخی از رافضیان زیارتش را مانند عمل حج قرار می دهند. چنانکه مفید کتابی تصنیف کرد به نام «مناسک حج المشاهد» و در آن دروغ و شرک هائی از نوع دروغ و شرک های مسیحیان، دیده می شود.
پاسخ- مساجد آباد، چه در شهرها و چه در روستاها و حتی قصبات کوچک شیعه نشین نشان دهنده یکی از مظاهر تشیع در طبقات متوسط و متمدن شیعه است که با احترام خاص خود را در برابر مسجد موظف به انجام وظائفی می دانند: تنجیس مسجد نزد شیعیان حرام، و پاک کردن آن از نجاست واجب است. و اگر کسی از آلوده شدن مسجد قبل از نماز آگاهی پیدا کند و تطهیر مسجد نکرده به نماز ایستد
نمازش باطل است. جنب، حائض و نفساء نباید در مسجد مکث کنند، وارد کردن عین نجاست در مسجد اگر عنوان هتک حرمت پیدا کند، ممنوع است.
هر نوع معامله و سخن گفتن جز ذکر خدا و عبادت که از امور دنیا باشد در مسجد مکروه است و کسی که چنین کند سرش را باید کوبید و او را گفت «فض اللّه فاک» خدا دهنت را بشکند. ائمه شیعه این روایت را از پیغمبر (ص) نقل کرده اند که همسایه مسجد نمازش جز در مسجد پذیرفته نیست و بسیاری از احترامات دیگر که فقه شیعه متعرض آنست و عمل شیعیان و اقامه جماعت ها، نشان دهنده آن.
ابن مطالب برای کسیکه گردشی دور شهرها کند، و اخباری از شیعه بگیرد، آشکار تر از آنست که بر او پوشیده بماند.
اما تعظیم مشاهد، ربطی به مشرکان ندارد، زیرا شیعه صاحبان مشاهد را عبادت نمی کند، بلکه با زیارت آنان، و درود و ثنای بر آنها و سوگواری برای آنها، به خدای سبحان تقرّب می جوید زیرا اینان اولیای خدا و دوستان اویند و شیعه در این باره، احادیثی از پیشوایانش نقل می کند، و در الفاظ زیارات گواه و اعتراف به این حقیقت است که آنان «عِبادٌ مُکْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ»
بندگان عزیز خدایند که در سخن بر او پیشی نمی جویند و به فرمانش عمل می کنند»
اما فحش و ناسزا نسبت به کسی که حج برود و زیارت مشاهد نرود، از بزرگترین دروغهای بافته اوست. شیعه از روی نخست از پیشوایان خود این روایت را نقل کرده که:
بنی الاسلام علی خمس: الصّلاة و الزّکاة و الحجّ و الصّوم و الولایة
اسلام پنج پایه دارد: نماز، زکاة، حج، روزه و ولایت.
و احادیث فراوان در این زمینه وارد شده و معتقد است، که تأخیر حجّ واجب، از سال استطاعت، گناهی بزرگ و پر عقوبت است، و به تارک حجّ، هنگام
مرگ، گفته می شود، بمیر اگر خواهی به کیش یهود و اگر خواهی به کیش مسیحیت.
حال آیا معقول است با وجود این عقائد و احادیث و فتاوی فقها که از کتاب و سنت استنباط شده، مبنی بر وجوب حج، شیعه به کسی که زیارت را بجای حج کافی نداند ناسزا گوید؟!
امّا کتاب شیخ مفید، چیزی در آن کتاب نیست جز اینکه آن را «منسک الزیارات» (عبادت زیارت ها) نامیده است و منسک، چیزی جز عبادت و آنچه حق خدا را اداء کند، نیست. و برای این لفظ حقیقت شرعی نسبت به خصوص اعمال حج، پدید نیامده است، هر چند در عرف و اصطلاح مناسک را در مورد حج بکار می برند. از این رو هر عبادتی که مشمول رضای حق باشد در هر مکان و هر زمانی باشد می توان منسک به آن، اطلاق کرد. و از آنجا که زیارت مشاهد و آداب رسیده و ادعیه و نمازهای وارده بر خلاف سجده بر قبر یا نماز به سوی قبر یا خواستن حاجتی مستقیما از صاحب قبر؛ از عبادتهای مشروع و صحیح است، و این عبادت همان وسیله قرار دادن آنان است بر اثر قرب و مقامی که نزد خدا دارند، بدین ترتیب چه مانعی از اطلاق لفظ منسک به این عبادت وجود دارد؟!
و اما آنچه نسبت داده که در آن کتاب دروغ و شرک وجود دارد، او با سایر نسبت دروغینش به عواقب این دروغها اهمیت نمی دهد. کتاب شیخ مفید هم هنوز از بین نرفته، در مقابل ما است چیزی در آن نیست، مگر آنچه در کتابهای مشابهش از کتابهای مزار (ادعیه و زیارات) موجود است، محتویات کتاب تنزّل ائمه طاهرین از مراتب الوهیت است، که حق آنها نیست، و اثبات بندگی و خضوع در برابر قدرت خدای سبحان با داشتن عالیترین مقام قرب به درگاه او.
این چست که از این قوم، فهم هیچ گفتاری را، امید نیست.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 219

متن عربی

10- قال: تجد الرافضة یعطِّلون المساجد التی أمر اللَّه أن تُرفع و یُذکر فیها اسمه، فلا یصلّون فیها جمعةً و لا جماعةً، و لیس لها عندهم کبیر حرمة، و إن صلّوا فیها صلّوا فیها وُحداناً، و یعظِّمون المشاهد المبنیّة علی القبور، فیعکفون علیها مشابهةً للمشرکین، و یحجّون إلیها کما یحجُّ الحاجُّ إلی البیت العتیق، و منهم من یجعل الحجّ إلیها أعظم من الحجِّ إلی الکعبة، بل یسبّون من لا یستغنی بالحجّ إلیها عن الحجّ الذی فرضه اللَّه تعالی علی عباده، و من لا یستغنی بها عن الجمعة و الجماعة، و هذا من جنس دین النصاری و المشرکین (1/130).

