logo-samandehi

مناشده جوانی بر «ابی هریره» به حدیث غدیر خم

حافظ ابویعلی موصلی  با بررسی و دقت در طریق آورده گوید: حدیث نمود ما را ابوبکر بن ابی شیبه، باخبار از شریک از ابی یزید داود اودی متوفای 150 ، از پدرش یزدی اودی، و حافظ ابن جریر طبری نیز با دقت در طریق آورده از ابی کریب، از شاذان، از شریک، از ادریس و برادرش داود، از پدرشان یزید اودی که گفت:

–        ابوهریره داخل مسجد شد، مردم گرد او جمع شدند، جوانی برخاست و رو به ابی هریره نموده و گفت: تو را بخدا سوگند میدهم، از رسول خداصلی الله علیه و آله شنیدی که فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه،

–        ابوهریره گفت: من شهادت میدهم که شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه.»

این روایت را حافظ ابوبکر هیثمی در ج 9 ” مجمع الزواید ” ص 105 به نقل از ابی یعلی، و طبرانی، و بزار، بدو طریق خود ذکرنموده و یکی از دو طریق را بصحت اعلام و رجال آن را توثیق نموده،

 و ابن کثیر در جلد 5 تاریخ خود ص 213 از طریق ابی یعلی موصلی، و ابن جریر طبری آنرا روایت نموده است.

 ابن ابی الحدید در ج 1 شرح نهج البلاغه ص 360 گوید: سفیان ثوری روایت نموده از عبد الرحمن بن قاسم، از عمر بن عبدالغفار، اینکه زمانیکه ابو هریره با معاویه بکوفه آمد، شبها در باب کنده می نشست و مردم گرد او جمع میشدند.

–         جوانی از کوفه آمد و در نزد او نشست و خطاب باو گفت: تورابخداسوگندمیدهم آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده ای که درباره علی بن ابی طالب علیه السلام می فرمود: « اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه؟»

–        ابوهریره گفت: بار خدایا، آری،

–         آن جوان گفت: بنابراین من خدا را گواه میگیرم، بتحقیق تو، دشمن او را دوست گرفتی و با دوست او دشمنی نمودی و سپس از نزد او برخاست،

–         راویان چنین روایت نموده اند که: اباهریره با کودکان در رهگذر هم غذامیشد و با آنها بازی میکرد،

–        و هنگامی که امیر مدینه بود خطبه چنین خواند : “الحمدلله الذی جعل الدین قیاما و ابا هریره اماما” یعنی حمد خدائی را که دین را قیام قرار داد و ابی هریره را امام نمود. و مردم را با این سخن میخندانید

–         و نیز هنگامیکه امیر مدینه بود در بازار راه میرفت و هر گاه بمردی میرسید که در جلو او راه میرفت با پای خود بر زمین میزد و میگفت: راه دهید راه دهید امیرآمد، و مقصودش خودش بود،

ابن ابی الحدید سپس گوید: ابن قتیبه تمامی این امور را در کتاب ” المعارف ” در شرح حال ابی هریره ذکر نموده و گفتار نامبرده در حق او حجت است، زیرا او متهم نیست.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 406

رفتن به بالا