اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۵ آذر ۱۴۰۱

روایت جعلی در فضیلت عثمان (شمشیر خدا برای عثمان)

متن فارسی

پاره ای از روایات جعلی در فضیلت عثمان :

14/ ابن عدی روایتی به ثبت رسانده است از قول محمد بن داود بن دینار از احمد بن محمد بن حباب بصری از عمرو بن فاید بصری از موسی بن سیار بصری از حسن بصری از انس ، که انس می گوید که از پیامبر (ص) برایم‌ نقل کرده اند که ” خدای تعالی شمشیری‌ دارد که تا عثمان بن عفان زنده است در نیام خواهد بود ، و هنگامی که کشته شود آن شمشیر آخته خواهد گشت و تا روز قیامت در نیام نخواهد رفت “.

ابن عساکر نیز آن را بطور ” مسند ” و با سندی که همه رجالش ذکر شده اند ثبت کرده است. سیوطی درباره آن می نویسد : ” جعلی است . اشکال و عیبناکیش وجود عمرو بن فاید است و استاد حدیثش نیز دروغ ساز است. عجیب است که سیوطی در اینجا روایت را جعلی و راوی آن را دروغ ساز می داند اما همین را در ” تاریخ الخلفا ” در فصل شمارش فضایل و محاسن عثمان می آورد و فقط می گوید : این را تنها عمرو بن فاید روایت کرده است و او روایات نامعلوم و نادرستی دارد . آری، اینطور حقایق را پوشانده و وارونه جلوه می دهند و مردم را می فریبند . سیوطی وقتی دید روایت جعلی است و یک دروغگو از زبان دروغ سازی دیگر نقل می نماید باید از فهرست فضایل و تمجیدهای عثمان حذفش می کرد . اما چون او و همانندانش اگر می خواستند روایاتی را که از لحاظ سند یا متن سست و بی اعتبارند حذف نمایند و به آن استناد نکنند نمی توانستند هیچ فضیلتی برای عثمان صورت بدهند ، و این چیزی است که آنها و جماعتشان میل ندارند و می خواهند هر طور شده گرچه با ردیف کردن روایات بی اساس و یاوه دروغ سازان و جاعلان ، فهرستی از فضایل و مکارم و شرحی از تمجید و تحسین در حق عثمان و اقرانش بسازند. دار قطنی، ابن مدینی، عقیلی، ابن عدی، نسایی و ذهبی، ” عمرو بن فاید” – یکی از راویان آن حرف – را مورد نقد و محکومیت قرار داده و روایاتش را باطل شمرده اند. موسی بن سیار بصری یکی دیگر از رجال سند آن روایت نیز مورد حمله و نکوهش علمای رجال قرار دارد. یحیی القطان، ابو حاتم، ابن عدی، ابن معین، و ذهبی او را بی اعتبار و دروغگو و روایاتش را باطل ‌و پوچ دانسته اند. در سند آن نام محمد بن داود فارسی نیز هست . ذهبی می نویسد : ” از شیوخ و اساتید ابن عدی است، وی از او یاد کرده می گوید : دروغ می گفته است . ” ابن حجر هم حدیثی در فضیلت امیر المومنین علی (ع) آورده و به دنبال آن می گوید : ” آن از جعلیات محمد بن داود دینار است. ” چنین است حال آن روایت ساختگی و دروغین . با وجود این، عده ای که می خواسته اند برای عثمان و حکام همانندش فضایلی بتراشند مثل ” سیوطی ” و ” قرمانی ” و ” احمد زینی دحلان “، آن روایت را در فصل تعریف و تمجید عثمان یک حقیقت مسلم تاریخی گرفته و حجت آورده اند همانطور که به هنگام مدح و ثنای دیگر اربابانشان عمل کرده اند.

( الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 9 ص 414)

متن عربی

14- أخرج ابن عدی «1»، قال: حدّثنا محمد بن داود بن دینار، حدّثنا أحمد ابن محمد بن الحباب البصری، حدّثنا عمرو بن فائد البصری، عن موسی بن سیّار البصری، عن الحسن البصری، عن أنس مرفوعاً: إنّ للَّه تعالی سیفاً مغموداً فی غمده ما دام عثمان بن عفّان حیّا، فإذا قُتل جُرّد ذلک السیف فلم یُغمد إلی یوم القیامة، و رواه ابن عساکر «2» بالإسناد.

قال السیوطی فی اللآلئ (1/316): موضوع آفته عمرو بن فائد، و شیخه کذّاب أیضاً.

قال الأمینی: ألا تعجب من السیوطی؟ یحکم هاهنا علی الروایة بالوضع و یکذّب راویها و یذکرها فی تاریخ الخلفاء «3» (ص 110) فی عدّ فضائل عثمان و یقتصر علی قوله: تفرّد به عمرو بن فائد و له مناکیر. نعم؛ هکذا یموّهون علی الحقائق و یغرون الناس بالجهل، کان علی الرجل أن یلغیها عن سیاق عدّ الفضائل- التی من طبعها أن یُحتجّ بها- بعد ما رآها موضوعة رواها کذّاب عن کذّاب، غیر أنّه لو اقتصر علی ما یحتجّ به فی باب الفضائل، و ألغی مالا یصحّ منها سنداً أو متناً، لما یجد هو و غیره فضیلة قطّ لعثمان، و هذا ممّا لا یروقه هو و لا یحبّذه قومه.

و للدارقطنی، و ابن المدینی، و العقیلی، و ابن عدی، و النسائی، و الذهبی، کلمات

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 415

فی جرح عمرو بن فائد و بطلان حدیثه. راجع «1» لسان المیزان (4/372).

و لیحیی القطّان، و أبی حاتم، و ابن عدی، و ابن معین، و الذهبی، أقوال فی تفنید موسی بن سیّار البصری و تکذیبه و بطلان حدیثه.

راجع «2»: میزان الاعتدال (3/211)، و لسان المیزان (6/120).

و فی الإسناد محمد بن داود الفارسی، قال الذهبی فی المیزان «3» (3/54): من شیوخ ابن عدی، ذکره فقال: کان یکذب. و ذکر ابن حجر فی اللسان «4» (5/161) حدیثاً فی فضل علیّ أمیر المؤمنین فقال: هو من وضع محمد بن داود بن دینار.

هذا شأن هذه المکذوبة، غیر أنّ أُناساً من الغالین فی الفضائل کالسیوطی و القرمانی «5» و أحمد زینی دحلان «6» اتّخذوها حجّة عند ذکرهم فضائل عثمان مرسلین إیّاها إرسال المسلّم شأنهم فی الموضوعات المفتعلة فی الثناء علی رجالاتهم.