و قال فی (2/39): الرافضة یعمرون المشاهد التی حرّم اللَّه و رسوله بناءها، و یجعلونها بمنزلة دور الأوثان، و منهم من یجعل زیارتها کالحجِّ، کما صنّف المفید کتاباً سمّاه مناسک حجِّ المشاهد، و فیه من الکذب و الشرک ما هو جنس شرک النصاری و کذبهم.

الجواب: إنَّ المساجد العامرة ماثلةٌ بین ظهرانیِّ الشیعة فی أوساطها

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 219

و حواضرها و مدنها و حتی فی القری و الرساتیق، تحتفی بها الشیعة، و تری حرمتها من واجبها، و تقول بحرمة تنجیسها و بوجوب إزالة النجاسة عنها، و بعدم صحّة الصلاة بعد العلم بها و قبل تطهیرها، و عدم جواز مکث الجنب و الحائض و النفساء فیها، و عدم جواز إدخال النجس فیها إن کان هتکاً، و تکره فیها المعاملة و الکلام بغیر الذِّکر و العبادة من أمور الدنیا، و من فعل ذلک یُضرب علی رأسه و یقال له: فضَّ اللَّه فاک.

و تروی عن النبیّ و أئمّتها أنَّه لا صلاة لجار المسجد إلّا فی المسجد. إلی غیرها من الحرمات التی یتضمّنها فقه الشیعة، و ینوءُ بها عملهم، و ما یقام فیها من الجماعات، و هذه کلّها أظهر من أن تخفی علی من جاسَ خلال دیارهم أو عرف شیئاً من أنبائهم.

و أمّا تعظیمهم المشاهد فلیس تشبّهاً منهم بالمشرکین فإنَّهم لا یعبدون من فیها، و إنّما یتقرّبون إلی المولی سبحانه بزیارتهم و الثناء علیهم و التأبین لهم، لأنَّهم أولیاء اللَّه و أحبّاؤه، و یروون فی ذلک أحادیث عن أئمتهم، و فیما یُتلی هنالک من ألفاظ الزیارات شهادة و اعتراف بأنَّهم (… عِبادٌ مُکْرَمُونَ* لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ

) «1».

و أمّا السبُّ علی ما ذکر فهو من أکذب تقوّلاته؛ فإنَّ الشیعة علی بکرة أبیها تروی عن أئمّتها علیهم السلام أنَّ الإسلام بُنی علی خمس: الصلاة و الزکاة و الحجّ و الصوم و الولایة، و أحادیثهم بذلک متضافرة. و تعتقد بأنَّ تأخیر حجّة الإسلام عن سنتها کبیرة موبقة، و إنّه یُقال لتارکها عند الموت: مُت إن شئت یهودیّا و إن شئت نصرانیّا.

أ فمن المعقول أن تسبَّ الشیعة، مع هذه العقائد و الأحادیث و فتاوی العلماء المطابقة لها المستنبطة من الکتاب و السنّة، من لا یستغنی عن الحجِّ بالزیارة؟

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 220

و أمّا کتاب الشیخ المفید فلیس فیه إلّا أنَّه أسماه- منسک الزیارات- و ما المنسک إلّا العبادة و ما یؤدّی به حقّ اللَّه تعالی، و لیست له حقیقة شرعیّة مخصوصة بأعمال الحجِّ و إن تخصّص بها فی العرف و المصطلح، فکلُّ عبادةٍ مرضیّةٍ للَّه سبحانه فی أیِّ محلٍّ و فی أیّ وقت یجوز إطلاقه علیها، و إذا کانت زیارة المشاهد و الآداب الواردة و الأدعیة و الصلوات المأثورة فیها من تلکم النسک المشروعة من غیر سجود علی قبرٍ، أو صلاة إلیه، و لا مسألةٍ من صاحبه أوّلًا و بالذات، و إنَّما هو توسّل به إلی اللَّه تعالی لزلفته عنده و قربه منه، فما المانع من إطلاق لفظ المنسک علیه؟

و قوله عمّا فیه من کذب و شرک فهو لدة سائر ما یتقوّل غیر مکترث لِوَباله، و الکتاب لم یعدم بعدُ و هو بین ظهرانینا، و لیس فیه إلّا ما یضاهیه ما فی غیره من کتب المزار، ممّا ینزِّل الأئمّة الطاهرین عمّا لیس لهم من المراتب، و یثبت لهم العبّاس بودیّة و الخضوع لسلطان المولی سبحانه، مع ما لهم من أقرب الزلف إلیه، فما لهؤلاء القوم لا یفقهون حدیثاً؟